ایرانیان پشت دیوار هوش مصنوعی
همزمان با افزایش تقاضا برای استفاده از هوش مصنوعی، بازار بزرگی نیز در ایران شکلگرفته است
هفت صبح| تا یکی دو سال پیش، استفاده از هوش مصنوعی برای کاربران ایرانی بیشتر به پیداکردن یک ویپیان مناسب خلاصه میشد. بسیاری از کاربران با تغییر IP و پرداخت هزینه اشتراک، بدون دردسر خاصی از چت جیبیتی، Claude، Gemini و دهها ابزار دیگر استفاده میکردند. اما حالا شرایط تغییر کرده است. در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از بستهشدن حسابهای کاربری، نمایش پیام «این سرویس در کشور شما در دسترس نیست» و ازدسترفتن اشتراکهایی منتشر شده که گاهی چند میلیون تومان برای آنها هزینه شده است.
برای بسیاری از کاربران، مسئله دیگر پیداکردن راه ورود به یک سرویس نیست؛ بلکه نگرانی از این است که آیا حسابی که امروز برای تمدید ماهیانه آن هزینه میکنند، یک هفته دیگر هم قابلاستفاده خواهد بود یا نه. این اتفاق در حالی رخ میدهد که هوش مصنوعی دیگر یک ابزار تجملی یا مخصوص برنامهنویسان نیست.
دانشجو برای نوشتن پایاننامه از آن استفاده میکند، خبرنگار برای تحلیل دادهها به سراغ آن میرود، پزشک برای مرور تازهترین مقالات علمی از آن کمک میگیرد، شرکتهای نوپا محصولات خود را بر پایه API مدلهای زبانی توسعه میدهند و حتی بسیاری از کسبوکارهای کوچک، تولید محتوا و خدمات مشتریان را با این ابزارها انجام میدهند. به همین دلیل، محدودیت دسترسی به هوش مصنوعی، فراتر از یک مشکل فنی ساده است. این محدودیت مستقیماً بر آموزش، پژوهش، اشتغال و رقابتپذیری اقتصاد دیجیتال اثر میگذارد.
هوش مصنوعی پشت دیوار تحریم
شرکتهای بزرگ فناوری معمولاً یک پاسخ مشترک دارند. آنها میگویند تابع قوانین صادرات فناوری و مقررات تجاری آمریکا هستند و خدمات خود را فقط در کشورهای موردتأیید ارائه میکنند. برای کاربری که هیچ نقشی در تصمیمهای سیاسی ندارد، این توجیهها، راهگشا نیست. چون او میبیند ابزاری که دیروز در دسترسش بود، امروز دیگر قابلاستفاده نیست.
البته همه شرکتها سیاست یکسانی ندارند. OpenAI که جیبیتی را توسعه داده، فهرست مشخصی از کشورهای مجاز منتشر کرده و ایران در این فهرست قرار ندارد. بااینحال، تعداد زیادی از کاربران ایرانی همچنان از این سرویس استفاده میکنند، اما این دسترسی معمولاً از مسیرهای غیرمستقیم انجام میشود. در مقابل، OpenAI بارها اعلام کرده است که استفاده از خدمات از کشورهای پشتیبانینشدن، ممکن است به تعلیق یا مسدودشدن حساب منجر شود. اگر OpenAI را محتاط بدانیم، Anthropic بسیار سختگیرتر عمل میکند.
کاربران Claude بیش از هر سرویس دیگری از بستهشدن حسابها خبر دادهاند و این شرکت تقریباً تمام مسیرهای ثبتنام مستقیم از ایران را مسدود کرده است. حتی برخی کاربرانی که اشتراک پولی تهیه کردهاند نیز پس از مدتی با غیرفعالشدن حساب خود مواجه شدهاند.
به همین دلیل، بسیاری از فعالان بازار، Claude را پرریسکترین اشتراک برای کاربران ایرانی میدانند. گوگل نیز در Gemini و بهویژه AI Studio سیاست مشابهی دارد. اگرچه برخی نسخههای رایگان گاهی با روشهای غیرمستقیم در دسترس قرار میگیرند، اما قابلیتهای حرفهای، کنترل دقیقتری روی محل استفاده دارند و در ماههای اخیر نیز گزارشهایی از افزایش حساسیت سامانههای تشخیص موقعیت منتشر شده است.
در سوی دیگر، Microsoft Copilot (مایکروسافت کوپایلت(، Grok و Perplexity تا امروز انعطاف بیشتری نشان دادهاند، هرچند آنها نیز ایران را بهعنوان بازار رسمی خود نمیشناسند و شرایط استفاده میتواند در هر زمان تغییر کند. در مقابل، مدلهای چینی مانند DeepSeek و Qwen و همچنین بسیاری از مدلهای متنباز خانواده Mistral، محدودیتهای بسیار کمتری اعمال کردهاند و همین موضوع باعث شده طی ماههای اخیر بخشی از کاربران ایرانی به سمت این سرویسها مهاجرت کنند.
