کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۳۵۸۱
تاریخ خبر:

۷ آبان و روز کوروش؛ چه اتفاقی در این روز رخ داده است؟

7 آبان و روز کوروش؛ چه اتفاقی در این روز رخ داده است؟

امروز هفتم آبان و روز کوروش بزرگ است. شاید هنوز خیلی‌ها ندانند که چرا هفتم آبان به نام روز کوروش بزرگ نام‌گذاری شده است.

به گزارش هفت صبح امروز هفتم آبان و روز کوروش بزرگ است. شاید هنوز خیلی‌ها ندانند که چرا هفتم آبان به نام روز کوروش بزرگ نام‌گذاری شده است. برخی تصور می‌کنند امروز روز تولد کوروش است، درحالی‌که چنین نیست. عده‌ای هم گمان می‌کنند این روز، سالروز کشف منشور مشهور او در بابل است؛ اما این تصور هم درست نیست.

درواقع، نام‌گذاری هفتم آبان به‌عنوان روز کوروش، ریشه‌ای در یک مناسبت رسمی و تاریخی باستانی ندارد، بلکه در دوره معاصر شکل گرفته و گسترش یافته است. این مناسبت با روز ورود کوروش بزرگ به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد و رفتار او پس از فتح این شهر ارتباط دارد.

1

 
 

منبعی که مبنای انتخاب ۲۹ اکتبر، برابر با هفتم آبان، به‌عنوان روز کوروش قرار گرفته، یک سند باستانی به نام سالنامه بابلی یا «گاه‌نگار نبونعید» است که رویدادهای دوران آخرین پادشاهی بابل و فتح این سرزمین به دست ایرانیان را ثبت کرده است. براساس این سند، کوروش در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد وارد شهر بابل شد؛ تاریخی که با هفتم آبان در تقویم شمسی تطبیق داده می‌شود.

ورود کوروش به بابل از این جهت اهمیت دارد که، براساس روایت‌های تاریخی، او پس از فتح این شهر، برخلاف بسیاری از فاتحان دوران باستان، به کشتار و غارت مردم دست نزد. ورود او با پذیرش مردم شهر همراه شد و به گفته منابع تاریخی، جان خاندان سلطنتی و دیگر مقام‌های حکومتی، فرماندهان و سربازان هم در امان ماند. این رویداد و سیاست‌های کوروش پس از فتح بابل، بعدها به‌عنوان نمونه‌ای از رویکرد انسانی و مداراگرانه او مورد توجه قرار گرفت.

2

در همین زمینه، متنی بر روی یک کتیبه استوانه‌ای نوشته شد که به منشور کوروش شهرت دارد. این اثر که در سنت کتیبه‌نویسی بابلی جای می‌گیرد، یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی مرتبط با دوران کوروش است و در دوران معاصر، به‌ویژه به‌عنوان نمادی از رواداری و رفتار انسانی او شناخته شده است.

3

اما نام‌گذاری هفتم آبان به‌عنوان روز کوروش از کجا آغاز شد؟

در سال ۱۳۸۴، کمیته بین‌المللی نجات پاسارگاد، در شرایطی که نگرانی‌ها درباره سد سیوند و خطرهای احتمالی آن برای محوطه‌های تاریخی منطقه افزایش یافته بود، پیشنهاد کرد ۲۹ اکتبر به‌عنوان روز بزرگداشت کوروش در نظر گرفته شود. این پیشنهاد در سال ۱۳۸۵ بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها پیدا کرد؛ اما در دوران دولت احمدی‌نژاد با مقاومت روبه‌رو شد و به پذیرش رسمی نرسید.

سال‌ها بعد، علاقه‌مندان به تاریخ ایران به‌تدریج هفتم آبان را گرامی داشتند و این مناسبت کم‌کم به رویدادی فراگیرتر تبدیل شد. بااین‌حال، این روز هنوز در تقویم رسمی ایران به ثبت نرسیده است و علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ ایران همچنان خواهان ثبت آن در تقویم ملی هستند.

متأسفانه، طی سال‌های گذشته، بارها در آستانه هفتم آبان، حتی یکی دو روز پیش از آن، ورود به پاسارگاد و بازدید از آرامگاه کوروش و محدوده این محوطه تاریخی ممنوع شده است. هنوز نمی‌دانیم امسال هم چنین اتفاقی افتاده است یا نه؛ زیرا تاکنون خبر روشنی در این‌باره منتشر نشده است. بااین‌حال، این محدودیت در سال‌های گذشته بارها تکرار شده است.

