صفهای طولانی مقابل فروشگاههای اپل برای خرید آیفون ۱۸ + عکس و فیلم
همزمان با عرضه آیفون 18 پرو و آیفون 18 پرومکس، صفهای طولانی برای خرید آن ایجاد شده است.
جنون خرید آیفون ۱۸ پرو؛ صفهای طولانی و نمایش مصرفزدگی مقابل اپلاستورها
به گزارش هفتصبح، با آغاز فروش رسمی آیفون ۱۸ پرو و آیفون ۱۸ پرو مکس، بار دیگر شاهد صفهای طولانی و رفتارهای هیجانی در برابر فروشگاههای اپل هستیم؛ نمایشی پررنگ از غلبه مصرفزدگی که خریداران را برای به دست آوردن یک کالای تجملاتی، ساعتها در صف معطل نگه داشته است.
همزمان با عرضه این دو مدل، شماری از علاقهمندان در شهرهایی از جمله توکیو، سنگاپور، پکن، بمبئی و منطقه دهلی مقابل فروشگاههای اپل و نمایندگیهای رسمی تجمع کردند.
در برخی نقاط، خریداران از چند ساعت پیش از باز شدن فروشگاهها در صف ایستاده بودند تا جزو نخستین افرادی باشند که نسل جدید گوشیهای پرچمدار اپل را دریافت میکنند.
تصاویر منتشرشده از روز نخست عرضه نیز صفهای خریداران در چند شهر آسیایی را نشان میدهد.
قیمت آیفون 18 پرو و پرومکس در بازارهای جهانی
اپل بالاخره از نسل جدید آیفونهای حرفهای خود، آیفون 18 پرو و آیفون 18 پرو مکس رونمایی کرد. اما شاید مهمتر از مشخصات و قابلیتهای جدید این دو گوشی، افزایش 100 دلاری قیمت آنها باشد.
بهطوری که قیمت پایه مدل Pro از 1099 به 1199 دلار و مدل Pro Max از 1199 به 1299 دلار رسیده است.
حالا سؤال اصلی برای کاربران این است: افزایش قیمت در کنار نرخ ارز، هزینه رجیستری و شرایط بازار کشور، در نهایت روی قیمت آیفون 18 پرو و آیفون 18 پرو مکس در ایران چه تاثیری خواهد داشت؟
صف برای آیفون؛ صف برای دیدهشدن!
صفهای طولانی و نبردهای چندساعته برای خرید نخستین پارت از یک کالای مصرفی، بیش از آنکه نشاندهنده نیاز واقعی باشد، نمادی از غلبه فرهنگ کالاگرایی و تجملگرایی بر عقلانیت اقتصادی است. مصرفزدگی افراطی و تبِ «اولین دارنده بودن»، افراد را به رفتارهایی وا میدارد که هیچ توجیه منطقی ندارد؛ آن هم برای پروژکتور نمایشیِ پرچمداری که تنها چند هفته بعد، بدون هیچ صف و ازدحامی در دسترس همگان خواهد بود. این الگوی رفتاری، ارزش انسانها را به داراییهای دیجیتالشان گره میزند و مسابقهای کاذب در مصرفگرایی ایجاد میکند که شایسته نقد و بازبینی جدی است.
مسئله البته صرفاً خود آیفون نیست؛ مسئله فرهنگی است که در آن «داشتن» جای «بودن» را میگیرد و تازگیِ یک محصول، به بخشی از هویت اجتماعی فرد تبدیل میشود. در چنین فضایی، فاصله چند هفتهای میان نخستین و آخرین خریدار، نه یک تفاوت واقعی در کیفیت زندگی، بلکه تبدیل به نوعی امتیاز نمادین میشود؛ گویی ارزش فرد به این بستگی دارد که چه چیزی را زودتر از دیگران در اختیار داشته باشد.
از سوی دیگر، این صفها بخشی از چرخهای هستند که شرکتهای فناوری و شبکههای اجتماعی بهخوبی از آن بهره میبرند: ایجاد هیجان، کمیابی روانی، ترس از عقبماندن از دیگران و تبدیل یک محصول مصرفی به یک رویداد اجتماعی. در نتیجه، چیزی که قرار بود صرفاً یک ابزار باشد، به نشانهای برای نمایش سبک زندگی و موقعیت اجتماعی تبدیل میشود.
شاید پرسش مهمتر این نباشد که «چرا مردم برای آیفون صف میکشند؟»؛ بلکه این باشد که چرا در جامعهای که بسیاری از نیازهای واقعی هنوز پاسخ مناسبی نگرفتهاند، «زودتر داشتنِ آخرین مدل» تا این اندازه میتواند برای عدهای اهمیت پیدا کند. نقد این رفتار، نقد فناوری یا حتی نقد علاقه به محصولات باکیفیت نیست؛ نقد لحظهای است که مصرف، از یک انتخاب شخصی عبور میکند و به مسابقهای برای دیدهشدن، تمایز و اثبات جایگاه اجتماعی تبدیل میشود.