ماهی در سرزمین چشمهها
کهگیلویه و بویراحمد با منابع آب سرد و تولید سالانه بیش از ۲۵ هزار تن آبزی، ظرفیت بزرگی برای اشتغال، فرآوری، صادرات و رونق گردشگری خوراک دارد، اما زنجیره ارزش آن کامل نیست
هفت صبح| از کنار جاده یاسوج به سیسخت یا دهدشت که عبور کنید، پیش از آنکه تابلوی یک رستوران محلی توجهتان را جلب کند، چشمتان به حوضچههایی میافتد که آب زلال از دل کوه به آنها میریزد. وانهای کوچک حاوی ماهی زنده و میزهای سادهای کنار این مراکز پرورش ماهی دیده میشود که روی آنها قزلآلای تازه در کنار یخ و چاقویی تیز، چشم رهگذران را میگیرد.
فروشنده با تور، ماهی را از وان پلاستیکی بیرون میآورد و چند دقیقه بعد همان ماهی پاک شده و درون پلاستیک برای فروش، با تورفلزی مخصوص روی آتش یا در تابه رستورانهای محلی قرار میگیرد. این تصویر، در سالهای اخیر به بخشی از هویت اقتصادی و گردشگری کهگیلویه و بویراحمد تبدیل شده است. استانی که شاید بیش از هر چیز با جنگلهای بلوط و آبشارهایش شناخته میشود، اما ظرفیت دیگری نیز در دل خود دارد. ظرفیتی که اگر جدی گرفته شود، یکی از مهمترین پایههای اقتصاد آینده استان خواهد شد.
سرزمین آبهای سرد
کهگیلویه و بویراحمد را میتوان استان آبهای سرد دانست. رودخانههای بشار، خرسان، ماربر، کبگیان، مارون، زهره، خیرآباد و دهها چشمه دائمی، شبکهای کمنظیر از منابع آبی را شکل دادهاند. بسیاری از این رودخانهها از ارتفاعات دنا سرچشمه میگیرند و دمای پایین آب، شرایطی ایدهآل برای پرورش ماهیان سردابی، بهویژه قزلآلای رنگینکمان، فراهم کرده است.
سالها پیش، مردم روستاهای حاشیه این رودخانهها، بیشتر برای مصرف خانوادگی ماهی صید میکردند. کودکان با قلابهای ساده کنار آب مینشستند و سالمندان، فصلهای مناسب صید را بهتر از هر تقویمی میشناختند. هنوز هم بساط ماهیفروشان در کنار جادهها دیده میشود. هر چند امروز آن شیوه سنتی همچنان در برخی مناطق دیده میشود، هرچند قوانین حفاظت از منابع آبزی، صید را محدودتر کرده است. با وجود این، ماهی همچنان بخشی از فرهنگ غذایی بسیاری از روستاهای استان به شمار میرود.
قزلآلا طلای سرد زاگرس
در کنار گونههای بومی مانند کپور، سسماهی، زردهپر و چند گونه رودخانهای دیگر، قزلآلا به ستاره اقتصاد شیلات استان تبدیل شده است. آب سرد و اکسیژن فراوان، رشد این ماهی را سرعت میدهد و کیفیت گوشت آن را افزایش میدهد. مزیتی که باعث شده قزلآلای کهگیلویه و بویراحمد در بازارهای جنوب و مرکز ایران مشتریان فراوانی داشته باشد.
در سالهای اخیر، دهها مزرعه پرورش ماهی در شهرستانهای دنا، بویراحمد، مارگون، لنده و بخشهایی از کهگیلویه راهاندازی شدهاند. بسیاری از این واحدها در کنار چشمهها ساخته شدهاند. جایی که آب پس از عبور از استخرها دوباره وارد رودخانه میشود و با مدیریت درست، چرخه بهرهبرداری از منابع آبی ادامه پیدا میکند.
کنار جادههایی که بوی ماهی تازه میدهند
مزرعه پرورش ماهی، زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را به حرکت درمیآورد. فعالیتهایی همچون تولید بچهماهی و خوراک، حملونقل، فروش، بستهبندی، رستوران، گردشگری و صنایع وابسته. به همین دلیل، کارشناسان شیلات معتقدند هر شغل مستقیم در این صنعت، چند فرصت شغلی دیگر در بخش خدمات ایجاد میکند.
تصویر کهگیلویه و بویراحمد، با گیلان متفاوت است. کنار جادههای استان گیلان از جمله سراوان و فومن، اقتصاد کوچکی شکل گرفته که شاید در آمارهای رسمی چندان دیده نشود. فروشندگان محلی، ماهی زنده یا تازه را در حوضچههای سیمانی نگهداری میکنند. مسافران خودرو را متوقف میکنند، ماهی دلخواه خود را انتخاب میکنند و گاهی همانجا آن را پاک کرده و تحویل میگیرند. برخی واحدها نیز امکان طبخ فوری را فراهم کردهاند. این فروشهای کنار جاده، درآمد قابل توجهی برای خانوادههای روستایی ایجاد کرده و گردش مالی قابل قبولی را در مناطق کمتر برخوردار به وجود آورده است. رستورانهای محلی نیز از این ظرفیت بهره بردهاند.
