گفتگو با بانیپال شومون بازیگر فصل دوم سریال نوار زرد
گفتگو با بانیپال شومون بازیگر فصل دوم سریال نوار زرد
روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی | «نوار زرد» یکی از سریالهای پلیسی قابل قبول تلویزیون بود که سال ۱۳۹۶ به کارگردانی پوریا آذربایجانی و بازی امیر آقایی روی آنتن رفت. حالا بعد از گذشت چهار سال، فصل دوم آن روی آنتن رفته است. اینبار به کارگردانی سروش محمدزاده و بازی بانیپال شومون در نقش سرگرد کاوه کیهان. سروش محمدزاده بعد از ساخت یک فیلم سینمایی و دو سریال، حالا توانسته است از پس ساخت یک اثر پلیسی بربیاید. «نوار زرد۲» با وجود پیچیدگیهایی در ساختار و خلق یک شخصیت پلیس قابل قبول، اما کماکان روی کلیشههای آثار پلیسی بنا شده و از این جهت نقدهایی به آن وارد است. به بهانه پخش این سریال، گفتوگویی با بانیپال شومون انجام دادهایم و مروری هم داریم بر پلیسها و کارآگاههای مطرح سریالهای تلویزیونی.
فصل دوم سریال «نوار زرد» به کارگردانی سروش محمدزاده و بازی بانیپال شومون به جای امیر آقایی در نقش سرگرد کاوه کیهان، چند وقتی است روی آنتن رفته. بانیپال شومون را از زمان بازی در سریال «شهرزاد» میشناسیم. او بعد از تجربه بازی در چند فیلم و سریال شبکه نمایش خانگی، حالا برای اولینبار با نقش اصلی یک سریال پلیسی به تلویزیون آمده و طبیعتا حرفهای زیادی برای گفتن دارد. با او درباره آثارش و بهخصوص همکاریاش با تلویزیون در «نوار زرد۲» گفتوگو کردهایم.
بازیگری و دوبله
شما به عنوان بازیگر پرسابقه تئاتر وارد کار تصویر شدید. اولینبار بازیتان را سال ۱۳۹۴ در سریال «شهرزاد» دیدیم. بعد از آن در چند فیلم و سریال دیگر شبکه نمایش خانگی حضور پیدا کردید و در سریال «کرگدن» یکی از نقشهای اصلی را داشتید. حالا در اولین تجربه همکاری با تلویزیون، در نقش اصلی سرگرد کاوه کیهان سریال «نوار زرد۲» ایفای نقش کردهاید. درباره مسیری که در این عرصه طی کردهاید برایمان بگویید.
سابقه کار تئاتر من به خیلی سال پیش یعنی از دوران دانشجویی در سال ۷۶ برمیگردد. سال ۹۱-۹۰ بود که برای سریال «شهرزاد» دعوت شدم و اولین کارم برای شبکه نمایش خانگی بود. همان سال هم در فیلم سینمایی «گلدان و درخت بلوط» به کارگردانی کیارش انوری نقش اصلی بازی کردم که متاسفانه مجوز پخش نگرفت و به جشنواره راه پیدا نکرد و هیچوقت هم اکران نشد. ولی در جشنوارههای خارجی مثل روتردام جایزه گرفت. بعد از آن در فیلم «پالتو شتری» به کارگردانی مهدی علیمیرزایی نقش اصلی بودم و امسال هم نقش اصلی فیلم «علت مرگ: نامعلوم» را به کارگردانی علی زرنگار داشتم که برای جشنواره پذیرفته نشد. در بقیه فیلمها هم مثل «تنگه ابوقریب»، «غلامرضا تختی»، «شبی که ماه کامل شد»، «خجالت نکش»، «جاده قدیم» و … نقشهای فرعی داشتم. در کنار اینها یکی از نقشهای اصلی «کرگدن» را هم در شبکه خانگی بازی کردم. امسال هم که در «خاتون» بازی داشتم و بعد بهم پیشنهاد شد در «نوار زرد۲» بازی کنم.