4

روز کوروش فرصتی فراهم کرده تا مردم درباره شخصیت او، رفتار انسانی‌اش و جایگاهش در تاریخ سخن بگویند. این مناسبت همچنین فرصتی برای پژوهشگران و تاریخ‌نگاران است تا تازه‌ترین یافته‌های علمی خود را درباره کوروش و آنچه از زندگی و دوران حکومت او می‌دانیم، ارائه کنند.

به همین دلیل، تصمیم گرفتیم به‌جای تکرار حرف‌های همیشگی درباره کوروش، در این روز چکیده‌ای از یک مقاله علمی تازه را در اختیار شما قرار دهیم؛ مقاله‌ای که هنوز در جای دیگری منتشر نشده است.

این مقاله به قلم دکتر علیرضا عسکری چاوردی نوشته شده است؛ یکی از پژوهشگران جدی حوزه ایران باستان و دوره هخامنشی که به‌طور مستمر در این زمینه فعالیت می‌کند و پژوهش‌های میدانی باستان‌شناسی و مطالعات کتابخانه‌ای را با تمرکز بر دوره هخامنشیان پیش می‌برد.

ذوالقرنین: نمایش آرمانی فَرَوهر کوروش در نقش‌برجسته بالدار پاسارگاد

علیرضا عسگری چاوردی ــ استاد باستان‌شناسی دانشگاه شیراز ــ در پاسارگاد، نقش‌برجسته‌ای بر دروازه آن نقش بسته است که سال‌هاست مورد بحث است؛ اینکه این نقش‌برجسته کوروش بزرگ است یا نمادی از فرشته نگهبان، به تقلید از کاخ‌های دوره آشوری و فینیقی. سنت‌های مختلفی نیز از نظر هنری در این نقش‌برجسته وجود دارد که نمی‌توان به‌سادگی آن را به هنر آشوری یا یک تقلید محض از هنر بین‌النهرین دانست. کلیات نقش، شباهت‌هایی با هنر مصر، آشور، فینیقیه، بابل و عیلام در خود جای داده است. برای مثال، بخش‌هایی از تاج مصری و فینیقی هستند، چهار بال و کلاه چسبیده به سر را از هنر آشور می‌شناسیم، حالت نیمرخ از بابل و لباس بلند مزین به روزت‌ها و حاشیه‌دوزی از هنر عیلام است.

سفرنامه‌نویسان، عکاسان و باستان‌شناسان متعددی از سال ۱۸۱۱ تا ۱۸۶۱ میلادی این نقش را طراحی کردند و نوشته بالای آن را با عبارت «من کوروش، شاه هخامنشی هستم» به نمایش گذاشتند. در عکس‌های ثبت‌شده با دوربین عکاسی از سال ۱۸۷۴ میلادی به بعد، بخش بالای این نقش‌برجسته که حاوی نوشته بود، شکسته شده است و متن وجود ندارد.

این نقش، با توجه به جزئیات تاج، لباس، حالت نمایش نیمرخ، دست بلندشده در حالت نیایش، صورت، کلاه و به‌ویژه بال‌های برافراشته آن، طی بیش از دو قرن همچنان مورد بحث جوامع علمی جهان است. تفسیر این نقش‌برجسته تا آنجا پیش رفت که موضوع ذوالقرنین مطرح شد و علامه طباطبائی نیز نظر خود را درباره این نقش مطرح فرمود. مولانا ابوالکلام آزاد هم در چارچوب دینی و مذهبی، همانند علامه، این نقش را در ارتباط با ذوالقرنین قابل تفسیر دانستند.

دانشمندان، مورخان و باستان‌شناسان متعددی نظیر جیمز موریه، سر ویلیام اوزلی، سر رابرت کرپورتو، تکسیه، اوسشر، اشتولز، علی سامی، شاپور شهبازی، نیلندر، فرانکویچ و به‌ویژه دیوید استروناخ، باستان‌شناس مجموعه پاسارگاد، نظریه‌های خود را از دیدگاه‌های مختلف هنری، فنی، تاریخی و باستان‌شناسی مطرح فرمودند. در بین تمام این نظریه‌ها می‌توان پذیرفت که این نقش‌برجسته انسان بالدار در پاسارگاد، نقشی بسیار پیچیده و حاوی تمام سنت‌های شرق کهن است و دامنه مدارک آن‌قدر زیاد است که نمی‌توان به‌سادگی آن را به کوروش بزرگ منتسب کرد؛ به همین ترتیب، نمی‌توان آن را به کوروش بزرگ منتسب نکرد.

