گهوارههای پولی؛ مشوق یا تله؟
داستان از جایی شروع شد که دولت برای حل بحران پیری جمعیت، اعلام کرد که می خواهد یارانه خانواده‌های پرجمعیت را سه برابر کند. در ظاهر، این یک حمایت مالی برای…
داستان از جایی شروع شد که دولت برای حل بحران پیری جمعیت، اعلام کرد که می خواهد یارانه خانوادههای پرجمعیت را سه برابر کند. در ظاهر، این یک حمایت مالی برای تشویق به فرزندآوری است، اما بسیاری از کارشناسان از جمله جامعهشناسانی مثل محمد زینالی معتقد هستند که یارانهها در ایران از حالت یک حمایت موقت خارج شده و به یک «قانون ابدی» تبدیل شدهاند که به جای توانمندسازی، «وابستگی» ایجاد میکنند. وی معتقد است این سوبسیدها نقش واقعی در توانمندسازی ندارند؛ چرا که همزمان با پرداخت یارانه، هزینههای کمرشکنی مثل مدارس غیرانتفاعی و مسکن رشد میکنند و جایگاه شغلی طبقه دستمزدبگیر یعنی کارگران و کارمندان تضعیف میشود.
زینالی تاکید دارد که تکیه صرف به توزیع پول، خانوادههای پرجمعیت را در ذهن جامعه به «مستضعفان نیازمند» تبدیل میکند و این یعنی ضربه به عزتنفس و حرمت فرزندانی که قرار است آیندهساز باشند. او هشدار میدهد که با پولی کردن تمام نیازهای تربیتی و درمانی، توجه ما از نیازهای انسانی طبقات محروم منحرف شده و وابستگی به دولت جایگزین اشتغال پایدار میشود.
واقعیت این است که یک کودک به چیزی فراتر از پول نیاز دارد. ما باید از فضای اقتصاد کوپنی و حمایتی به سمت برنامههای روشن توسعه و حقوق شهروندی حرکت کنیم. یارانههای نقدی شاید در کوتاهمدت مثل یک مُسکن عمل کنند، اما موتور واقعی فرزندآوری زمانی روشن میشود که والدین به جای پاداشهای مالی در دهکهای پایین، با امید واقعی به آینده و داشتن شغلی آبرومند، برای بزرگ کردن فرزندانشان تصمیم بگیرند.