کشور نیازمند توسعه تختهای روانپزشکی
افسردگی و اضطراب در صدر اختلالات روانپزشکی قرار دارند اما زیرساختهای درمانی کشور پاسخگوی نیاز جامعه نیست
هفت صبح| بیش از بیست سال از آغاز تلاشها برای تدوین قانون حمایت از حقوق افراد دارای اختلالات روانپزشکی میگذرد. لایحهای که قرار بود یکی از مهمترین خلأهای نظام سلامت را پر کند، هنوز به سرانجام نرسیده است. در همین حال، کمبود تختهای روانپزشکی هم به مشکل جدی تبدیل شده است. دو مسئول، هر کدام از یک زاویه، از این وضعیت میگویند.
از هر چهار نفر، یک نفر
دکتر وحید شریعت، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران به مناسبت هفته سلامت روان میگوید که نتایج آخرین پیمایش ملی سلامت روان نشان میدهد حدود ۲۵درصد افراد جامعه نوعی اختلال روانپزشکی را تجربه کردهاند. یعنی از هر چهار نفر، یک نفر. افسردگی شایعترین اختلال روانپزشکی است و اختلالات اضطرابی در جایگاه بعدی قرار دارند. او توضیح میدهد این پیمایش، دومین موج بررسی سلامت روان کشور است و فاصله آن با موج نخست حدود ده سال است.
دکتر محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، هم همین عدد را تأیید میکند: شیوع اختلالات روانپزشکی 1/25 درصد است که آمار شیوع بالایی محسوب میشود. او میگوید که مشاهده اورژانسهای روانپزشکی و شرایط حاد مانند افکار و اقدام خودکشی در گروههای سنی مختلف، مهر تأییدی بر نیاز به افزایش تختهای روانپزشکی است. پس مسئله مربوط به یک اقلیت کوچک نیست؛ درباره یک چهارم جامعه است.
لایحهای که در راه ماند
شریعت درباره خلأهای قانونی مدعی است که لایحه حمایت از افراد دارای اختلالات روانپزشکی فرایند بسیار طولانی را پشت سر گذاشت تا در دولت و مجلس مطرح شود. تنظیم پیشنویس آن بیش از10 سال طول کشید. بخشی از محتوای لایحه به موضوع بستری اجباری و هماهنگی میان دستگاههایی مانند قوه قضائیه و وزارت بهداشت اختصاص داشت. مسائل مربوط به قیومیت و حضانت هم در آن مطرح بود. به گفته او این لایحه تا حدودی حداقلهای لازم برای حمایت از حقوق بیماران را پوشش میداد.
اما پس از مطرح شدن، مخالفتها و نگرانیهایی ایجاد شد و در نهایت در دولت سیزدهم از مجلس پس گرفته شد. تدوین آن از سال ۸۳ آغاز شد و در اواخر دولت حسن روحانی به مرحلههای پایانی رسید و به مجلس ارائه شد. نتیجه، خلأ قانونی است. شریعت میگوید خلأهای قانونی در این زمینه بسیار زیاد است و در حال حاضر قانون مشخصی برای حمایت از این بیماران وجود ندارد.
حتی نهاد یا مجموعهای که از نظر قانونی مسئولیت حمایت از این افراد را برعهده داشته باشد، مشخص نشده است. وقتی متولی معلوم نباشد، هر دستگاه پاسخگویی را به دستگاه دیگر پاس میدهد. خانوادهای که در نیمه شب با بحران عزیزش روبهرو میشود، نمیداند به اورژانس زنگ بزند، به بهزیستی برود یا به دادسرا. پزشکی هم که صلاح بیمار را در بستری میبیند، از حدود اختیار خود مطمئن نیست.
کجدار و مریز
شریعت با بیان اینکه قانون مشخصی برای بستری این بیماران نداریم، میگوید امور با روند کج دار و مریز انجام میشود. به گفته او متن لایحه بد نبود، اما نگرانی درباره ورود مسائل غیرعلمی به متن، سبب پس گرفتن آن شد. یعنی مسئله بر سر اصل حمایت از بیمار نبود؛ بر سر این بود که در متنی که باید از دل دانش پزشکی بیرون بیاید، معیارهای غیرتخصصی راه پیدا کرده بود.
او هشدار میدهد فقدان چارچوب قانونی مشخص میتواند به تضییع حقوق افراد منجر شود. ممکن است فردی در بیمارستان بستری شود و چند هفته زمان ببرد تا ثابت کند بیدلیل بستری شده است. نمونههای چنین مواردی کم نیست. این افراد برای پیگیری باید وکیل بگیرند، شکایت کنند و از دادگاه حکم بگیرند؛ روالی که بسیار دشوار است و در بسیاری از موارد به نتیجه نمیرسد. یعنی بار اثبات بر دوش ضعیفترین طرف ماجرا میافتد.
ضرورت تصویب لایحه
رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران با اشاره به اختلاف نظر درباره این لایحه میگوید ضرورت سامان یافتن روند بستری و حمایت از این افراد بر هیچ کس پوشیده نیست و انتظار میرود دولت و مجلس نسبت به اصلاح و تصویب آن اقدام کنند. او تأکید میکند به طور قطع داشتن قانون از نداشتن آن بهتر است؛ اما قانونی باید تصویب شود که شرایط را پیچیدهتر نکند. این معیار روشنی است: قانون باید مسیر درمان را برای بیمار و خانوادهاش کوتاهتر و روشنتر کند، نه اینکه آنها را میان مراکز و مراجع معلق بگذارد.
کمبود تختها
اما قانون، تنها مشکل این حوزه نیست. شالبافان با بیان اینکه حداقل ۱۰درصد تختهای بیمارستانی باید به تختهای روانپزشکی اختصاص یابد، میگوید که بر اساس آمار پیمایش سلامت روان و مشاهدات اورژانسهای روانپزشکی، نیاز به افزایش تختهای روانپزشکی وجود دارد. او درباره وضعیت تختها توضیح میدهد تختهای روانپزشکی به ویژه در شهرهایی که تراکم جمعیتی بالایی دارند کم است و تعداد آنها نسبت به نیاز جامعه کم به حساب میآید؛ بنابراین دچار کمبود تخت هستیم.
نکته مهم، گستره جغرافیایی کشور است. شالبافان میگوید حتی با در دسترس بودن تختها در مرکز یک استان، این تعداد پاسخگوی نیاز آن استان نیست. فاصله زیاد برخی شهرها با مراکز استانها هم بر ضرورت افزایش و پراکندگی تختها تأکید میکند. او میگوید بر اساس دستورالعملهای سالهای گذشته، تخصیص ۱۰درصدی ظرفیت تختهای بیمارستانی به روانپزشکی باید در کانون توجه قرار گیرد تا تعداد تختها از عدد کنونی بیشتر شود.
کاهش بستری و خدمات اجتماعی
شالبافان از برنامههایی برای کاهش نیاز به بستری میگوید. کاهش بستری مجدد بیماران از اهداف اجرای برنامه سراج و خدمات سلامت روانی و اجتماعی در سطح جامعه است. بررسیها نشان میدهد ارائه خدمات روانی-اجتماعی در مناطقی که پوشش مناسبی دارند، میتواند نیاز به بستری را کاهش دهد. با این حال او تأکید میکند نیاز جامعه به تختهای روانپزشکی از تعداد موجود بیشتر است و در کنار گسترش خدمات اجتماعی، توسعه تختها هم باید جدی گرفته شود.
او همچنین میگوید توجهها نباید به تختهای عمومی محدود شود. تختهای روانپزشکی کودکان و نوجوانان، سالمندان و مدیریت و درمان بستری اعتیاد هم باید در کانون توجه قرار گیرد. افزایش ظرفیت تختهای عمومی و تخصصی به حمایت ویژه نیاز دارد. این درخواست، به آینده مربوط است؛ اگر ظرفیت تخصصی ساخته نشود، بحران امروز به بحرانی بزرگ تر در سالهای بعد تبدیل میشود.
اشکال بخش خصوصی
شالبافان درباره استفاده از ظرفیت بخش خصوصی میگوید این احتمال وجود دارد که بخش خصوصی بخش قابل توجهی از خدمات تخصصی بیمارستانها را برعهده بگیرد، اما امکان ارائه خدمات تخصصی بستری روانپزشکی در بخش خصوصی فقط در چند شهر وجود دارد. به گفته او بخش خصوصی به دلایل مختلف، از جمله مسائل اقتصادی، انگیزه کافی برای ورود به ارائه خدمات بستری روانپزشکی در بسیاری از موارد ندارد. پس نمیتوان انتظار داشت که بخش خصوصی تنهایی کاستیها را جبران کند.
او میگوید تلاشهایی مقطعی برای افزایش تختهای روانپزشکی در سالهای گذشته شکل گرفت، اما اقدام مداوم یک موضوع اجتناب ناپذیر است. معاونت درمان متولی درمان بیمارستانی است و در حال برنامه ریزی برای افزایش تختهاست، اما این کار به برنامه ویژه و هم افزایی نهادها و سازمانهای مختلف نیاز دارد.
درباره جایگاه ایران هم میگوید وضعیت ما در مقایسه با برخی کشورهای منطقه تقریباً متوسط است، اما در مقایسه با بسیاری از کشورهای غربی، تعداد تختها نسبت به جمعیت کم به شمار میرود. با این حال او هشدار میدهد صرفاً با مقایسه اعداد نمیتوان اظهارنظر کرد، چون قوانین بستری و نگهداری بیماران مزمن در کشورها متفاوت است و تعداد تخت باید بر مبنای شرایط هر کشور تعیین شود.