گرههای جدید مسیر دارو | یک محموله، چند مسیر عوض میکند
پشت هر دارو، زنجیرهای از ارز، کشتی، کامیون، گمرک و انبار وجود دارد که اکنون تحت فشار است
هفت صبح، فرشته فریادرس| بازار دارو در ایران این روزها با یک معادله چندمجهولی روبهرو است. ارز گرانتر شده، نقدینگی بیشتری برای خرید مواد اولیه لازم است، مسیرهای حملونقل با اختلال روبهرو شده و هزینه رساندن بعضی محمولهها چند برابر گذشته است. در چنین شرایطی، مسئله صنعت دارو فراتر از قیمت خرید مواد اولیه یا نرخ ارز است. یک محموله ممکن است خریداری شده باشد، پول آن پرداخت شده باشد و حتی در مسیر ایران قرار گرفته باشد، اما تغییر مسیر کشتی، بسته شدن یک مرز یا پیدا نشدن کامیون مناسب، کل برنامه تأمین را به هم بزند.
دو فعال شناخته شده صنعت دارویی در گفتوگو با خبرنگار «هفت صبح» از شرایطی گفتهاند که در آن زنجیره تأمین دارو بیش از گذشته به زمان، نقدینگی و مسیر حمل وابسته شده است. دکتر رضا سیدحسینی از افزایش هزینه حمل محمولههای دارویی و پلاسمایی و دکتر علی شریفاعلم از افزایش تا هفتبرابری هزینه حمل برخی مواد اولیه خبر میدهند. همزمان، تغییر مسیر تأمین ارز، سرمایه در گردش بیشتری از شرکتها طلب میکند.
یک محموله، چند مسیر عوض میکند
علی شریفاعلم، فعال صنعت دارویی، به «هفت صبح» میگوید تا همین چند وقت پیش، هزینه حمل یک کانتینر دارو حدود ۲ هزار دلار بود، اما اکنون هزینه همان حمل در برخی موارد به حدود هفت برابر رسیده است. افزایش هزینه هم تضمینی برای رسیدن بار ایجاد نمیکند.او برای توضیح شرایط فعلی، به یک محموله مواد اولیه از چین اشاره میکند که مسیر پیچیدهای را پشت سر گذاشته است. بار از چین به سمت بندر یکی از کشورها حرکت کرده، اما در مقصد امکان پذیرش آن فراهم نشده است. محموله بعد از آن به بندر کشور دیگری منتقل شده و ادامه مسیر از راه زمینی در دستور کار قرار گرفته است.
در این مرحله هم عبور از مرز با مشکل روبهرو شده و در نهایت محموله به مقصد نرسیده است.این یعنی مشکل فقط در کرایه حمل خلاصه نمیشود. تغییر بندر، توقف بار، انبارداری، بیمه، حمل دوباره و تغییر مسیر، همگی روی قیمت نهایی اثر میگذارند. از طرف دیگر، ماده اولیهای که چند ماه در مسیر بماند، برای شرکت دارویی حکم سرمایهای را دارد که هنوز به چرخه تولید وارد نشده است.
دو هفته شد سه ماه
مشکل بعدی زمان است. مواد اولیه دارویی عمدتاً از چین، هند و اروپا تأمین میشوند و بخش قابل توجهی از محمولههای حجیم از مسیر دریایی جابهجا میشوند. انتقال چنین محمولههایی با هواپیما هزینه بسیار بالایی دارد و برای بسیاری از اقلام گزینه اقتصادی محسوب نمیشود.شریفاعلم میگوید محمولهای که پیش از این حدود دو هفتهای به مقصد میرسید، در شرایط فعلی ممکن است سه تا چهار ماه در مسیر بماند. وقتی زمان حمل چنین جهشی پیدا میکند، شرکت دارویی برای حفظ تولید ناچار است موجودی بیشتری در انبار داشته باشد.
اینجا یکی از فرصتهای مهم بازار دارو هم خودش را نشان میدهد. شرکتهایی که از قبل برای چنین شرایطی ذخیره مواد اولیه ایجاد کردهاند، در موقعیت متفاوتی قرار دارند. افزایش موجودی انبار برای آنها هزینه دارد، سرمایه را برای مدت بیشتری درگیر میکند و فضای بیشتری میخواهد، اما در شرایط اختلال در حملونقل، همین ذخایر نقش ضربهگیر را بازی میکنند. شریفاعلم میگوید مجموعههای فعال در این حوزه با توجه به پیشبینی شرایط، تلاش کردهاند موجودی مواد اولیه و ذخایر خود را افزایش دهند تا وقفه در حملونقل، سریعاً به کمبود دارو تبدیل نشود.
