خانه امن است؛ تا وقتی بررسیاش نکردهایم
از گاز بیبو و بخاری بدون دودکش تا قارچهای سمی و داروهای بینامونشان؛ مسمومیتها در زندگی روزمره پنهان میشوند و گاهی با یک غفلت ساده، جان میگیرند
هفت صبح | هفته پیشگیری از مسمومیتها در حالی آغاز شده که مسمومیت هنوزهم جزو حوادث قابل تامل حوزه سلامت محسوب میشود که اکثرا نتیجه سهلانگاری است. آمارها از روند کاهشی مسمومیت با گاز میگویند و از ده هزار ماموریت سالانه اورژانس برای مسمومیت، اما این اعداد یک واقعیت مهم را پنهان میکنند: بیشتر این حادثهها نه با داروی کمیاب و گاز عجیب، بلکه در همان خانهای رخ میدهد که مردم فکر میکنند امنترین جای دنیاست. حوادثی که شاید با یک بازدید دودکش، یک برچسب روی پاکت دارو یا یک تماس با ۱۱۵ قابل پیشگیری بود. اما چرا با وجود همه این هشدارها، هنوز هر سال چندین نفربراثر این حوادث جان میبازند؟
چند نکته ساده که رعایت نمیشود
دکتر حسن نوری، معاون آموزش سازمان اورژانس کشور، در آستانه هفته پیشگیری از مسمومیتها میگوید که مسمومیت یکی از فوریتهای پزشکی است که با چند اقدام ساده و افزایش آگاهی عمومی میشود جلوی بخش بزرگی از آن را گرفت. به گفته او، حدود ۱۰ هزار مورد از ماموریتهای سالانه اورژانس به مسمومیت مربوط است. این عدد در برابر حجم کل عملیات اورژانس شاید بزرگ به نظر نرسد، اما چون بیشتر این موارد قابل پیشگیری است، وزن آن بسیار بیشتر از آن است که در جدول آمار دیده میشود.
قربانیان بهار با قارچهای طبیعت
الگوی فصلی مسمومیتها خودش یک نکته مهم در پیشگیری است. آمار نشان میدهد موارد مسمومیت با قارچهای سمی در فروردین و اردیبهشت بالا میرود. قارچ سمی یک نوع نیست؛ بعضی فقط دستگاه گوارش را به هم میریزند و علائم گوارشی را به همراه دارند و بعضی دیگر میتوانند کشنده باشند. برای همین قارچهای موجود در طبیعت نباید بدون اطمینان از ایمن بودن جمعآوری و مصرف شوند.
گازی که با سرماخوردگی اشتباه میشود
قارچهای طبیعت قربانیان بهار را میسازند، اما مسمومیت با گاز، بازتابی است که سال به سال تکرار میشود. مونوکسید کربن بیرنگ و بیبوست؛ کسی که در معرضش قرار میگیرد از راه رنگ، بو یا مزه نمیفهمد که دارد مسموم میشود. موضوع خطرناکتر این است که این مسمومیت علامت اختصاصی ندارد و میتواند با سرماخوردگی اشتباه گرفته شود. سردرد، بیحالی، تهوع، استفراغ، سرگیجه و خوابآلودگی نشانههای آن هستند؛ نشانههایی که آدمها معمولاً آنها را با استراحت و چای گرم به ظاهر درمان میکنند! مسئله فقط اشتباه گرفتن علائم نیست؛ این گاز قدرت قضاوت و تصمیمگیری را هم مختل میکند. در چنین شرایطی، فرد ممکن است وخامت وضعیت خودش یا اعضای خانوادهاش را نفهمد و نتواند برای دریافت کمک اقدامی بکند. یعنی همان کسی که باید زنگ بزند، دیگر توان تشخیص ندارد.
آماری که کم شده، اما تمام نشده
براساس گزارشهای منتشر شده سال گذشته حدود ۸۳۰ مورد مسمومیت با مونوکسید کربن ثبت شده است. عددی که دو سال پیش از آن حدود ۸۵۷ مورد بوده است. حدود ۹۲ درصد مسمومیتهایی که اورژانس برایشان اعزام شده در منازل رخ داده و نیمی از آنها به آبگرمکن یا بخاری مربوط بوده است. مرکز این نوع مسمومیت، خانه من و شما است و ابزارش همان وسیلهای که برای گرم شدن روشن کردهاند.
روی کاغذ، آمار کاهشی است. نوری دلیلش را افزایش آگاهی عمومی و استفاده از تجهیزات ایمنتر میداند و میگوید مسمومیت با مونوکسیدکربن در مهرماه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۷ درصد کاهش یافته است. اما خودش هم اضافه میکند که مقایسه دقیق این آمار به شرایط آبوهوایی و دمای هوا بستگی دارد؛ چون هرچه هوا سردتر شود، وسایل گرمایشی بیشتر روشن میشوند و حوادث هم بیشتر. پس این عدد، عددی شکننده است که یک سرمای زودرس میتواند دوباره بالا ببردش. جمله مهمتر اما این است: اگرچه آمار در حال کاهش است، همچنان چندین نفر جان خود را بر اثر این مسمومیت از دست میدهند.
در خانه چه اتفاقی نمیافتد
اما چرا با وجود اطلاع رسانی و آگاهی شهروندان باز هم آمار مسمومیتها بالاست؟ نوری در پاسخ به این سوال میگوید که با گذر زمان دقیقتر شده و این احتمال وجود داشته که موارد قابلتوجهی از مرگهای ناشی از مسمومیت در بیست سال گذشته شناسایی نشده و در آمارها قرار نگیرد. یعنی تا وقتی ثبت آمار درست نباشد، پیشگیری هم نقطه درست را نشانه نمیگیرد.