5

با ارزیابی و اتکا به نظر تمام دانشمندان نام‌برده و به‌کارگیری نظریه این استادان در مطالعات میدانی، می‌توان در ادامه نظر این اندیشمندان، تفسیری نو از این نقش‌برجسته ارائه کرد که نتایج آن حائز اهمیت است. این نقش‌برجسته، «بازتاب نمایش آرمانی فَرَوهر کوروش از چهار بخش سرزمین هخامنشی در تجسم نمایشی روحانی» است.

تفسیرهای دنیوی از نقش‌برجسته انسان بالدار، شناخت آن را به‌شدت پیچیده کرده است. از طرفی، ارتقای شخص پادشاه به مقام الوهیت در چارچوب یکتاپرستی دوره هخامنشی قرار نمی‌گیرد و اعتقادات عیلامی نیز نسبت به این نقش‌برجسته، که در دوره متأخر روزگار کوروش در بناهای پاسارگاد نقش شده است، به‌سادگی قابل پذیرش نیست. در بین همه نظریه‌ها، زنده‌یاد علی سامی بر جنبه روحانی بودن این نقش‌برجسته نظر داشتند که اتکا به نظر ایشان قابل ملاحظه است.

در حقیقت، بر اساس نظر ایشان می‌توان با دیدگاه تحلیل شناختی بیان کرد که نمایش این نقش، همان سنتی است که در نمایش روحانی فَرَوهر پادشاهان هخامنشی در نمای آرامگاه‌های نقش رستم و تخت جمشید ادامه پیدا می‌کند؛ اما با رویکردها و جنبه‌های هنری متمایزتر از دوره کوروش، زیرا باید مسئله ایدئولوژی دوره داریوش یکم به بعد را در نظر گرفت.

در دوره هخامنشی، پس از کوروش، برای تقدس نمایش جنبه‌های مذهبی، نقش بال‌های برافراشته همراه با یک دایره متحد، معروف به نقش فَرَوهَر، به‌عنوان نماد اعتقادی و مذهبی پادشاهان هخامنشی در صحنه‌های نیایشی و تشریفاتی شخص پادشاهان به نمایش گذاشته شد و نمایش این نقش، به‌جای نمایش نقش بالدار پادشاه در تخت جمشید و نقش رستم، در هنر هخامنشی ادامه پیدا کرد.

نمایش نقش فَرَوهرها در تخت جمشید و به‌ویژه در نقش رستم، در حقیقت، پیش از اینکه به شخص شاه زنده بازگردد، به احترام نیاکان و درگذشتگان پادشاه است که حضور معنوی آن‌ها را در صحنه‌های تشریفاتی تحلیف یا نیایش‌های مذهبی، به‌ویژه در آرامگاه‌ها، به نمایش گذاشته‌اند. نمایش فَرَوهرها، یعنی زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره و ارواح درگذشتگان که زنده هستند و در مراسم مذهبی و تحلیفی حضور دارند؛ سنتی که تا به امروز نیز ادامه دارد.

به همین دلیل، در دوره هخامنشی، نام نخستین ماه سال به نام فَرَوهرها، یعنی فروردین، نام‌گذاری شد تا احترام به ارواح درگذشتگان و باور به زنده بودن آن‌ها در نخستین ماه سال و آغاز سال نو، همواره به‌عنوان پشتوانه اعتقادی و نمایش جنبه‌های اعتقادی و مذهبی جامعه ایرانی تداوم پیدا کند.

دیدگاه علامه طباطبائی و مولانا ابوالکلام در چارچوب تفسیر ایدئولوژیک از نقش‌برجسته‌های دوره هخامنشی در نمای آرامگاه‌های نقش رستم و تخت جمشید و نقش انسان بالدار منتسب به کوروش هخامنشی در پاسارگاد، مورد ملاحظه است. فرایندهای معنوی، اعتقادی و سنت‌های دوره باستان در عصر اسلامی ریشه در دوره باستان ایران دارند و در چارچوب همین اعتقادات، با درک وجودی روح درگذشتگان و احترام به نیاکان، نخستین ماه سال خورشیدی با نام «فَرَوَهر» یا «روح نیاکان» در تقویم خورشیدی قرار گرفت و ماه فروردین، در جایگاه نخست، همچنان در تقویم تاریخ ایران‌زمین جاودانه باقی مانده است.

این نظریه با مستندات تحلیلی در شماره سوم مجله پژوهشنامه تاریخ تمدن دانشگاه شیراز منتشر می‌شود.

خبر ویژه
کدخبر: ۶۰۱۷۳۵۸۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر