تغییر نقشه برنج وارداتی
گرانی برنج هندی، فرصت تازهای برای بررسی ظرفیت صادراتی تانزانیا به بازار ایران ساخته است
هفت صبح| برنج هندی گرانتر شده و قیمت صادراتی آن به بالاترین سطح بیش از یک سال گذشته رسیده است. اتفاقی که دوباره بحث تنوع مبادی واردات برنج در ایران را داغ کرده است. قیمت برنج نیمجوش هندی با ۵ درصد شکستگی در هفته جاری به ۳۷۸ تا ۳۸۴ دلار در هر تن رسیده است. این رقم بالاترین قیمت از ژوئیه ۲۰۲۵ محسوب میشود. دو هفته قبل، همین نوع برنج در محدوده ۳۷۵ تا ۳۸۱ دلار معامله میشد. برنج سفید هندی با ۵ درصد شکستگی نیز در هفته گذشته ۳۷۷ تا ۳۸۲ دلار قیمت داشته است. افزایش چند دلاری در ظاهر عدد بزرگی نیست، اما برای بازاری با حجم بالای واردات، هزینه نهایی محمولهها را بالا میبرد و میتواند بر قیمت تمامشده در مقصد اثر بگذارد.
هند یکی از مهمترین بازیگران تجارت جهانی برنج است و سالهاست بخشی از نیاز بازار ایران از این کشور تأمین میشود. در چنین وضعیتی، هر تغییر در قیمت صادراتی هند، سیاستهای تجاری این کشور، هزینه حمل یا شرایط تولید آن، برای واردکنندگان ایرانی اهمیت پیدا میکند. بازار برنج از آن دسته بازارهایی است که اختلاف چند دلار در هر تن، وقتی حجم سفارشها به هزاران تن میرسد، در محاسبات تجاری خود را نشان میدهد.
افزایش قیمت اخیر در بازار هند بار دیگر یک پرسش قدیمی را پیش روی سیاستگذار قرار داده است: چرا سبد مبادی واردات برنج ایران باید تا این اندازه محدود باشد؟ پاسخ این پرسش را شاید بتوان در بازارهای کمتر شناختهشده پیدا کرد. یکی از این گزینهها تانزانیاست؛ کشوری در شرق آفریقا که طی سالهای اخیر ظرفیت قابل توجهی در تولید و تجارت برنج پیدا کرده است.
تانزانیا در بازار منطقهای شرق آفریقا حضور گستردهای دارد و بخشی از برنج تولیدی خود را به کشورهای همسایه صادر میکند. آمارهای تجارت جهانی نشان میدهد این کشور در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۴۰۰ هزار تن برنج صادر کرده است. بخش مهمی از این صادرات به کشورهایی مانند اوگاندا، کنیا و رواندا اختصاص داشته است. این حجم تجارت نشان میدهد تانزانیا برای صادرات برنج، زیرساخت و شبکه تجاری قابل توجهی دارد و بررسی آن برای بازارهای جدید ارزش دارد.
البته واردات از تانزانیا به معنای جایگزینی سریع هند نیست. فاصله جغرافیایی، هزینه حمل دریایی، زمان رسیدن محموله، نوع برنج تولیدی، میزان شکستگی، استانداردهای کیفی، شرایط قرنطینه و هزینههای ترخیص، همگی در تعیین قیمت نهایی نقش دارند. حتی اگر قیمت خرید در مبدأ مناسب باشد، ممکن است هزینههای حمل و سایر مخارج، مزیت آن را تا حد زیادی کاهش دهند. به همین دلیل، ارزیابی یک مبدأ تازه باید بر اساس قیمت نهایی برنج در بندر و بازار ایران انجام شود.
از سوی دیگر، بررسی تانزانیا میتواند بخشی از یک سیاست گستردهتر برای متنوع کردن منابع تأمین باشد. بازار ایران در سالهای مختلف تجربه کرده است که تغییر سیاست صادراتی یک کشور، اختلال در حملونقل، شرایط آبوهوایی یا رشد ناگهانی تقاضا چگونه میتواند بازار جهانی مواد غذایی را تحت فشار قرار دهد. برنج هم از این قاعده جدا نیست.
اکنون افزایش قیمت برنج هندی فرصتی ایجاد کرده است تا مجموعهای از مبدأهای جدید با دقت بیشتری بررسی شوند. تانزانیا یکی از گزینههای قابل مطالعه است. کشورهای دیگر آفریقایی و آسیایی نیز ظرفیتهایی دارند که ارزش بررسی اقتصادی دارند. محاسبه قیمت تمامشده، آزمایش کیفیت محصول و بررسی توان تأمین مستمر، میتواند مشخص کند کدام مبدأها قابلیت حضور پایدار در بازار ایران را دارند.
داستان اصلی این روزهای برنج، چند دلار افزایش قیمت در هند نیست. موضوع بزرگتر، ریسک وابستگی به تعداد محدودی از منابع تأمین است. وقتی یک مبدأ بزرگ گران میشود، وجود گزینههای متعدد برای خرید، قدرت مانور واردکننده را بیشتر میکند. بازار برنج ایران به چنین سبدی از منابع نیاز دارد و تانزانیا میتواند یکی از نامهایی باشد که از روی کاغذ وارد محاسبات واقعی تجارت شود.