در عین حال استفاده از بخاری بدون دودکش در اتاقها، بهویژه اتاق کودکان، میتواند خطرآفرین باشد و حتی به مرگ برسد؛ اما این وسایل همچنان روشن میشوند. مشکل دیگری هم هست که کمتر دیده میشود: بعضی افراد پس از ترخیص از بیمارستان به خانه برمیگردند و بیآنکه عامل مسمومیت شناسایی شده باشد، دوباره در همان محیط قرار میگیرند. این یک چرخه بیپایان است: مسمومیت، درمان، بازگشت به همان محل خطر.
باور غلط دیگری هم وجود دارد که باید کنار گذاشته شود: باز کردن پنجره بهتنهایی به معنای رفع خطر نیست. مونوکسیدکربن با قدرت زیادی به هموگلوبین خون میچسبد و مانع انتقال درست اکسیژن میشود؛ پس تنفس هوای تازه برای اطمینان از رفع مسمومیت کافی نیست. پنجره، هوای اتاق را عوض میکند، اما خونی که مسموم شده را پاک نمیکند.
در لحظه خطر چه باید کرد
براساس همین رویکردها هنگام بروز علائمی مانند سردرد، بیحالی، تهوع و استفراغ باید احتمال مسمومیت با گاز را در نظر گرفت. نخستین اقدام، خروج فوری از محیط و تماس با اورژانس ۱۱۵ است. معاون سازمان اورژانس در این زمینه میگوید؛ شهروندان نباید برای کمک به فرد مسموم در محیط آلوده باقی بمانند و نباید بدون اطمینان از ایمنی محل، دوباره وارد آن شوند. اگر یکی از اعضای خانواده در خانه دچار مسمومیت شده، بقیه هم باید بلافاصله خارج شوند و به اورژانس و آتشنشانی زنگ بزنند؛ ورود مجدد به محل هم تا زمانی که آتشنشانی ایمن بودن آن را تایید نکند، ممنوع است.
نکتهای که کمتر گفته میشود این است که وادار کردن بیمار به استفراغ ممنوع است؛ چون ممکن است سطح هوشیاری کاهش یابد و مواد وارد ریه شوند. اصلاً برای برخی مسمومیتها درمان اختصاصی یا پادزهر وجود ندارد و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه پیچید. بهترین کار در اینگونه مواقع حفظ داشتن آرامش و سپردن تصمیم به مشاوره تلفنی است، نه عمل به باورهای خانگی.
۱۱۵ را حفظ کنید
اینکه چه باید کرد، پاسخ کوتاهی دارد. به جای اینکه از مردم بخواهیم فهرستی از اقدامات مربوط به انواع مسمومیتها را حفظ کنند، شاید موثرترین و سادهترین راه این باشد که در چنین شرایطی با شماره ۱۱۵ تماس بگیریم؛ تماسی که به انتخاب روش صحیح برخورد با بیمار و جلوگیری از اقدامات نادرست کمک میکند. شمارهای سهرقمی که میتواند جای دهها نسخه سینهبهسینه را بگیرد.
خطر در پاکت بینام
داروهای گیاهی که فلهای و بدون مشخصات روشن عرضه میشوند باید نظارت شوند. این را نوری میگوید و اضافه میکند که این احتمال وجود دارد که میزان ماده موثر یک گیاه در دو منطقه مختلف متفاوت باشد و مصرفکننده از این تفاوت آگاه نباشد؛ در نتیجه مشخص نیست چه مقدار از آن ماده مصرف میشود و چه اثری بر بدن خواهد داشت. حتی داروهایی که کاربرد درمانی مشخصی دارند هم در صورت مصرف نادرست یا همراه با داروهای دیگر میتوانند خطرناک شوند. نمونهاش متادون است که با برخی داروهای معمول مانند آزیترومایسین تداخل دارد و اگر پزشک از مصرف آن بیخبر باشد، تجویزش میتواند به مشکل تبدیل شود.
پکیجی از آموزش تا پیشگیری
پیشگیری از مسمومیتها به تلاش جمعی نیاز دارد. نهادهای مسئول هر کدام بخشی از کار را انجام میدهند، اما مشکل این است که برنامههای آموزشی منسجم نیستند و هر دستگاه جداگانه آموزشهای خود را در مورد مسمومیت دارد! در حالی که با همکاری مشترک میتوان یک موضوع مشخص را به شکل منسجم آموزش داد. رسانهها و بهویژه صداوسیما میتوانند در گردهم آوردن دستگاهها و ساختن یک برنامه منسجم برای جلوگیری از حوادث نقش محوری داشته باشند. اسپانیا از موفقترین کشورها در مدیریت حوادث ترافیکی است و آموزش را از عوامل اصلی این موفقیت میداند؛ آموزشی که با مشارکت همه واحدهای مرتبط انجام میشود، نه آموزش پراکنده.
مسمومیتها بیشتر از آنکه اتفاق باشند، نتیجه سهلانگاریاند. قارچی که در طبیعت چیده میشود، بخاری که دودکشش کنترل نشده، گازی که بیبو وارد اتاق میشود و پودری که بیبرچسب فروخته میشود، همه قابل پیشگیریاند. هفته مسمومیتها بهانه خوبی است برای گفتن این جمله به همه: اینبار که سرگیجه و تهوع را دیدید، به جای چای گرم، به 115 زنگ بزنید.