اما در مسیر جادههای یاسوج، هنوز این مدل کسب و کار رونق نگرفته است. ایدهآل درآمدزایی مناسب برای اهالی بومی این است که مسافران، سفر به سیسخت یا یاسوج را بدون خوردن قزلآلای تازه کامل ندانند و گردشگری خوراک بهآرامی جای خود را در اقتصاد استان باز کند.
صنعتی کوچک با ظرفیت بزرگ
با وجود ظرفیتهای خوب تولیدی، صنعت شیلات استان کهگیلویه و بویراحمد، با چالشهایی نیز روبهروست. افزایش قیمت خوراک ماهی، هزینه خرید بچهماهی، رشد قیمت برق، حملونقل و تجهیزات، سود تولیدکنندگان را کاهش داده است. در برخی سالها نیز سیلاب یا افت آبدهی چشمهها خسارتهای سنگینی به مزارع وارد کرده است.
از سوی دیگر، واسطهها سهم قابل توجهی از سود بازار را در اختیار دارند. بسیاری از تولیدکنندگان میگویند فاصله قیمت فروش در مزرعه تا قیمت عرضه در بازار، بسیار بیشتر از سهمی است که نصیب پرورشدهنده میشود. این موضوع انگیزه سرمایهگذاری را کاهش داده و توسعه واحدهای جدید را کند کرده است.
اقتصادی که با آب جان میگیرد
با این همه، مزیت طبیعی استان همچنان پابرجاست. آب سرد، ارتفاع مناسب، تجربه تولیدکنندگان و دسترسی به بازارهای جنوب کشور، مجموعهای از امتیازهایی است که کمتر استانی یکجا در اختیار دارد. همین امتیازهاست که این استان را به سومین قطب تولید ماهی سردابی کشور تبدیل کرده است. اگر این ظرفیت با سرمایهگذاری هدفمند همراه شود، شیلات به صنعتی راهبردی برای رشد اقتصاد استان تبدیل میشود.
در شرایطی که این استان، از کم برخوردارترین مناطق کشور است و مجموع منابع شبکه بانکی مردم استان حدود ۵۰ همت برآورد میشود، توسعه فعالیتهایی که ارزش افزوده بالایی دارند اهمیت ویژهای پیدا میکند. صنعت پرورش ماهی دقیقاً از همین ویژگی برخوردار است؛ زیرا با سرمایهای بسیار کمتر از صنایع بزرگ، امکان ایجاد اشتغال، تولید ثروت و گردش مالی گسترده را فراهم میآورد. اگر زنجیره تولید از تکثیر و پرورش تا فرآوری، بستهبندی، برندسازی و صادرات تکمیل شود، ماهی به یکی از مهمترین پیشرانهای اقتصاد کهگیلویه و بویراحمد تبدیل میشود. استانی که بیش از هر زمان دیگری به موتورهای تازه رشد اقتصادی نیاز دارد.
زنجیرهای که هنوز کامل نشده است
پرورش ماهی در کهگیلویه و بویراحمد، امروز از مرحله یک فعالیت روستایی عبور کرده و به یکی از مهمترین بخشهای تولید کشاورزی استان رسیده است. بر اساس آمارهای رسمی، استان سالانه بیش از ۲۵ هزار تن انواع آبزی تولید میکند. این حجم تولید، نتیجه فعالیت صدها مزرعهای است که در دامنههای دنا، حاشیه رودخانه بشار، ماربر، کبگیان، خرسان و دهها چشمه دائمی شکل گرفتهاند. با وجود این جایگاه، بخش مهمی از تولید استان به صورت خام از مرزهای آن خارج میشود.
کامیونهای یخچالدار قزلآلای تازه را به شیراز، اصفهان، اهواز، بوشهر، تهران و استانهای جنوبی میرسانند. ارزش افزوده اصلی، در بسیاری از موارد، جایی ایجاد میشود که ماهی بستهبندی، فرآوری یا برند میشود. حلقهای که هنوز در اقتصاد شیلات استان جای خالی آن احساس میشود. اگر کارخانههای فیلهسازی، دودی کردن، بستهبندی مدرن، تولید غذاهای آماده و صنایع جانبی توسعه پیدا کنند، هر کیلوگرم ماهی میتواند چند برابر ارزش فعلی برای اقتصاد استان درآمد ایجاد کند. بسیاری از کارشناسان معتقدند آینده شیلات، بیش از آنکه در افزایش تولید باشد، در تکمیل زنجیره ارزش نهفته است.
رودخانههایی که زندگی را حمل میکنند
رودخانههای کهگیلویه و بویراحمد ستون فقرات اقتصاد روستایی استان به شمار میآیند. بشار از ارتفاعات دنا تا یاسوج جریان دارد. خرسان با آب سرد و پرحجم خود، یکی از مناسبترین زیستگاههای آبزیان جنوب کشور است. ماربر، کبگیان، مارون، زهره، خیرآباد و دهها رودخانه کوچکتر نیز هر کدام بخشی از این شبکه طبیعی را تشکیل میدهند.
