خیابانها جای کارواش را میگیرند
افزایش ۶۰ درصدی نرخ کارواش، هزینه خدمات کامل را به یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان میرساند و با احتساب انعام از دو میلیون تومان عبور میکند
هفت صبح| این روزها اگر در خیابانهای تهران و یا شهرهای بزرگ قدم بزنید، احتمالا با صحنههایی روبهرو میشوید که انگار ماشین زمان ما را به بیست یا سی سال پیش برگردانده است. رانندگانی را میبینید که با آستینهای بالا زده و پاچه شلوارهای گرهخورده، سطلهای بزرگ کف صابون را کنار جوی آبها گذاشتهاند و یا با شیلنگهایی که به آب لولهکشی خانهها وصل است، در حال شستن و برق انداختن خودروهایشان هستند.
این صحنهها دیگر فقط یک اتفاق ساده یا یک عادت شخصی نیست؛ این صحنهها در واقع نمایشگاهی از یک عقبگرد تلخ و دردناک اجتماعی است. شهری که سالهاست با هزینههای کلان، تلاش کرده تا با فرهنگسازی، آموزش، نصب تابلوهای هشدار و حتی جریمههای سنگین، عادت زشت شستن ماشین در کنار خیابان را از بین ببرد اما حالا میبیند که تمام آن سرمایهگذاریهای فرهنگی در برابر موج سهمگین گرانی، مثل کف صابون آب میشود و از بین میرود. شهر حالا در حال تبدیل شدن به صحنهای است که در آن، تضاد میان رویای یک کلانشهر مدرن و واقعیت سطل و صابون، نمایشی زشت را به نمایش میگذارد و هر کسی را غمگین میکند.
وقتی تمیزی ماشین تبدیل به یک کالای لوکس میشود
ریشه این بازگشت به رفتارهای قدیمی را نباید فقط در بیفرهنگی یا عدم پذیرش قوانین جستجو کرد بلکه ریشه اصلی و عمیق این ماجرا در نرخنامههای جدیدی است که هر کسی را شوکه میکند. عبدالرضا محمدی طامه، رئیس اتحادیه کارواش داران، اعلام کرده که نرخ خدمات کارواشها نسبت به سالهای قبل ۶۰ درصد افزایش قیمت داشته است. اما وقتی دقیقتر به جزئیات واقعی نگاه میکنیم، اعداد تکاندهندهتر و تلختر میشوند. بر اساس نرخ نامه جدید، هزینه شستوشوی خودروها بسته به اینکه چه خدماتی روی ماشین صورت بگیرد و بسته به نوع و اندازه خودرو، از ۴۰۰ هزار تومان شروع میشود و برای خدمات کامل تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بالا میرود.
اما ماجرا به همین اعداد روی کاغذ ختم نمیشود چون در دنیای واقعی، موضوع «انعام» را نمیتوان از هزینههای کارواش حذف کرد! رانندگان میگویند برای اینکه ماشینشان درست و حسابی شسته شود و کارکنان با دقت کار کنند، مجبورند مبلغی را به عنوان انعام پرداخت کنند وگرنه کیفیت کار به شدت پایین میآید یا ماشین ناقص شسته میشود. با اضافه شدن این انعامهای اجباری و غیررسمی، هزینه یک بار شستن ماشین برای خیلیها به بالای دو میلیون تومان میرسد. حالا بیایید این عدد را با واقعیتهای زندگی یک کارمند ساده مقایسه کنیم. وقتی هزینه یک بار کارواش به یک دهم حقوق ماهانه یک کارمند معمولی میرسد، دیگر بحث تمیزی ماشین مطرح نیست بلکه بحث، موضوع معیشت و بقاست.
یک کارمند باید فکر کند که آیا این دومیلیون تومان را صرف شستن ماشین کند یا آن را برای خرید مواد غذایی، هزینه مدارس فرزندان یا پرداخت قبضها کنار بگذارد. اینجاست که راننده به این نتیجه میرسد که یا باید از هزینههای ضروری خانه کم کند یا اینکه شیلنگ را از لوله خانه بکشد و کنار خیابان بایستد. همان روندی که سالها تلاش شده تا به خاطر اینکه آب شرب زیادی را هدر میدهد و در عین حال چهره شهر را زشت میکند، جلوی آن گرفته شود. در واقع، تورم چنان فشار میآورد که مردم برای نجات دادن جیبشان، ناچار میشوند چهره شهر را قربانی کنند و به همان روشهای قدیمی و زشت برگردند.
