کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۸۵۱۰
تاریخ خبر:
اختلاف دنباله‌دار دو همسایه به نزاعی خونین تبدیل شد و پنج نفر را راهی دادگاه کرد

همه‌ چیز از سگ همسایه شروع شد

همه‌ چیز از سگ همسایه شروع شد

من با شنیدن این ماجرا به حدی عصبانی شدم که تصمیم گرفتم از فرشاد انتقام بگیرم...

هفت صبح| فیلمی از یک صحنه جنایت برجا مانده که در آن عده زیادی با چاقو، کلنگ و هر شیء نوک‌تیزی که به دستشان رسیده، به جان یکدیگر افتاده‌اند. صحنه درگیری به حدی شلوغ و پرسروصداست که تشخیص دقیق عامل وارد کردن ضربه کاری از روی فیلم دشوار است. این پرونده پنج متهم دارد که به اتهام مشارکت در قتل تحت پیگرد قضایی هستند. همه آنها با قرار وثیقه آزاد شده‌اند و هرکدام سعی دارند با طفره رفتن از بیان حقیقت، گناه را گردن دیگری بیندازند.

 

‌ماجرا چه بود؟

رسیدگی به این پرونده از اواسط سال ۱۴۰۳، پس از اعلام موضوع از سوی کادر درمان یکی از بیمارستان‌های شهریار، در دستور کار تیم جنایی و مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت.مقتول، صدرا فرشاد، پیش از اینکه به کام مرگ فرو برود، به بیمارستان منتقل شده بود. بلافاصله اقدامات درمانی از سوی کادر درمان برای معالجه و نجات جان او آغاز شد، اما قفسه سینه فرشاد مورد اصابت شش ضربه با شیئی برنده و نوک‌تیز قرار گرفته بود و شدت جراحات واردشده به حدی بود که تلاش‌های پزشکی موثر واقع نشد و او جان باخت.

 

به این ترتیب، مأموران جنایی با حضور بر بالین جسد مقتول در سردخانه بیمارستان، تحقیقات برای رازگشایی از این جنایت را کلید زدند.در نخستین بررسی‌ها مشخص شد فرشاد در جریان یک نزاع دسته‌جمعی در منطقه محل سکونتش، واقع در یکی از محله‌های شهریار، هدف ضربات متعدد قرار گرفته است. به این ترتیب، تحقیقات میدانی برای شناسایی شرکت‌کنندگان در نزاع توسط مأموران انتظامی آغاز شد و مشخص شد این درگیری مقابل یک سوپرمارکت در نزدیکی خانه فرشاد رخ داده است.

 

با بررسی دوربین‌های مداربسته موجود در محل و همچنین اظهارات شاهدان عینی و مطلعان ساکن محله، پنج نفر به‌عنوان شرکت‌کنندگان در نزاع و مظنونان به وارد کردن ضربات کاری به مقتول شناسایی شدند. در این میان، فردی به نام میلاد به‌عنوان عامل اصلی وقوع درگیری و نزاع معرفی شد و اهالی محل اعلام کردند که او از روز گذشته با فرشاد درگیری‌های سریالی و دنباله‌داری داشته و آنها در چند مرحله به یکدیگر هجوم برده و حمله کرده بودند. همچنین مطلعان ماجرا علت این درگیری‌ها را اختلاف بر سر سگ میلاد عنوان کردند.

بنابراین، نخستین فردی که هدف تحقیقات جنایی قرار گرفت، میلاد بود که به همراه رفیقش به اتهام شرکت در نزاع منجر به قتل بازداشت شدند. علاوه بر این دو نفر، دو تن از کسبه محل که از دوستان نزدیک میلاد بودند و همچنین یکی دیگر از دوستان او نیز دستگیر شدند.

 

اعتراف به درگیری

میلاد در شرح اولیه ماجرا گفت: «روز قبل از حادثه برای خرید از سوپرمارکت بیرون از خانه رفتم. من یک سگ دارم که همیشه همراه من است و موقع خرید نیز سگم را با خودم برده بودم. فرشاد همسایه ما بود. به محض اینکه چشمش به من افتاد، با پرخاش و عصبانیت به من گفت چرا سگت را در کوچه رها می‌کنی و قلاده‌اش را دست نمی‌گیری؟ چند بار همسر من موقع خرید از نانوایی از سگ ترسیده و سگ تو او را اذیت کرده است. همچنین من دو فرزند خردسال دارم که دلشان می‌خواهد در کوچه بازی کنند، اما از سگ تو می‌ترسند.

 

من هم به او گفتم که این سگ ترس ندارد و با کسی کاری ندارد و اغلب اوقات با خودم در محله تردد می‌کند. اما فرشاد با پرخاش با من صحبت کرد و همین باعث شد درگیری ما به فحاشی کشیده شود و در نهایت با یکدیگر دست‌به‌یقه شدیم.»

