سفرههای خالی در سرزمین ثروت | پاسخ تکاندهنده دختر بلوچ
کودکان مناطق محروم ایران با کمبود غذا روبهرو هستند، اما آمارهای رسمی هنوز تصویر کاملی ارائه نمیکنند
هفت صبح| این روزها کلیپی در فضای مجازی دستبهدست میشود که در آن دختری 13-12 ساله با لباس بلوچ، خندهای ملیح بر صورت و چهرهای سیاهچرده و چشمهایی که به شکل عجیبی پف کرده و نشان از یک بیماری دارد، مقابل دوربین موبایل مردی ایستاده و به سوالات وی پاسخ میدهد: مرد از او میپرسد: امروز ناهار چی خوردی و دختر میگوید:هیچی! میپرسد: خب دیشب چی خوردی؟

و دختر جواب میدهد: شیر! مرد آهی میکشد و ادامه میدهد: دیروز ظهر چطور؟ و دختر با همان لبخند ملیحش میگوید: میوه! مرد میپرسد کلا غذا نمیخوری و دختر میگوید نه، خیلی کم. غذایی گیرمون نمیاد. این کلیپ این روزها در فضای مجازی با واکنشهای بسیاری همراه بوده و در عین حال نشان میدهد بهرغم هشدارهایی که طی یکی دو دهه گذشته درباره افزایش سوءتغذیه در ایران و بهویژه کمبود مواد غذایی و رسیدن آنها به مرز بحران در بخشهایی از کشور داده شده، همچنان خانوادهها و هموطنانی هستند که در فقر مطلق غذایی به سر میبرند و برای تهیه حداقلهای یک وعده غذایی خود، عاجز هستند و مجبورند برای «زنده ماندن» خودشان را با میوه و شیر و... سیرکنند!
فهرستی که یک دهه ثابت میماند
سالهاست که گزارشهای متعددی از بروز سوء تغذیه در تعدادی از استانهای ما منتشر میشود. زهرا عبداللهی مدیرکل وقت دفتر تغذیه وزارت بهداشت در شهریور ۱۳۹۳ از وجود سوءتغذیه و ناامنی غذایی در پنج استان کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان و خوزستان خبر داد. بعد ازآن و در سال ۱۳۹۶ وزارت بهداشت در گزارشی اعلام کرد که تعداد این استانها به هفت استان رسیده است!

در آن گزارش، سه استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کهگیلویه و بویراحمد بسیار ناامن توصیف شده بودند و استانهای ایلام، خوزستان، بوشهر و کرمان در وضعیت ناامن غذایی قرار داشتند. همان سال، تحقیقاتی دانشگاهی در شمال غرب ایران هم نشان داد که تنها در شهرستان خوی از توابع آذربایجان شرقی، ۵۹ درصد خانوارها در وضعیت ناامنی غذایی به سر میبردند. با این حساب، تقریبا نصف استانهای کشور در آن سال در طیف نسبتا ناامن تا بسیار ناامن غذایی قرار میگرفتند.
دو سال بعد، در مرداد ۱۳۹۸، زهرا عبداللهی، مدیرکل وقت دفتر تغذیه وزارت بهداشت، ضمن هشداردوباره در این زمینه اعلام کرد که یک استان دیگر هم به جمع 7 استان دارای سوء تغذیه اضافه شده است. حالا نه تنها آمار استانهای دارای سوء تغذیه کم نشده بود که خراسان جنوبی هم به آن اضافه شده بود!