نکته مهم اینجاست که سختگیری شرکتها دیگر به بررسی IP محدود نمیشود. امروز روش پرداخت، کشور صادرکننده کارتبانکی، شمارهتلفن، سابقه ورود، نوع اتصال و حتی الگوی استفاده از حساب نیز میتواند در تشخیص محل واقعی کاربر نقش دارد. به همین دلیل، روشی که سال گذشته بدون مشکل کار میکرد، ممکن است امروز دیگر پاسخگو نباشد.
بازاری که روی ریسک بنا شده است
همزمان با افزایش تقاضا برای استفاده از هوش مصنوعی، بازار بزرگی نیز در ایران شکلگرفته است. دهها فروشگاه اینترنتی، کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرامی، اشتراک ChatGPT Plus، Claude Pro، Gemini Advanced و سایر سرویسها را بهصورت ریالی عرضه میکنند. قیمت این اشتراکها بسته به نوع سرویس، مدتزمان استفاده و روش ثبت حساب، از چند میلیون تومان آغاز میشود و در برخی موارد به بیش از ۱۰ میلیون تومان نیز میرسد. اما این بازار یک تفاوت اساسی با فروش نرمافزارهای معمولی دارد.
فروشنده ایرانی معمولاً نمایندگی رسمی شرکت خارجی نیست و فقط نقش واسطه را ایفا میکند. یعنی حساب را ایجاد میکند یا هزینه اشتراک را از طریق کارتهای بانکی خارجی میپردازد. از این مرحله به بعد، اختیار حساب در دست شرکت اصلی است. اگر سامانههای تشخیص موقعیت، استفاده از کشور پشتیبانینشده را شناسایی کنند و حساب را مسدود سازند، فروشنده داخلی عملاً امکان تغییر این تصمیم را ندارد و حتی نمیتواند هزینه اشتراک را مسترد کند.
همین موضوع باعث شده در ماههای اخیر، اختلافهایی میان خریداران و فروشندگان به وجود بیاید. برخی کاربران معتقدند برای سرویسی که چند میلیون تومان هزینه کردهاند باید تضمینی وجود داشته باشد، درحالیکه بسیاری از فروشندگان نیز در شرایط استفاده خود نوشتهاند که مسئولیتی در قبال تصمیم شرکت اصلی یا تغییر سیاستهای آن ندارند. نتیجه این وضعیت، بازاری است که ریسک آن تقریباً به طور کامل بر دوش مصرفکننده قرار میگیرد. مصرفکنندهای که ممکن است تنها پس از چند روز، بخش باقیمانده از اشتراک خریداریشده خود را بهسادگی از دست بدهد.
تحریمی که آمار ندارد
برخلاف تحریم نفت یا بانک، خسارت تحریم هوش مصنوعی را نمیتوان با دلار و بشکه نفت اندازه گرفت. هیچ آماری وجود ندارد که نشان دهد چند پایاننامه به دلیل نبود دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی دیرتر به پایان رسیده، چند استارتاپ مجبور شده مسیر توسعه محصول خود را تغییر دهد یا چند برنامهنویس پروژهای را که بر پایه API شرکتهای آمریکایی طراحی کرده بود، نیمهکاره رها کرده است.
بااینحال، آثار این محدودیتها بهتدریج در بازار کار خود را نشان میدهد. امروز تقریباً تمام شرکتهای بزرگ فناوری دنیا از هوش مصنوعی برای تولید نرمافزار، تحلیل داده، طراحی، خدمات مشتریان و حتی تصمیمگیریهای مدیریتی استفاده میکنند. دانشجویی که از این ابزارها محروم باشد، هنگام ورود به بازار کار در نقطهای پایینتر از همتای خود قرار میگیرد.
استارتاپی که هر لحظه نگران بستهشدن دسترسی به سرویس اصلی باشد، نمیتواند با آرامش برای آینده برنامهریزی کند و پژوهشگری که برای دسترسی به یک مدل زبانی ناچار است ساعتها وقت صرف تغییر ابزارها و روشهای اتصال کند، بخشی از زمان خود را بهجای پژوهش، صرف عبور از موانع میکند.
در همین حال، رشد سریع مدلهای متنباز و توسعه مدلهای چینی باعث شده بخشی از این خلأ جبران شود، اما بسیاری از متخصصان معتقدند این ابزارها هنوز در همه حوزهها جایگزین کامل سرویسهای پیشروی آمریکایی نیستند. به همین دلیل، محدودیت دسترسی کاربران ایرانی به اکوسیستم اصلی هوش مصنوعی جهان، بهتدریج بر کیفیت آموزش، سرعت نوآوری و توان رقابت شرکتهای ایرانی اثر میگذارد و هزینهای ایجاد میکند که شاید در هیچ گزارش اقتصادی ثبت نشود، اما آثار آن سالها بعد در فاصله فناوری ایران با جهان قابلمشاهده خواهد بود.