«نوار زرد۲» اولین تجربه همکاری شما با تلویزیون است. پیش از اینکه این نقش را بپذیرید، مشکلی با بازی در سریال تلویزیونی نداشتید؟
مشکل که نمیشود گفت نداشتم. خب من مدتها بود متن خوب، کار خوب یا سریال خوبی که در تلویزیون ساخته شود ندیده بودم. مثلا برای «بانوی عمارت» به من پیشنهاد بازی داده بودند که آن را هم نرفتم. در این مدت لطف داشتند به من پیشنهادهای کار در تلویزیون میدادند اما من هربار مشغول کاری بودم و نمیرسیدم. اما خب بههرحال تلویزیون به لحاظ استاندارد یک مقدار پایین است. آثاری که میبینیم زیاد جالب نیستند و این مسئله یک مقدار آدم را مردد میکند.
خیلی از کارگردانهای خوبی که سالهای پیش در تلویزیون سریال میساختند هم حالا که شرایط سریالسازی در شبکه نمایش خانگی برایشان فراهم شده، به آنجا مهاجرت کردهاند و تلویزیون عملا خالی شده.
خب طبیعی هم هست. شبکه خانگی همه چیزش فرق میکند. هم متنهای بهتری نوشته میشود، هم پولهای بهتری داده میشود، هم پروداکشن بهتری دارد، هم تولید بهتری و هم وسواس بیشتری. مثل تلویزیون نیست که روزی ۱۰، ۱۵ دقیقه ضبط کنند. وقت بیشتری برای کار میگذارند. به نظر من خب بالاخره کار کردن در شبکه خانگی برای کارگردان و بازیگر اتفاق بهتری است و همینطور کار بهتری در نهایت به مخاطب ارائه میشود.
برای «نوار زرد۲» قرار بود شخصیت کاوه کیهان که در فصل یک با بازی امیر آقایی شکل گرفته بود را ادامه دهید. انتخاب شما برای این نقش به چه دلیل بود؟ میخواستند بازیگری انتخاب کنند به لحاظ ظاهر و استایل تا حدی به امیر آقایی نزدیک باشد یا به طور کلی از این جهت دست روی شما گذاشتند که چهره و صدا و استایلتان به یک سرگرد آگاهی میآمد؟
نه به خاطر شباهت به امیر که اصلا نبود. درواقع گزینه دومی که گفتید بود. قرار نبود نقش به طور کامل در ادامه فصل اول باشد.
درکل ساخت یک اثر پلیسی در تلویزیون با حساسیتهای زیادی روبهروست. بههرحال شخصیتی که با بازی امیر آقایی ساخته شد یک مقدار از پلیسهای کلیشهای تلویزیونی فرق داشت و از این جهت به چشم آمد. پلیسی مجرد بود که کتاب میخواند و لباسهایی متفاوت میپوشید و قهوه میخورد و … از این نظر شخصیت خوبی خلق شده بود که حیف بود ادامه پیدا نکند.
بله. درست میگویید.
در اکثر سریالهای پلیسی معمولا یک کاراکتر اصلی میبینیم و یک دستیار. کاراکتر اصلی هم جایگاه مهمتری دارد و قدرت بیشتری در حل معما و در نقطه مقابل، دستیارش فاقد این ویژگیهاست. نهایتا مواجهه این دو نفر و تضادی که میانشان وجود دارد منجر به حل مسئله میشود. در «نوار زرد۲» هم با همین الگو مواجهیم. درواقع تلاشی برای ایجاد تفاوت صورت نگرفته. نظرتان در این باره چیست؟
خب جالبیاش همین است. اگر بخواهیم تغییرش دهیم، مثلا باید چهکار کنیم؟ اگر نمکش گرفته شود یا اگر قرار باشد با یک کاراکتر جدی روبهرو باشیم زیاد جالب نیست. این کنتراستهاست که دارد کار را پیش میبرد. در کل توی ژانر پلیسی همیشه این الگو بوده و کماکان هم ادامه دارد. در سینمای جهان و سریالهای پلیسی جدید هم این را میبینیم. دستیار پلیسها معمولا یک گیجی و خنگیهایی دارند. مثلا برداشتهای اشتباه میکنند یا گافهایی میدهند که توسط شخصیت اصلی اصلاح میشود. بالاخره یک کنتراست بینشان وجود دارد.
برای اینکه شخصیت اصلی قدرتمندتر به نظر برسد.
بله همین است. بههرحال از نظر درجه هم متفاوت هستند. یکی سرگرد است و اینیکی سروان.
دخالت خانوادگی در پروندههای جنایی هم جزو نکاتی است که در خیلی از سریالهای پلیسی شاهدش هستیم. اینجا هم خانواده کاوه کیهان را میبینیم که مدام با او درباره پروندهها حرف میزنند و حتی تلاش میکنند معماهای ایجاد شده را باز کنند.