ارز، گره دوم زنجیره
حملونقل یک طرف ماجراست و ارز طرف دیگر. صنعت دارو برای واردات داروی نهایی، مواد اولیه و برخی اقلام مورد استفاده در تولید به ارز نیاز دارد. تغییر مسیر تأمین ارز، میزان نقدینگی مورد نیاز شرکتها را افزایش داده است. رضا سید حسینی، فعال صنعت دارویی، در گفتوگو با «هفت صبح» میگوید زمانی که ارز با نرخ حدود ۲۸ تا ۳۰ هزار تومان تأمین میشد، شرایط نقدینگی شرکتها متفاوت بود. با حرکت نرخ تأمین ارز به سطوح بالاتر، مبلغی که شرکت باید برای خرید همان مقدار ارز کنار بگذارد، چند برابر شده است.
این تغییر برای شرکتی که هر ماه یا هر فصل حجم مشخصی مواد اولیه وارد میکند، به معنای افزایش مستقیم سرمایه در گردش است. فرض کنید شرکتی برای یک خرید خارجی به یک میلیون دلار نیاز دارد. تفاوت نرخ ارز در چنین رقمی، اختلافی چنددهمیلیارد تومانی در منابع مورد نیاز ایجاد میکند. بنابراین حتی اگر مقدار واردات تغییری نکرده باشد، پول بیشتری باید از سوی شرکت تأمین شود. در صنعت دارو، تأخیر در تأمین نقدینگی اثر زنجیرهای دارد. خرید به تعویق میافتد، سفارش دیرتر ثبت میشود، حمل دیرتر انجام میشود و موجودی انبار فرصت بیشتری برای کاهش پیدا میکند.
وقتی کامیون هم سخت پیدا میشود
دارو و مواد اولیه دارویی محموله معمولی نیستند. بخشی از این محصولات به شرایط ویژه حمل، دمای کنترلشده، بیمه مناسب و رعایت الزامات خاص نیاز دارند. همین مسئله در دورههای اختلال مرزی، مشکل حمل را بزرگتر کرده است. سیدحسینی میگوید در مقاطعی که مرزها بسته یا عبور از آنها دشوار شده بود، کامیونهایی که امکان جابهجایی محمولههای دارویی را داشتند با احتیاط بیشتری وارد این مسیر میشدند.
در چنین شرایطی، شرکتها برای پیدا کردن ناوگان مناسب ناچار به پرداخت هزینههای بالاتری شدهاند. به گفته او، هزینه حمل و بیمه در بعضی دورهها دو تا سه برابر شرایط معمول افزایش پیدا کرده است. برای یک بازار حساس مثل دارو، افزایش کرایه حمل به معنای فشار روی یک حلقه منفرد نیست. این هزینه در نهایت روی هزینه تأمین، قیمت تمامشده و نقدینگی اثر میگذارد.
وقتی پلاسما راهی آلمان میشود
بخش داروهای مشتق از پلاسما، زنجیره متفاوتی دارد. سید حسینی که ۲۵ سال در این حوزه فعالیت دارد، به «هفت صبح» میگوید پلاسمای جمعآوریشده از اهداکنندگان برای فرآوری و پالایش به یک شرکت آلمانی ارسال میشود و پس از تولید دارو، محصول نهایی دوباره به کشور بازمیگردد. این زنجیره به دلیل ماهیت ماده اولیه و محصول نهایی، نیازمند رعایت شرایط مشخصی در حملونقل و نگهداری است. در نتیجه اختلال در مرز یا دشواری پیدا کردن وسیله حمل مناسب، اثر مستقیمتری بر فعالیت شرکت دارد.در دورههایی که مرزها با محدودیت مواجه بودند، ارسال پلاسما دشوار شده و واردات دارو نیز با مشکلاتی همراه بوده است. افزایش هزینه حمل و بیمه در چنین شرایطی فشار مضاعفی به شرکت وارد میکند.
گمرک؛ چند روز هم مهم است
وقتی یک محموله سه یا چهار ماه در مسیر بوده، توقف چندروزه در گمرک اهمیت بیشتری پیدا میکند. به همین دلیل فعالان صنعت دارویی بر تسریع فرآیند ترخیص مواد اولیه تأکید دارند.شریفاعلم پیشنهاد ایجاد مسیرهای «فستتِرَک» برای مواد اولیه دارویی را مطرح میکند. منطق این پیشنهاد ساده است. هر روز توقف کالا در گمرک، بخشی از سرمایه شرکت را درگیر نگه میدارد و در شرایطی که حملونقل بینالمللی خود با ریسک مواجه است، زمان از دسترفته ارزش بیشتری پیدا کرده است. تسهیل فرآیندهای گمرکی البته به معنای حذف کنترلهای لازم نیست. بحث اصلی، کوتاه شدن زمان انجام فرآیندهای اداری برای محمولههایی است که مشخصات و اسناد آنها کامل است و در زنجیره تولید دارو کاربرد دارند.