تقابل حقوق شهروندی با فشار خردکننده معیشت
در این میان در محلههای مختلف، این صحنهها باعث ایجاد تنشهای شدید و حتی دعواهای لفظی میان شهروندان میشود. رحمان، مهندس یکی از شرکتهای خصوصی، با عصبانیت شدید از این وضعیت در گفتوگو با «هفت صبح» میگوید که شستن ماشین کنار خیابان، نقض آشکار و شرمآور حقوق شهروندی است. او معتقد است وقتی رانندهای با آب لولهکشی یا آب جوی ماشین میشوید، در واقع دارد از منابع عمومی برای نفع شخصی استفاده میکند و چهره زشتی به پایتخت میدهد که سالها برای مدرن شدنش هزینه شده است. رحمان به ترافیکهای ایجاد شده در معابر کمعرض اشاره میکند و میگوید در هیچ حالتی، سد معبر برای شستن ماشین پذیرفتنی نیست و این کار باعث میشود حق عبور و مرور دیگران گرفته شود و استرس رانندگان دیگر بالا برود.
اما اگر بخواهیم بیطرفانه نگاه کنیم در لایههای پنهان این بحث، یک سوال اساسی وجود دارد: آیا میتوان از کسی که تحت فشار خردکننده تورم است خواست تا استانداردهای زیباییشناختی شهر را رعایت کند؟ وقتی هزینه خدمات رسمی از توان خریداران خارج میشود، مردم به راهکارهای جایگزین روی میآورند، حتی اگر این راهکارها زشت یا غیرقانونی باشد و باعث اعتراض کسانی مثل رحمان شود. این تضاد دیدگاهها در واقع بازتابی از شکاف طبقاتی است که در حال عمیق شدن در شهر است؛ کسانی که هنوز میتوانند هزینه کارواش را بدهند و کسانی که برای تمیزی ماشینشان باید آستین بالا بزنند.
وقتی فرهنگ در برابر قیمت شکست میخورد
از نظر قوانین شهری، شستن خودرو در کنار خیابان سد معبر محسوب میشود و ماموران اداره ساماندهی موظف هستند با متخلفان برخورد کنند. اما واقعیت این است که اکثر این برخوردها در حد تذکرهای شفاهی باقی میماند و هیچ اثر بازدارندهای ندارد. شهرداری سالهاست که مدعی است با فرهنگسازی و آموزش میخواهد این رویه را اصلاح کند، اما حالا میبیند که در برابر موج ۶۰درصدی گرانی و قیمتهای میلیونی، تذکرهای شفاهی هیچ اثری ندارد و مردم به راحتی آنها را نادیده میگیرند.
حتی ایدههایی مثل سرپوشیده کردن جویهای آب برای جلوگیری از این کار که قرار بود چند سال پیش به همین منظور اجرا شود، نشاندهنده این است که مدیریت شهری به جای حل ریشه مشکل (که همان قیمتهای سرسامآور است)، به دنبال راهکارهای سختافزاری و سطحی بوده است. این رویکرد نشان میدهد که مدیریت شهری نمیخواهد با ریشه مشکل، یعنی عدم نظارت بر قیمتها و نبود جایگزینهای ارزان برای اقشار کمدرآمد، بجنگد. وقتی مردم مجبور میشوند برای یک نیاز ساده به تخلف روی آورند، یعنی سیستم نظارتی بر بازار خدمات شهری شکست خورده است و حالا شهروندان دارند بهای این شکست را با زشت کردن محیط زندگیشان میپردازند.
وقتی هر سطل آب ضربهای به قلب طبیعت است
اما ماجرا فقط زشتی بصری یا سد معبر نیست؛ بحث اصلی و حیاتی، سلامت شهروندان و محیطزیست است. جلال علمدار، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب یزد، هشدار میدهد که هر بار شستن ماشین با شیلنگ، حدود ۳۰۰ لیتر آب شرب را هدر میدهد. در کشوری که با خشکسالی شدید و خشک شدن تالابها روبهرو است، این مقدار آب برای هر ماشین، یک جنایت زیستمحیطی تمامعیار است. تصور کنید اگر هر روز هزاران راننده این کار را بکنند، چه حجم عظیمی از آب شرب به سادگی در جویهای آب ریخته میشود.
به گفته او همین مواد شوینده و کفهای شیمیایی که در کنار خیابان استفاده میشوند، مستقیماً وارد خاک و آبهای زیرزمینی میشوند. این مواد سمی نه تنها باعث تخریب لایههای آسفالت میشوند، بلکه با نفوذ به لایههای زیرین زمین، سلامت آبخوانها را به خطر میاندازند و در نهایت از طریق آب شرب به سفرههای مردم برمیگردند. همچنین تجمع آب و کف صابون در کنار خیابانها، محیطی مناسب برای رشد باکتریها و جذب حشرات ایجاد میکند که در نهایت سلامت عابران و ساکنان محله را به خطر میاندازد. در واقع، رانندهای که فکر میکند دارد با هزینه کم ماشینش را تمیز میکند، در حقیقت دارد سلامت کل جامعه را به خطر میاندازد.