بله. به نظرم اینها یک مقدار نمک به کار اضافه میکند. کانون خانواده، فضای آرامی است که یک جاهایی به مخاطب مجال نفس کشیدن میدهد. چون شخصیت اصلی در طول روز مدام درگیر پروندههای دزدی و قتل و مواد مخدر و عملیات و اینهاست ولی وقتی به خانه میآید یک مقدار شرایطش فرق میکند. البته هربار هم که خانواده میخواهند دخالت کنند بهشان میگوید جای این صحبتها در خانه نیست. یک مقدار هم آن طنزی که بین زن و شوهر فیلم وجود دارد حال فیلم را خوب میکند. من خودم از سکانسهای داخل منزل خوشم میآید. به نظرم جالب شده. در عین حال متفاوت هم هست. اینها از اول توی فیلمنامه بود و دلیل اصلی انتخاب این نقش توسط من هم در وهله اول به فیلمنامه برمیگشت. به نظرم فیلمنامه جالبی بود و مشکلی نداشت.
یکی از ویژگیهای مهم سریال «نوار زرد» این است که برخلاف بسیاری از آثار پلیسی جنایی، پرونده به پرونده پیش نمیرود. یعنی اینطور نیست که هر قسمت روی یک پرونده تمرکز کند و آن را به پایان برساند و در قسمت بعدی تمرکزش را روی پرونده دیگر بگذارد. یکجورهایی پروندهها در هم ادغام شدهاند. بنابراین تماشای آن نیاز به تمرکز بیشتری دارد.
بله درواقع یک قصه داریم که از فصل قبل میآید و تا انتها ادامه پیدا میکند و در کنارش ما حدود هجده پرونده داریم که توی دل هم پیش میرود. یعنی یک پرونده تمام نشده، پرونده دیگری شروع میشود. شاید معمای پروندهای که در این قسمت میبینیم در قسمت بعدی و وسط پرونده دیگری حل شود. این ساختار جالبی است.
شخصیت کاوه کیهان چقدر برگرفته از فیلمنامه است و چقدر محصول تلاشی که شما به عنوان بازیگر برای ساخت یک پلیس متفاوت انجام میدهید؟ چه بخشهایی از شخصیت و رفتار و ویژگیهای کاوه توسط شما به کار اضافه شده؟
راستش شاید بتوانم بگویم رفتار بدنی یا به طور کلی مدل رفتاریاش، جنس دیالوگ گفتنش، لحنی که دارد، شیوه نگاه کردن و … متعلق به خودم بوده اما به لحاظ تغییر در متن، خیلی کار ویژهای انجام ندادهام. البته بعضی جاها بوده که مثلا چیزی که باید میگفتم توی دهنم یک طور دیگر چرخیده یا فکر کردهام بهتر است این را بگویم یا آن را بگویم اما تعدادشان زیاد نبوده. بیشتر روی همان رفتار و شمایل شخصیت کاوه کار کردهام.
به عنوان بازیگری که قرار بوده نقش یک سرگرد را بازی کند طبیعتا مجبور بودهاید به یکسری اصول حرفهای پایبند باشید. دخالت مشاور نیروی انتظامی در این نقش چطور بود؟ جایی بود که تذکر بگیرید یا پیشنهاد دهند طور دیگری بازی کنید؟
بله. سرهنگ مجید نامآور از طرف ناجا سر پروژه «نوارد زرد۲» بود. البته من در پروژههای قبلی مثل «کرگدن» هم با او کار کرده بودم و از قبل میشناختمش. اما خب آنها بیشتر مراقب این هستند که همکارهایشان وقتی دارند سریال را میبینند ایراد نگیرند. ولی من خیلی بهش میگفتم که ما داریم سینما کار میکنیم و همهش قصه است. مجبوریم یکسری موارد جذاب به کار اضافه کنیم تا جذابتر شود. میگفتم حرفهایی که دارید میزنید درست است ولی خب خودتان هم میدانید که فیلم و سریال واقعی نیست. بالاخره با هم سر این موارد کنار میآمدیم. نهایتا با شوخی و خنده کار خودم را میکردم.