خطر از انبار شروع نمیشود
وقتی از احتمال کمبود دارو صحبت میشود، ذهن معمولاً به قفسه داروخانه میرود. فعالان صنعت دارویی اما میگویند بخش مهمی از این زنجیره بسیار عقبتر قرار دارد.ممکن است امروز داروی موردنظر در داروخانه موجود باشد، اما ماده اولیه محصول چند ماه در مسیر باشد. اگر این روند ادامه پیدا کند، فاصله زمانی میان خرید مواد اولیه و تولید دارو افزایش مییابد و شرکت باید از ذخایر قبلی خود استفاده کند.
شریفاعلم درباره احتمال کمبود در ماههای آینده میگوید اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، تأمین دشوارتر خواهد شد. به همین دلیل برنامهریزی برای خرید و ذخیره مواد اولیه باید پیش از ایجاد بحران انجام شود.این موضوع یک فرصت برای شرکتهایی است که توان مالی و امکان برنامهریزی بلندمدت دارند. ایجاد ذخایر استراتژیک، تنوعبخشی به مسیرهای حمل و گسترش شبکه تأمینکنندگان خارجی، در چنین بازاری ارزش بیشتری پیدا کرده است.
فرصت بازار کجاست؟
با وجود این فشارها، بازار دارو همچنان بازاری با تقاضای پایدار است. نیاز به دارو با تغییر شرایط اقتصادی از بین نمیرود و همین ویژگی، صنعت را از بسیاری از بازارهای مصرفی متمایز میکند.فرصت نخست در توسعه زنجیره تأمین داخلی قرار دارد. هر میزان از مواد اولیه، بستهبندی، تجهیزات و خدمات تخصصی که با استاندارد مناسب در داخل تولید شود، بخشی از نیاز ارزی و حملونقل خارجی کاهش پیدا میکند.
فرصت دیگر، تنوع مسیرهای تأمین است. وابستگی به یک مسیر حمل یا یک تأمینکننده خارجی در شرایط عادی شاید هزینه کمتری داشته باشد، اما در دوره بحران ریسک بالایی ایجاد میکند. داشتن چند مسیر جایگزین، هرچند هزینه برنامهریزی و قرارداد بیشتری دارد اما ارزش عملیاتی بیشتری پیدا کرده است. تأمین مالی هم یکی از نقاط کلیدی بازار است. شرکتی که بتواند برای خرید مواد اولیه پیشاپیش منابع مالی در اختیار داشته باشد، امکان واکنش سریعتری به تغییرات بازار خواهد داشت. از همین زاویه، ابزارهای بانکی و اعتباری برای صنعت دارو اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
بازار دارو در انتظار یک هماهنگی بزرگ
تصویر فعلی صنعت دارو ترکیبی از فرصت و فشار است. تقاضا پابرجاست، نیاز جامعه به دارو ادامه دارد و بازار از نظر مصرف ظرفیت بالایی دارد. در سوی دیگر، زنجیره تأمین با سه فشار همزمان روبهرو است: ارز، نقدینگی و حملونقل.هزینه حمل برخی مواد اولیه تا حدود هفت برابر افزایش یافته، زمان تأمین بعضی محمولهها از دو هفته به سه تا چهار ماه رسیده و هزینه حمل برخی محمولههای خاص دارویی و پلاسمایی در مقاطعی دو تا سه برابر شده است.
تغییر مسیر تأمین ارز نیز سرمایه در گردش بیشتری از شرکتها طلب میکند. سید حسینی و علی شریفاعلم معتقدند ادامه این وضعیت نیازمند هماهنگی نزدیکتر میان دولت، بانکها، گمرک و شرکتهای دارویی است. تسهیل ترخیص، تأمین نقدینگی، دسترسی به ارز و طراحی مسیرهای جایگزین حمل، چهار حلقهای هستند که وضعیت آنها مستقیماً بر استمرار تولید و واردات دارو اثر دارد. در کوتاهمدت، ذخایر موجود و برنامهریزی شرکتها بخشی از فشار را جذب میکند. در میانمدت، میزان موفقیت سیاستهای ارزی، تأمین مالی و حملونقل تعیین میکند این فشار تا چه اندازه به هزینه تولید و موجودی دارو منتقل شود. بازار دارو همچنان ظرفیت فعالیت و سرمایهگذاری دارد، اما حاشیه امن زنجیره تأمین نسبت به گذشته باریکتر شده است.