در همین زمینه، دکتر ایرج خسرونیا، رئیس انجمن پزشکان جراح عمومی نیز در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که متاسفانه این تورمها و وضعیتهای بد اقتصادی باعث میشود که سلامت شهروندان واقعاً به مخاطره بیفتد. او معتقد است بحث شستوشوی ماشینها در کنار خیابان با آب لولهکشی قطعاً روی سلامت شهروندان تاثیر میگذارد، اما این چیز زیاد عجیبی نیست. خسرونیا اشاره میکند که حتی در شرایط کنونی، وقتی ما پزشکان برای بیمار نسخه مینویسیم، خیلی از آنها نمیتوانند آن را تهیه کنند یا ترجیح میدهند و فقط بخشی از دارو را میخرند.
بنابراین بهنظر میرسد که این افزایش بیرویه قیمتها و دستورالعملهایی که به ظاهر نتیجه مدیریتی هستند، فقط باعث میشوند که سفره سلامت مردم کم شود و سلامت جامعه به خطر بیفتد. در واقع، وقتی مردم توان پرداخت هزینههای اولیه سلامت یا خدمات بهداشتی را ندارند، به دنبال ارزانترین و خطرناکترین راهها میروند و این یعنی سلامت کل جامعه در خطر است. شستن ماشین کنار خیابان فقط یک نماد است؛ نماد این است که مردم دیگر توان رعایت استانداردهای بهداشتی را ندارند چون باید بین «بهداشت» و «معیشت» یکی را انتخاب کنند.
وقتی هنجارهای شهری در اثر فشار مالی فرو میریزند
این روند را میتوان از منظر جامعه شناختی نیز بررسی کرد. دکتر رضا اسماعیلی، جامعهشناس، در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که حیات اجتماعی در هر جامعهای بر اساس یک سری هدفها تعریف میشود و متناسب با آن هدفها، ابزارها و شیوههای رسیدن به هدف تعریف میشود. مثلاً هدف ما تمیزی ماشین است و ابزار هنجاری و پذیرفته شده آن رفتن به کارواش است، اما وقتی تعادل و تناسب بین اهداف و وسایل دگرگون میشود (مثلاً قیمتها چنان بالا میرود که یک بار شستن ماشین به یک دهم حقوق کارمند میرسد)، جامعه دچار یک حالت بازگشتپذیری میشود و دوباره به همان راه حلهای قدیمی و غلط برمیگردد.
او میگوید این وضعیت باعث میشود جامعه به سمت یک آشفتگی هنجاری پیش برود که در جامعهشناسی به آن «آنومیا» میگویند. این آشفتگی هنجاری یعنی جامعه به حالت بلاتکلیفی میرسد و وارد یک بینظمی اجتماعی میشود که در آن دیگر کسی به قوانین اهمیت نمیدهد. این جامعه شناس هشدار میدهد که این بینظمی اجتماعی تبعات متعددی دارد؛ از جمله افزایش جرایم، افزایش خشونتها، تضادهای درونی و افزایش بیتفاوتی اجتماعی. در واقع وقتی مردم میبینند هنجارهای جدید با جیبشان سازگار نیست، آن را نفی میکنند و این یعنی تمام سرمایهگذاریهای فرهنگی سالها برای اصلاح رفتار شهروندان، یکباره از بین میرود و جامعه به جای پیشرفت، به شدت به عقب میرود.
شهری که بین تمیزی و عدالت گیر کرده است
بازگشت سطل و صابون به کنار خیابانها، نمادی از یک عقبگرد است. عقبگردی که نشان میدهد وقتی هزینههای زندگی از حد تحمل عبور میکند، اولین چیزی که قربانی میشود، همان فرهنگ شهری است. ما با جامعهای روبهرو هستیم که در آن، فشار اقتصادی، فرهنگ را به عقب میراند و استانداردهای شهری را به شوخی میگیرد. راه حل این نیست که فقط با جریمه یا تذکر، رانندهها را دور کنیم؛ بلکه باید به فکر راهکارهای جایگزین بود.
ترویج کارواشهای شخصی، استفاده از مواد پاککننده بدون آب و کنترل شدید قیمتها، تنها راهی است که میتواند شهر را از این نمایش زشت نجات دهد. تا زمانی که تمیزی ماشین برای یک راننده به معنای انتخاب بین پرداخت مبلغ هنگفتی به کارواش یا هدر دادن آب در کنار خیابان باشد، سطلهای کف صابون در گوشه و کنار شهر دیده میشوند و آشفتگی هنجاری، جای خود را در زندگی روزمره ما باز میکند. شهر نباید جایی باشد که در آن برای تمیز کردن یک خودرو، باید محیطزیست را آلوده کرد و چهره شهر را تخریب کرد.