پرستاران چه میخواهند تا بمانند؟
کمبود نیرو، حقوق نامتناسب و فشار کاری، ماندگاری پرستاران را دشوار کرده است؛ رئیس سازمان نظام پرستاری میگوید حل بحران به اصلاح همزمان این مشکلات نیاز دارد
هفت صبح | در نظام سلامت، پرستار حلقهای است که شب و روز نمیشناسد؛ اما امروز این حلقه زیر فشار کمبود نیرو، اضافهکاری و حقوق نامتناسب با هزینههای زندگی، روزهای سختی را میگذراند. احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری، روز جمعه به مناسبت روز پرستار از نسبت نامناسب پرستار به بیمار در کشور تا خروج نیروهای آموزشدیده از سیستم و اضافهکاری اجباری سخن گفت. به اعتقاد او، تا وقتی همه این عوامل همزمان دیده نشوند، هیچ راهحلی نتیجه نمیدهد.
پرستارهایی به اندازه نصف استاندارد ملی
نجاتیان با اشاره به کمبود شدید نیروی پرستاری میگوید ایران به ازای هر بیمار حدود یکسوم میانگین منطقه پرستار دارد و اگر وضعیت موجود را بر اساس استانداردهای ملی بسنجیم، تعداد پرستاران کشور حدود نصف استاندارد موردنیاز است. به بیان او، یک پرستار در شرایط فعلی مجبور است به اندازه دو نفر، بر اساس استاندارد ملی کار کند. نتیجه طبیعی این وضعیت، اضافهکاری اجباری و افزایش تعداد بیمارانی است که هر پرستار باید از آنها مراقبت کند؛ موضوعی که در نهایت به کیفیت مراقبتهای پرستاری ضربه میزند. نجاتیان تأکید میکند کمبود پرستار یکی از مسائل جدی نظام سلامت است که در دورههای مختلف بارها درباره آن بحث شده، اما آنچه امروز بهوضوح دیده میشود، شدت گرفتن این کمبود است.
از توزیع نیرو تا جذابیت استخدام
در این میان نکته مهمی که نجاتیان روی آن تأکید میکند این است که ریشه بحران در ضعف آموزش نیست. او میگوید در حوزه آموزش پرستاری مشکل اساسی نداریم؛ سالانه حدود ۱۸هزار نفر در رشتههای مختلف پرستاری وارد دانشگاهها میشوند و به همان نسبت دانشآموختگان این رشتهها وارد بازار کار میشوند. بنابراین کشور ظرفیت آموزشی لازم برای تربیت پرستار را دارد.
به گفته او، مشکل اصلی دو بخش دارد. بخش اول، توزیع نامناسب نیروی پرستاری است؛ در برخی نقاط کشور پرستار بیکار داریم و در برخی مناطق دیگر با کمبود شدید نیرو روبهرو هستیم، تا جایی که حتی تعداد پرستاران موردنیاز برای ارائه خدمات هم تأمین نمیشود.بخش دوم، نبود جذابیت کافی برای استخدام در برخی شهرهای بزرگ و مناطق محروم است. نجاتیان با ذکر مثالی در این خصوص مدعی میشود که در تهران یا استان هرمزگان، حتی استخدام رسمی هم برای برخی پرستاران جذابیت ندارد، چون حقوق و مزایای دریافتی با هزینههای زندگی و نرخ تورم در این مناطق تناسب ندارد.
او نکته دیگری را هم اضافه میکند که کمتر به آن اشاره شده است: در مناطقی از کشور پرستار و متقاضی کار وجود دارد، اما مجوزهای استخدامی لازم صادر نمیشود یا تعداد این مجوزها کافی نیست. مثلاً در مناطق غربی کشور هم کمبود پرستار داریم و هم متقاضی کار، ولی مجوزهای جذب به تعداد کافی در اختیار مراکز درمانی قرار نمیگیرد.
پرستاری که پس از یک سال میرود
نجاتیان تأکید میکند مشکل فقط به جذب محدود نمیشود؛ نگهداشت نیرو هم مسئله جدی است. حتی وقتی پرستاران جذب و استخدام میشوند، ممکن است پس از یک سال کار به این نتیجه برسند که حقوق و مزایای دریافتی با حجم کار و سختیهای این حرفه تناسب ندارد و در نتیجه از سیستم خارج شوند. به گفته او وقتی پرستار پس از استخدام با شرایطی روبهرو میشود که در برابر سختی کار دریافتی متناسبی ندارد، طبیعی است که ادامه فعالیت در این حرفه برایش دشوار شود. بنابراین برای حل مشکل کمبود پرستار باید علاوه بر افزایش ظرفیت جذب، به شرایطی که موجب ماندگاری یا خروج نیروها میشود هم توجه کرد.
۸۰ ساعت اضافه کاری در کنار شیفت اصلی
بخش دیگری از توضیحات نجاتیان به اضافهکاری اجباری اختصاص دارد. او میگوید به دلیل کمبود نیروی پرستاری، وزارت بهداشت عملاً شرایطی ایجاد کرده است که پرستاران بهطور متوسط ۸۰ ساعت اضافهکاری در کنار ساعات کاری شیفت اصلی خود انجام دهند.او یادآوری میکند دو سال پیش مبلغ اضافهکاری پرستاران بسیار پایین بود و پس از پیگیریها، افزایشی در این پرداختها اعمال شد. این افزایش در آن مقطع تا حدودی به بهبود شرایط کمک کرد، اما با توجه به تورم و افزایش هزینهها، اثر آن عملاً از بین رفته و امروز دیگر تأثیر قابلتوجهی در شرایط معیشتی پرستاران ندارد.
کمبود پرستار در بخش دولتی
نجاتیان در پاسخ به این پرسش که کمبود پرستار در بخش دولتی بیشتر است یا خصوصی، توضیح میدهد بزرگترین ارائهکننده خدمات بیمارستانی در کشور بخش دولتی است و کمبود نیروی پرستاری نیز در این بخش نمود بیشتری دارد.به گفته او، خدمات بیمارستانهای دولتی عمومی است و بخش گستردهای از مردم برای دریافت خدمات درمانی به مراکز دولتی مراجعه میکنند؛ به همین دلیل کمبود پرستار در بیمارستانهای دولتی بسیار واضحتر دیده میشود. البته در بخش خصوصی هم کمبود نیروی پرستاری وجود دارد، اما مراکز خصوصی با استفاده از سازوکارهای مختلف میتوانند بخشی از این کمبود را جبران کنند.
کاهش نسبت پرستار به بیمار
نجاتیان درباره پیامدهای این کمبود بر سلامت بیماران هشدار میدهد: همه مطالعات داخلی و بینالمللی نشان میدهد هرچه نسبت پرستار به بیمار کاهش پیدا کند، احتمال بروز برخی عوارض ناشی از بستری نیز افزایش مییابد.او توضیح میدهد عفونتهای بیمارستانی، طولانیشدن مدت بستری و خطراتی مانند زمینخوردن بیماران، از جمله پیامدهایی است که در ارتباط با کاهش تعداد پرستاران به ازای هر بیمار گزارش شدهاند. به گفته او، بخشی از این پیامدها برای مردم بهراحتی قابل مشاهده نیست؛ بیمار یا همراه او متوجه نمیشود که یک عفونت بیمارستانی یا عارضه دیگر تا چه اندازه با شرایط مراقبت و کمبود نیرو ارتباط دارد.
بخش دیگر پیامدها در نحوه ارائه خدمات و کیفیت ارتباط پرستار با بیمار دیده میشود. بیماران انتظار دارند پرستار با آرامش و حوصله کنارشان باشد، به درخواستهایشان برسد و با برخورد مناسب پاسخگویشان باشد؛ اما وقتی پرستار با حجم بالای کار و تعداد زیادی بیمار روبهروست، خستگی ناشی از فشار کاری بر کیفیت ارتباط و خدمات اثر میگذارد و به نارضایتی بیماران منجر میشود.