مشکلی با لباسهایی که در محل کار میپوشیدید نداشتند؟
یک مقدار چرا. بعضی وقتها مثلا میگفتند لباس تنگ نپوش و از این حرفها اما در نهایت همه چیز حل میشد. مسئله مهم این بود که در این مسیر، کارگردان با من همراه بود.
به طور کلی تجربه همکاری با سروش محمدزاده چطور بود؟
واقعا درجه یک بود. من فیلم «چهارشنبه»اش را دیده بودم و خیلی دوست داشتم. سریال «سیاوش» را جستهوگریخته دیده بودم ولی واقعا در این سریال درجه یک کار کرده. قابهایی که بسته، سعی کرده خیلی سینمایی و به اندازه باشد. آن ذهنیتی که من نسبت به تلویزیون داشتم به خاطر حرفهای بودن سروش اجرا نشد و خداراشکر از آن بهتر بود. من و سروش تقریبا همسو بودیم و خیلی خوب توانستیم کار کنیم و تیم خیلی موفقی هم داشتیم. کنار هم حالمان خوش بود و هیچ مشکلی پیش نیامد.
بیشترین بازی را در سریال با حسام محمودی داشتید. این رابطه چطور شکل گرفت؟
حسام درجه یک است. ما از قبل همدیگر را میشناختیم و دوست بودیم. الان هم دارد درجه یک اجرا میکند و خیلی هم باهم در این سریال هماهنگ هستیم. این همکاری خیلی لذتبخش است. کلی ایده داریم و پیشنهاد میدهیم و مدام تمرین میکنیم. خلاصه اینکه خیلی خوش میگذرد.
تولید سریال «نوار زرد» کماکان ادامه دارد؟
بله فکر میکنم تا یکی دو هفته دیگر مشغول ضبط باشیم.
بازیتان در سریال «خاتون» هم که اخیرا تمام شده؟
بله ولی کار جدید دیگری فعلا ندارم و پروژههای دیگر در حد گپوگفت است. راستش «نوار زرد» برایم پروژه سنگینی بود. خیلی خسته شدهام و برای همین است که فعلا قرارداد دیگری نبستهام.
شما علاوه بر سینما در چند سریال شبکه نمایش خانگی هم بازی کردهاید. حالا که بعد از این تجربهها درحال همکاری با تلویزیون هستید، جدای از بحث فیلمنامه و دستمزدها، اوضاع کار در این رسانه را چطوری ارزیابی میکنید؟
خب بههرحال محدودیتهای تلویزیون بیشتر است.
شما این محدودیتها را در حین کار حس کردید؟
خب آره. بعضی کارها را وقتی میخواهی انجام دهی بهت میگویند در تلویزیون نمیشود. یا مثلا اگر این کار را بکنی حذف میکنند. خب اینها ناراحتکننده است. به نظرم اگر این سریال در شرایطی مثل شبکه خانگی ساخته میشد خیلی بهتر از آب درمیآمد و جذابتر میشد. ضمن اینکه همان شرایط تولیدی که قبلا هم گفتم تفاوت ایجاد میکند.
امسال قرار بود با فیلم «علت مرگ: نامعلوم» به کارگردانی علی زرنگار در جشنواره چهلم حضور داشته باشید که حذف شد. اتفافا جزو فیلمهایی بود که بحث زیادی بر سر حذف آن شکل گرفت.
بله. همانطور که بهروز افخمی هم اعلام کرد، «علت مرگ: نامعلوم» یکی از سه فیلم برتر انتخاب هیات داوران بود. یعنی همه رای داده بودند به فیلم. حتی آن دو نفری هم که از طرف وزارت ارشاد در آن جلسه بودهاند، فیلم را پسندیدهاند. یعنی ۹ نفر با فیلم موافق بودهاند. اما دقیقه آخر آمدهاند گفتهاند که این فیلم نمیتواند باشد. یعنی یک نفر دیگری از بیرون این حرف را زده. حتی وقتی هیات داوران گفتهاند که ما همه به این فیلم رای دادهایم، پاسخ آنها این بوده که بههرحال فیلم را درمیآوریم. به همین راحتی زحمت سخت یک گروه را نادیده میگیرند. ما سه ماه برای این فیلم در دل کویر بودیم و فیلمبرداری کردیم. خب کسی نیست که جواب این زحمات را بدهد.
با این اوصاف احتمال اینکه سال دیگر هم در جشنواره حضور داشته باشد زیاد نیست.
بههرحال هر اتفاقی ممکن است و نمیشود پیشبینی کرد.