کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۴۴۹
تاریخ خبر:
پرتره‌ای از شاعری که فاصله میان شعر و مردم را کم کرد

فریدون مشیری، صدایی آرام در هیاهوی شعر معاصر

فریدون مشیری، صدایی آرام در هیاهوی شعر معاصر

مرور زندگی و جهان شعری شاعری که با کلماتی ساده، از عشق، دلتنگی و زیبایی‌های انسانی نوشت و جایگاهی ماندگار در شعر معاصر پیدا کرد

‌هفت صبح| اگر شعر بتواند صدای یک احساس جمعی باشد، فریدون مشیری یکی از بلندترین صداهای شعر معاصر است. شاعری که نامش با یک کوچه، یک باران و یک دعوت به صلح گره خورده است. او از پشت میزهای ادبیات حرف نمی‌زد، از میان زندگی می‌نوشت، از آدم‌هایی که دوست داشتند، دلتنگ می‌شدند، خاطره داشتند و دنبال چند واژه برای آرام کردن دلشان بودند.

 

شعر مشیری شبیه گفت‌وگویی صمیمی بود و هست، گفت‌وگویی میان شاعری که جهان را با حساسیت نگاه می‌کرد و مردمی که تجربه‌های مشترک زیادی با او داشتند. او توانست میان شعر و زندگی پلی بسازد که هنوز پس از گذشت سال‌ها پابرجاست. وقتی کسی از عشق، دوری، خاطره یا باران حرف می‌زند، نام فریدون مشیری برای بسیاری از علاقه‌مندان شعر فارسی تداعی می‌شود.

 

شاعری که از دل زندگی نوشت

فریدون مشیری در ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. فضای خانوادگی او با فرهنگ و ادبیات پیوند داشت و همین علاقه از سال‌های کودکی در وجودش شکل گرفت. او با شعرهای حافظ و سعدی بزرگ شد و از نوجوانی به سرودن شعر روی آورد. این آشنایی عمیق با میراث شعر فارسی، بعدها در ساختن زبان شخصی او اثر گذاشت.

 

مشیری نخستین دفتر شعر خود را با نام «تشنه طوفان» در سال ۱۳۳۴ منتشر کرد. انتشار این مجموعه آغاز مسیر شاعری بود که قرار بود یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های شعر معاصر شود. او در کنار فعالیت اداری در وزارت پست و تلگراف، در مطبوعات نیز حضور داشت و سال‌ها مسئول صفحات شعر و هنر مجله «روشنفکر» بود.نقش او در مطبوعات فقط به انتشار آثار خودش محدود نمی‌شد. مشیری فضایی برای معرفی شاعران جوان فراهم کرد و در شکل‌گیری ارتباط میان نسل تازه شاعران و مخاطبان نقش داشت.

 

کوچه‌ای که در خاطره‌ها ماند

کمتر شعری در ادبیات معاصر ایران توانسته مانند «کوچه» چنین جایگاهی در میان مردم پیدا کند. شعری که از یک حس ساده انسانی آغاز می‌شود و به خاطره‌ای مشترک میان نسل‌های مختلف تبدیل می‌شود. کوچه مشیری، فقط یک مکان نیست؛ تصویری از لحظه‌ای است که آدمی در برابر گذشته، عشق و خاطرات ازدست‌رفته می‌ایستد.

 

جهان شعری مشیری بر پایه عشق، انسان‌دوستی و توجه به زیبایی‌های زندگی شکل گرفته بود. او در دوره‌ای فعالیت می‌کرد که جریان‌های گوناگون ادبی هر کدام نگاه ویژه‌ای به شعر داشتند. مسیر او میان ریشه‌های شعر فارسی و تجربه‌های تازه شعر نو شکل گرفت.زبان ساده و روان او باعث شد شعرهایش راه خود را به میان طیف گسترده‌ای از مخاطبان باز کنند. واژه‌هایش آشنا بودند، اما ترکیب آن‌ها جهانی تازه می‌ساخت؛ جهانی که در آن احساسات انسانی جایگاه مهمی داشت.

 

شاعری که هنوز شنیده می‌شود

شعرهای فریدون مشیری با موسیقی نیز پیوندی عمیق پیدا کردند. اجراهایی مانند «بوی باران» و «زبان آتش» باعث شد بسیاری از کسانی که ارتباط مستقیمی با کتاب شعر نداشتند، با جهان ادبی او آشنا شوند.مشیری در سال‌های پایانی زندگی همچنان نوشت و مجموعه‌هایی مانند «آه باران»، «از دیار آشتی» و «تا صبح تابناک اهورایی» را منتشر کرد. سوم آبان ۱۳۷۹، یکی از صداهای آرام و انسانی شعر فارسی خاموش شد، اما شعرهایش همچنان در میان مردم جریان دارد.ماندگاری فریدون مشیری از همان چیزی می‌آید که در تمام سال‌های شاعری‌اش دنبال می‌کرد؛ پیدا کردن زیبایی در لحظه‌های ساده زندگی. او نشان داد گاهی یک تصویر کوچک، یک خاطره کوتاه و چند واژه صادقانه می‌تواند سال‌ها در ذهن و قلب آدم‌ها باقی بماند.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۴۴۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر