تحول هوش مصنوعی؛ ترسیم روند تغییرات در موتورهای جستجو
اگر به نسخه اولیه اینترنت که در دهه نود میلادی موج «داتکام» را شکل داد نگاهی بیندازید، شاید دچار شوک شوید؛ دورانی پیش از شبکههای اجتماعی، سرویسهای استریم و شخصیسازی محتوا. زندگی در آن روزها از بسیار جهات بسیار سادهتر بود.
به گزارش هفت صبح اما امروز، ترجیحات کاربران تغییر کرده است. مخاطبان اطلاعاتی سریع، دقیق و شخصیسازیشده میخواهند؛ آن هم روی هر پلتفرمی که برای جستجو انتخاب میکنند. کاربران تمایل دارند با تلفن همراه یا سایر ابزارهای خود، از طریق متن یا تصویر، به دنبال اطلاعات مورد نیازشان بگردند.
هوش مصنوعی، بهویژه در حوزه جستجو، فرصتهای هیجانانگیز زیادی ایجاد کرده است؛ اما همزمان، موجی از عدم قطعیت را به همراه آورده که برندها در حال تلاش برای مواجهه با آن هستند. برای درک چرایی و چگونگی این موضوع، پنج روشی که ارتباط کاربران با هوش مصنوعی و موتورهای جستجو را دستخوش تغییر کرده بررسی میشود.
جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد در برابر جستجوی سنتی
نگرشهای جهانی نسبت به هوش مصنوعی از زمان اوجگیری چتجیپیش (ChatGPT) در سال ۲۰۲۲ تحت نظرسنجی و پایش قرار گرفته است. نکتههای فراوانی از این پایشها به دست میآید؛ بهویژه در زمینه آنچه کاربران در تجربه جستجوی آنلاین خود به دنبال آن هستند.
اگر نسل Z زیر ذرهبین قرار گیرد، مشخص میشود که این گروه سنتی تمایل بیشتری دارند تا برای یافتن اطلاعات از پلتفرمها و چتباتهای هوش مصنوعی استفاده کنند تا جستجوی تصویری، صوتی یا مراجعه به وبسایتهای برندها و فروشگاهها. در مقابل، نسلهای قدیمیتر مانند متولدین هزاره (Millennials)، نسل X و نسل بومرها همگی چتباتهای هوش مصنوعی را کمکاربردترین ابزار خود برای یافتن اطلاعات میدانند.
آنچه فعلاً شفاف به نظر میرسد این است که موتورهای جستجوی سنتی و پلتفرمهای شبکههای اجتماعی همچنان گزینه اصلی کاربران هستند؛ اما نباید از تاثیری که چتباتهای هوش مصنوعی در همین مدت کوتاه بهویژه در میان مخاطبان جوانتر گذاشتهاند غافل شد. مقایسه نشان میدهد هوش مصنوعی تنها ظرف یک سال به جایگاهی دست یافته که دستیابی به آن برای جستجوی صوتی یک دهه طول کشید. سوال میلیارد دلاری شرکتهای فناوری این است که چگونه خود را با این ابزارهای هوش مصنوعی وفق دهند.
محبوبترین ابزارهای هوش مصنوعی از نگاه کاربران
مهمترین فاکتورها برای کاربران هنگام استفاده از پلتفرمها و چتباتهای هوش مصنوعی، بهروز بودن، قابل اعتماد بودن منبع اطلاعات و البته ایمنی استفاده از آنهاست.
شرکت اپل در معرفی «هوش اپل» (Apple Intelligence)، ایمنی را در محوریت قرار داد. اپل همانند موتورهای جستجو، از مخاطبان وفادار و زیرساختهای فناوری موجود بهره میبرد که مزیت عظیمی برای آن محسوب میشود.
میزان نفوذ هوش مصنوعی بر اساس جغرافیای کاربران
منطقهای که کاربران در آن زندگی میکنند، نقش پررنگی در پذیرش هوش مصنوعی دارد. ۶۳ درصد از کاربران در بریتانیا اعلام کردهاند که تا ژوئیه امسال از هیچیک از ۹ ابزار هوش مصنوعی مورد پرسش استفاده نکردهاند. عدم تمایل مشابهی نیز در استرالیا (۵۷٪)، کانادا (۵۶٪) و ایالات متحده (۵۳٪) دیده میشود. این فرض که هوش مصنوعی تمام جهان را تسخیر کرده چندان دقیق نیست؛ واقعیت این است که باید میزان استفاده و نگرشها را در سطح هر بازار جداگانه بررسی کرد. بسته به منطقهای که یک کسبوکار در آن فعال است، ممکن است زمان بیشتر (یا کمتری) برای همراهی با این روندهای نوظهور وجود داشته باشد.