در بسیاری از روستاها، زندگی مردم با همین رودخانهها گره خورده است. آب آشامیدنی، کشاورزی، باغداری، دامداری و پرورش ماهی، همگی از یک منبع تغذیه میشوند. هر تغییری در کیفیت یا حجم آب، زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، کارشناسان بارها هشدار دادهاند که حفاظت از سرچشمهها، جلوگیری از برداشتهای بیرویه، کنترل آلودگی و مدیریت اصولی حوضههای آبریز، فقط یک مسئله محیطزیستی نیست؛ بلکه مستقیماً با آینده اقتصاد استان ارتباط دارد.
صیادان محلی و ماهیهای رودخانه
هرچند بخش عمده تولید استان به مزارع پرورش قزلآلا اختصاص دارد، صید رودخانهای هنوز در برخی مناطق ادامه دارد. صیادان محلی با قلاب یا تورهای سنتی گونههایی مانند کپور، سسماهی، زردهپر و چند گونه بومی دیگر را صید میکنند.
این صیدها بیشتر مصرف محلی دارد و کمتر وارد شبکه رسمی بازار میشود. در برخی روستاها، ماهی رودخانهای همچنان غذایی ارزشمند به شمار میرود و در فصلهای مجاز، خانوادهها برای صید راهی رودخانه میشوند. در مقابل، صید غیرمجاز با برق، مواد شیمیایی یا تورهای نامناسب، یکی از تهدیدهای جدی منابع آبزی استان است. چنین روشهایی فقط ماهیان بزرگ را از بین نمیبرد، بلکه تخمها، بچهماهیها و بسیاری از گونههای دیگر را نیز نابود میکند و تعادل اکولوژیک رودخانه را بر هم میزند.
سدها و فرصتهای تازه
سد چمشیر، در کنار ظرفیتهای تأمین آب، میتواند به یکی از مراکز مهم پرورش ماهی در قفس تبدیل شود. این شیوه، سالهاست در بسیاری از کشورهای جهان اجرا میشود و امکان تولید حجم بالایی از ماهی را بدون نیاز به ساخت استخرهای متعدد فراهم میکند. چند سد دیگر استان نیز چنین ظرفیتی دارند. البته اجرای این طرحها نیازمند مطالعات دقیق زیستمحیطی، کنترل کیفیت آب و مدیریت علمی است تا توسعه اقتصادی با حفظ اکوسیستم همراه باشد. در کنار آن، توسعه پرورش ماهیان خاویاری نیز به عنوان یکی از برنامههای شیلات استان مطرح شده است. محصولی که ارزش اقتصادی آن چندین برابر بسیاری از گونههای دیگر است و میتواند بازارهای صادراتی تازهای را پیش روی استان قرار دهد.
فرصتی برای اقتصاد بسته استان
اقتصاد کهگیلویه و بویراحمد سالها بر بودجههای دولتی، استخدامهای اداری و درآمدهای نفتی متکی بوده است. بخش خصوصی هنوز سهم کوچکی در تولید ناخالص استان دارد و بسیاری از جوانان برای یافتن شغل راهی استانهای دیگر میشوند.
در چنین شرایطی، شیلات ویژگی متفاوتی دارد. سرمایه اولیه آن نسبت به صنایع بزرگ پایینتر است، دوره بازگشت سرمایه کوتاهتر است و امکان فعالیت در بسیاری از روستاها وجود دارد. هر مزرعه پرورش ماهی میتواند چند خانواده را به صورت مستقیم مشغول کار کند و دهها شغل دیگر در حملونقل، فروش، خوراک آبزیان، تجهیزات، گردشگری و صنایع غذایی ایجاد شود.
استانی که متوسط دارایی مردم آن، 40 درصد کمتر از میانگین کشوری برآورد میشود، برای جهش اقتصادی به فعالیتهایی نیاز دارد که بتوانند با سرمایه محدود، ارزش افزوده بالا ایجاد کنند. پرورش ماهی یکی از معدود بخشهایی است که چنین ظرفیتی را در اختیار دارد.
اگر تسهیلات بانکی هدفمند، آموزشهای تخصصی، صنایع فرآوری، بازارهای صادراتی و برند مشترک قزلآلای کهگیلویه و بویراحمد در کنار هم قرار گیرند، آبهای سرد زاگرس علاوه بر رودخانههایی زیبا برای گردشگران، به کارخانههایی طبیعی برای تولید ثروت تبدیل میشوند. کارخانههایی که دود ندارند، مصرف انرژی آنها پایین است و محصولشان هر روز بیشتر از گذشته در سفره ایرانیان جای باز میکند.
شاید بزرگترین مزیت این صنعت نیز همین باشد. ثروتی که از دل آب زلال، دانش فنی و طبیعت بکر به دست میآید و میتواند یکی از مطمئنترین مسیرهای توسعه پایدار برای کهگیلویه و بویراحمد باشد.