در نخستین مرحله از این درگیری، با میانجیگری همسایه‌ها ماجرا فیصله پیدا کرد. تا اینکه دو ساعت بعد، در حالی که میلاد در خانه نبود، طبق گفته پدر و مادرش، فرشاد در حالی که قمه به دست داشت، سراغ خانه آنها رفته بود.

 

میلاد ماجرا را این‌طور توضیح داد: «وقتی من و فرشاد با همدیگر دست‌به‌گریبان شدیم، همسایه‌ها میانجیگری کرده و ما را از یکدیگر جدا کردند. بعد من به خانه رفتم و قرار بود برای کاری بیرون بروم. زمانی که به خانه برگشتم، متوجه شدم که فرشاد در حالی که یک قمه در دست داشته، مقابل خانه ما آمده و با قمه به در ورودی خانه کوبیده است.

پدر و مادرم نیز مقابل در رفته بودند تا ببینند ماجرا چیست. اما فرشاد با مشت ضربه‌ای به سینه پدرم زده و به مادرم هم تنه زده بود که او را نقش زمین کرده بود. همچنین تهدیدهای زیادی به پدر و مادرم کرده بود.

 

من با شنیدن این ماجرا به حدی عصبانی شدم که تصمیم گرفتم از فرشاد انتقام بگیرم. برای همین، روز بعد یک کلنگ از خانه‌مان برداشتم و در کوچه ایستادم و کشیک کشیدم تا فرشاد از راه برسد. وقتی چشمم به او افتاد و با او درگیر شدم، پدرم و دوستانم نیز برای هواخواهی از من وارد درگیری شدند. اما در این میان نمی‌دانم چه کسی ضربات کاری را به فرشاد وارد کرد.»

با اظهارات میلاد، هر پنج متهم به اتهام مشارکت در قتل در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.

 

  در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی، اولیای دم تقاضای قصاص متهمان را کردند.سپس میلاد در دفاع از خود گفت: «من یک کلنگ همراه داشتم که موقع درگیری آن را به سمت فرشاد پرتاب کردم. اما با چشم خودم دیدم که کلنگ به پهلوی خانمی که مشغول تماشای صحنه دعوا بود، اصابت کرد و او خون‌آلود شد. کلنگی که در دست من بود به فرشاد اصابت نکرد.»

رسیدگی به ادعای متهم در حالی ادامه دارد که پزشکی قانونی وجود خون مقتول روی کلنگ را تأیید کرده است.

 

پس از میلاد، نوبت به پدرش رسید تا از خود دفاع کند. او نیز در دفاع از خود گفت: «یکی از متهمان پرونده که دوست صمیمی میلاد است و در حال حاضر در دادگاه حاضر نشده، ساعتی قبل از شروع دعوا به همراه فرشاد در بزمی مشغول شرابخواری بودند که آنجا به خاطر دو زن با یکدیگر دعوایشان شده بود. من در جریان درگیری دیدم که این دوست میلاد ضربات را به فرشاد وارد کرد. احتمال می‌دهم درگیری آنها به خاطر موضوع آن دو زن باعث ایجاد کینه شده بود.

 

در لحظه وقوع نزاع افراد زیادی حاضر بودند و ممکن است مقتول با افراد زیادی بر سر مسائل مختلف کینه و عداوت داشته و آنها او را مورد اصابت ضربات چاقو قرار داده باشند. اما من ضربه‌ای به او نزدم.»در حالی که همه متهمان با قرار وثیقه آزاد هستند تا رأی نهایی صادر شود، یکی از متهمان که پدر میلاد ادعا کرده بود با مقتول در بزم شرابخواری بوده، در جلسه محاکمه حاضر نشد.

 

متهم بعدی که از خود دفاع کرد، یکی از کسبه محلی بود که همراه برادرش در صحنه درگیری حاضر شده بود. او در دفاع از خود گفت: «مغازه من چند ملک بالاتر از سوپرمارکتی است که درگیری مقابل آن رخ داده بود. وقتی سر و صدای درگیری بالا رفت، از مغازه بیرون آمدم و میلاد را که دوستم بود، دیدم که با فرشاد درگیر شده و با او نزاع می‌کند. من فقط برای میانجیگری و جدا کردن آنها از یکدیگر وارد دعوا شدم و هیچ جسمی در دستم نبود. در آن لحظه در مغازه مشتری هم داشتم که آنها نیز شاهد هستند من چیزی در دست نداشتم.»

 

پس از این متهم، برادرش از خود دفاع کرد و او نیز گفت: «برای انجام کاری از مغازه بیرون رفته بودم. وقتی داخل کوچه پیچیدم، دیدم برادرم روی زمین افتاده و چند نفر در حال کتک زدن او هستند. من هم فقط برای بلند کردن برادرم وارد دعوا شدم و به کسی ضربه‌ای نزدم و جسمی در دستم نبود.»

قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهمان، ختم جلسه دادرسی را اعلام کردند و پس از اخذ آخرین دفاع از متهم غایب، برای صدور رأی وارد شور خواهند شد.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۸۵۱۰
تاریخ خبر:
ارسال نظر