عامل دیگری که بر میزان تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی تاثیر میگذارد، نوع دستگاهی است که کاربر در اختیار دارد. میزان تعامل با چتجیپیش در میان دارندگان آیفون بالاتر از حد میانگین است؛ بنابراین ادغام با اکوسیستم اپل با استقبال بالایی مواجه شده است. میزان تعامل با گوگل جمینای (Google Gemini) در میان دارندگان گوشیهای گوگل پیکسل بالاتر است و چت هوش مصنوعی بینگ (Bing AI Chat) در میان دارندگان گوشیهای سامسونگ محبوبیت بیشتری دارد. هنگام بررسی تاثیری که هوش مصنوعی میتواند بر رفتار جستجو و کشف محتوا بگذارد، شناخت دستگاههایی که کاربران با آنها به نقاط تماس دیجیتال متصل میشوند، به درک مسیرهای توجه مخاطبان کمک میکند.
رقابت در توسعه مهارتهای هوش مصنوعی
مانند هر محصول یا خدمت دیگری، درک دلایل و انگیزههای اولیه استفاده از ابزارها – و نه فقط میزان محبوبیت آنها – اهمیت دارد. اگرچه تصاویر و ویدیوهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی جذابیت بصری زیادی دارند، اما برندها باید بر مهارتهای زیربنایی تمرکز کنند.
تحقیق و پژوهش، افزایش کارایی و خلاقیت، سه مهارتی هستند که کاربران اعلام کردهاند بیشترین بهبود را از طریق کار با ابزارهای هوش مصنوعی در خود ایجاد کردهاند. در واقع، مهارت «پژوهش» در ۱۰ بازار از ۱۲ بازار مورد بررسی در آوریل امسال، در صدر لیست کاربران ابزارهای هوش مصنوعی قرار گرفت (به جز مالزی که حل مسئله و ژاپن که افزایش کارایی در صدر آنها بود). این موضوع پیامدهای مستقیمی برای کشف برندها دارد؛ اگر کاربر بتواند پاسخ دقیق و سفارشی خود را از ابزار هوش مصنوعی بگیرد، چه نیازی به مراجعه به وبسایت یا صفحه شبکههای اجتماعی خواهد داشت؟
برای درک بهتر این موضوع، ۲۴ درصد از کاربران در ۱۲ بازار اعلام کردهاند که مهارتهای پژوهشی خود را با استفاده از هوش مصنوعی ارتقا دادهاند. این رقم کمتر از درصدی است که برندها یا محصولات جدید را از طریق موتورهای جستجو (۳۲٪)، تبلیغات تلویزیونی (۳۱٪)، تبلیغات شبکههای اجتماعی (۲۹٪) یا توصیههای کلامی دیگران (۲۸٪) کشف میکنند. این آمار برای زمان حال ارزشمند است، اما نگاه به آینده ضرورت بیشتری دارد.
از هر ۳ کاربر، بیش از ۱ نفر ابراز امیدواری کردهاند که ابزارهای هوش مصنوعی در آینده برای انجام پژوهشها کاربردیتر و مفیدتر شوند.
حتی در بازارهایی که سرعت پذیرش این فناوری کندتر بوده، کاربران حس قوی نسبت به این موضوع دارند که میتوانند با توسعه هوش مصنوعی «ماهرتر» شوند. اثر جایگزینی کاملاً واقعی است و کاربران بیشتر تمایل دارند هوش مصنوعی را پدیدهای مثبت برای آینده بدانند.
برتری هوش مصنوعی بر انسان (از نگاه خود انسانها)
اگر کاربری در فضای آنلاین با محتوایی جذاب روبرو شود و سپس بفهمد که آن محتوا توسط هوش مصنوعی تولید شده، لزوماً دیدگاه منفی نسبت به آن پیدا نمیکند. اکثر افراد میگویند نسبت به این موضوع بیتفاوت هستند و حتی برخی آن را بیشتر خواهند پسندید. بنابراین برای درک زمینههایی که ممکن است توسط هوش مصنوعی دچار تحول یا جایگزینی شوند، میتوان به حوزههایی نگاه کرد که کاربران معتقدند هوش مصنوعی در آنها عملکرد بهتری نسبت به انسان دارد.
تحلیل دادهها، ترجمه زبان و حل مسئله در صدر حوزههایی قرار دارند که مخاطبان معتقدند هوش مصنوعی در آنها از انسان پیشی گرفته است. البته نگرشها پیچیدهاند و همه کاربران یکسان فکر نمیکنند:
-
دانشآموزان و دانشجویان ۳۶ درصد بیشتر احتمال دارد بگویند هوش مصنوعی در ایدهپردازی و طوفان فکری بهتر عمل میکند.
-
شاغلین بخش خردهفروشی و مد ۱۷ درصد بیشتر احتمال دارد که هوش مصنوعی را در حل مسئله برتر بدانند.
-
افراد خوداشتغال و فریلنسرها ۱۵ درصد بیشتر احتمال دارد معتقد باشند هوش مصنوعی در طراحی خلاقانه و نوآوری عملکرد بهتری دارد.
کاربردهای هوش مصنوعی گوناگون است، اما وقتی صحبت از یافتن اطلاعات میشود، نشانههایی از جابهجایی و تحول در صنایع مختلف به چشم میخورد. توافق عمومی بر این است که این ابزارها در وظایف عملکردی نسبت به وظایف همراه با همدلی موفقترند؛ اما برندها باید نبض نگرشهای کاربران در بخش خود را در دست داشته باشند تا این دوره گذار را مدیریت کنند.
دقت؛ تنها انگیزه کاربران برای جستجو نیست
قابلیت اطمینان، نتایج جستجوی مرتبط و اطلاعات بهروز، مهمترین موارد برای کاربران هنگام استفاده از یک موتور جستجو هستند. مشخص شده که چتباتهای هوش مصنوعی چالشهایی در زمینه «توهم» (Hallucination) یا ارائه اطلاعات نادرست داشتهاند؛ بنابراین برای این پلتفرمها، موضوع قابلیت اطمینان زیر سوال میرود. اما کاربران برنامههایی مانند چتجیپیش چه اولویتهایی دارند؟
برای این دسته از کاربران، سهولت دسترسی، راحتی استفاده و میزان جزئیات پاسخ دریافتشده از موتور جستجو اهمیت بیشتری نسبت به سطح میانگین دارد. برای برخی کاربران دقت همهچیز است، اما برخی دیگر میخواهند از جستجوی اولیه خود، اطلاعات بیشتری نسبت به آنچه یک لینک ساده وب نشان میدهد کسب کنند.
نکته جالب اینجاست که کاربران چتجیپیش از رضایت نسبتاً بالایی برخوردارند. در طیف وسیعی از اطلاعات — از دستور پخت غذا گرفته تا اطلاعات محصول — آنها مثبتترین تجربه را هنگام جستجوی آنلاین دارند. همچنین آنها مشکلی با اصلاح و دقیقتر کردن جستجوی خود برای رسیدن به پاسخ ندارند؛ ۴۳ درصد از آنها میگویند پرسشهای جستجوی خود را بهطور منظم تغییر میدهند، در حالی که این میزان در میان کل کاربران اینترنت ۳۳ درصد است. استفاده از چتبات هوش مصنوعی شبیه به یک گفتگو است که برای بسیاری از افراد طبیعیتر به نظر میرسد؛ بهویژه وقتی کلمات کلیدی طولانی همیشه نتایج دلخواه را در موتورهای جستجوی سنتی نشان نمیدهند.
اگرچه کاربران چتجیپیش برای دستیابی به اطلاعات مورد نظر خود تعامل بیشتری نشان میدهند، اما این امر در نهایت به تجربه جستجوی رضایتبخشتری منجر میشود. اگرچه تمرکز زیادی روی دریافت سریع اطلاعات وجود دارد، اما شاید وقت آن رسیده که در نحوه تمایل کاربران به دریافت و مصرف اطلاعات تجدیدنظر شود. پذیرش هوش مصنوعی ممکن است در برخی بازارها کند باشد، اما اگر تجربه جستجوی رضایتبخشتری ارائه دهد، کفه ترازو به نفع هوش مصنوعی سنگینتر خواهد شد.
جمعبندی درباره هوش مصنوعی و جستجو
پتانسیل هوش مصنوعی برای ایجاد تحول در چشمانداز جستجو بسیار بالاست؛ بهویژه در میان گروههای سنی جوانتر که در حال تجربه این تغییر هستند. با ادامه تکامل هوش مصنوعی، نحوه دستیابی و مصرف اطلاعات دستخوش تغییر خواهد شد و از موتورهای جستجوی سنتی به سمت تجربههای یکپارچهتر، مکالمهمحور و شخصیسازیشده حرکت خواهد کرد. پذیرش سریع ابزارهای هوش مصنوعی مانند چتباتها نشاندهنده آیندهای است که در آن مرز میان جستجوی اطلاعات و تعامل با فناوری کمرنگ میشود.
برندها باید بهسرعت خود را با این تغییرات وفق دهند و اطمینان حاصل کنند که در دنیای محوریتیافته با هوش مصنوعی، همچنان مرتبط و قابلاعتماد باقی میمانند. چالش اصلی، ایجاد تعادل میان مزایای هوش مصنوعی — مانند سرعت، شخصیسازی و کارایی — با نیاز به حفظ دقت و قابلیت اطمینان خواهد بود. این فضای در حال تحول نه تنها رفتار مصرفکننده را بازتعریف میکند، بلکه باعث میشود ذات و ماهیت کشف اطلاعات در عصر دیجیتال دوباره مورد ارزیابی قرار گیرد.