راهکارهای مقطعی جواب نمیدهد
نجاتیان درباره راهحلهای موجود برای این عرصه میگوید که تجربه نشان داده راهکارهای تکبعدی و مقطعی نمیتوانند مشکل کمبود پرستار را حل کنند. در مقاطع مختلف، تصمیمهایی در یک حوزه خاص گرفته شده؛ مثلاً افزایش ظرفیت آموزش پرستاری در دستور کار قرار گرفته، اما این اقدام بهتنهایی نتوانسته مشکل را برطرف کند.
به اعتقاد او باید مجموعهای از اقدامات همزمان دنبال شود: آموزش و بورسیهکردن دانشجویان پرستاری، افزایش حقوق و مزایا، بهبود شرایط کاری و رفع بیعدالتی در نظام سلامت؛ چراکه بخشی از خروج پرستاران از سیستم ناشی از همین بیعدالتیهاست. او اضافه میکند در برخی مناطق ممکن است لازم باشد امکاناتی مثل پانسیون هم در اختیار پرستاران قرار بگیرد تا شرایط فعالیت و ماندگاری آنها بهبود پیدا کند. به گفته نجاتیان، این پیشنهادها طی چند سال گذشته بارها اعلام شده، اما آنطور که باید جدی گرفته نشدهاند.
چالشهایی مانند حقوق و ساعات کاری
نجاتیان یکی از چالشهای اصلی پرستاران را متناسب نبودن حقوق و مزایای کارکنان دولت با هزینههای معیشت میداند؛ موضوعی که به پرستاران محدود نمیشود و بسیاری از کارکنان دولت را هم در بر میگیرد. به گفته او، امروز میزان حقوق و مزایای کارکنان بخشهای عمومی، بهویژه در بخش دولتی، با شرایط معیشتی و نرخ تورم جامعه تناسب ندارد.
او در همین زمینه به تفاوت ساعات کاری پرستاران با سایر کارکنان دولت اشاره میکند: در شرایطی که ساعات کاری کارکنان دولت کاهش پیدا کرده و آنها در حال حاضر حدود ۲۵ ساعت در هفته کار میکنند، پرستاران به دلیل ماهیت شغلی خود همچنان حدود ۴۰ تا ۴۲ ساعت در هفته مشغول به کار هستند.
به گفته نجاتیان، پرستاری شغلی سخت است و نیروهای این حرفه باید شبها و روزهای تعطیل هم در محل کار حاضر باشند؛ حتی در شرایط دشوار جوی مانند بارش برف یا در وضعیتهای بحرانی مانند جنگ، ارائه خدمات پرستاری متوقف نمیشود و پرستاران باید در مراکز درمانی حضور داشته باشند.او تأکید میکند این تفاوت در شرایط کاری باید در نظام جبران خدمات مورد توجه قرار گیرد و سیستم باید متناسب با سختیها و مسئولیتهای این حرفه به مطالبات پرستاران پاسخ دهد.
زخم کهنهای به نام معوقات
نجاتیان در پایان، معوقات پرداختی پرستاران را یکی دیگر از مسائل جدی این گروه میداند و خاطرنشان میکند این معوقات همچنان از مشکلات پرستاران است و باید برای رفع آن اقدام شود.
بحرانی که با یک بخشنامه حل نمیشود
کمبود پرستار، مسئلهای چندلایه است. آموزش، توزیع نیرو، مجوز استخدام، حقوق، اضافهکاری، ماندگاری نیرو و معوقات همه به هم وصلاند. تا وقتی این عوامل با هم دیده نشوند، همان صبحهای همیشگی هم با همان کمبود و همان خستگی آغاز میشود.