بعد از آن نیز در مهر ۱۴۰۰ زهرا عبداللهی در گزارشی دیگر اعلام کرد که شاخص لاغری کودکان در سیستان و بلوچستان از ۶ درصد به حدود ۱۲ درصد و در خراسان جنوبی از ۵ درصد به ۸ درصد میرسد. به گفته وی، افزایش ناامنی غذایی بهویژه در مناطق محروم، به افزایش سوءتغذیه کودکان زیر پنج سال و گروههای آسیبپذیر مانند مادران باردار منجر میشود.
ولی این پایان هشدارها نبود. سه سال بعد یعنی در مرداد ۱۴۰۳، محمد اسماعیل مطلق، رئیس وقت دبیرخانه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی، صحبت از تدوین سند ملی امنیت غذایی کرد و البته دوباره از همان هشت استان به عنوان استانهایی که بالاترین سوء تغذیه را دارند نام برد. داستان اما به همینجا ختم نمیشود؛ در دی ماه ۱۳۹۵ هم گزارش دیگری در اقتصاد ۲۴ منتشر میشود که نشان میدهد وضعیت امنیت غذایی دستکم در ۷ استان اسفبار است.
آن زمان دبیر اجرایی طرح بهبود امنیت غذا و تغذیه در کرمان میگوید بر اساس پژوهشهای سمپات، سال ۱۳۹۰ هفت استان بوشهر، سیستان و بلوچستان، خوزستان، هرمزگان، ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و کرمان در وضعیت بسیار ناامن غذایی قرار دارند. یعنی در یک دهه گذشته با همه طرحهای تغییر و تحول ادعا شده اجرایی و با وعدههای مکرر مسئولان در دستکم سه دولت اخیر، نه تنها راهکاری پیدا نشده که بر تعداد استانهای دارای بحران حتی افزوده شده است.
تناقضی که چشم را آزار میدهد
در این میان نکته تاسفبار آن است که استان خوزستان در حالی در لیست استانهای فاقد امنیت غذایی جای میگیرد که استان نفتخیز کشور محسوب میشود و کرمان هم در شرایطی در این فهرست قرار گرفته که کلونی معادن کشور در آن جا گرفته است. اغلب استانهای این لیست نیز در نوار ساحلی خلیج فارس واقع میشوند که سرشار از منابع عظیم نفتی و گازی است. اما سوءتدبیر و سوءمدیریت باعث شده تا مردمان این استانهای غنی از انرژی و ثروت بالقوه، امروز با چالش امنیت غذایی مواجه شوند!
ناامنی غذایی زمانی رخ میدهد که افراد در طول ۲۴ ساعت به غذای کافی و باکیفیت دسترسی نداشته باشند یا رژیم غذاییشان فاقد مواد مغذی و ایمن برای تامین سلامتشان باشد. شرط اول در امنیت غذایی، امکان دسترسی است؛ یعنی تولید غذا، انبارسازی و عرضه مناسب آن در سطح استان مهیا باشد.از سوی دیگر، قدرت اقتصادی و سبد خرید خانواده نیز رابطه مستقیم با هم دارند.
تلاش برای زنده ماندن
یکی از خیرینی که سالهاست برای کمک به خانوادههای کم بضاعت مناطق محروم به این استانها سفر میکند و نمیخواهد نامی از وی برده شود، ضمن تایید وجود خانوادههایی که از تامین حداقلها در سفرههایشان محروم هستند، به «هفتصبح» میگوید: ما در بسیاری از نقاط دورافتاده خوزستان یا سیستان و بلوچستان و ایلام و چند استان دیگر، خانوادههایی را داریم که حتی نمیتوانند یک غذا یا نان ساده تهیه کنند. آنها اکثرا با میوههای محلی یا شیر یا هر ماده غذایی قابل مصرف خودشان را سیر میکنند. فقط تلاش میکنند تا «زنده» بمانند نه اینکه «زندگی» کنند!
تورم و سوءتغذیه
نرخ بالای تورم از یکسو و کم بودن دستمزدها و رشد بیکاری از سوی دیگر باعث سقوط قدرت خرید میشود و بیشترین ضربه را به سبد خوراکیها وارد میکند. در این شرایط باید به اثرات طولانی مدت این الگوی سوءتغذیه هم توجه کرد؛ اینکه وضعیت کنونی مصرف مواد غذایی در میان ایرانیان میتواند به بروز بحران جدی نسلی منجر شود. برای نمونه، میزان مصرف سالیانه شیر و لبنیات ایران یکسوم استاندارد جهانی است.
در کشورهای توسعهیافته مصرف سالیانه شیر و لبنیات رقمی حدود ۲۰۶ کیلوگرم است، در حالی که سرانه مصرف شیر ۱۹۰ گرم در روز و ۷۰ کیلوگرم در سال برای هر فرد بوده است. این در شرایطی است که بنا به اعلام وزارت بهداشت، ۶۰ درصد دانشآموزان بهصورت روزانه شیر و ۴۰ درصد نیز سبزی و میوه مصرف نمیکنند که گاهی به دلیل محرومیتهای مالی است.
اصطلاح سوءتغذیه دو گروه وسیع از شرایط را در بر میگیرد: یکی کمتغذیگی که شامل کوتاهقدی، لاغری، کمبود وزن و کمبود یا نارسایی ریزمغذیها میشود و دیگری اضافهوزن که چاقی و بیماریهای غیرواگیر مرتبط با رژیم غذایی مانند بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت و سرطان را با آن مرتبط میدانند. شایعترین علل سوءتغذیه، ناامنی غذایی یا عدم دسترسی به غذای کافی و مقرونبهصرفه است؛ همچنین ناتوانی در تهیه غذا، مشکلات گوارشی و مشکلات جذب مواد مغذی، مصرف بیش از حد الکل و اختلالات سلامت روان از دیگر علل شایع محسوب میشوند.
بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، سوءتغذیه مردم تمام کشورها را تحت تاثیر قرار میدهد. حدود ۸۹۰ میلیون بزرگسال در سراسر جهان با چاقی زندگی میکنند، در حالی که ۳۹۰ میلیون نفر دچار کمبود وزن هستند. تخمین زده میشود ۳۷ میلیون کودک زیر ۵ سال دارای اضافهوزن هستند، در حالی که حدود ۱۴۹ میلیون کودک از رشد ناکافی و کوتاهی رنج میبرند.
جایگاه ایران در جدول جهانی
براساس یکی از جدیدترین گزارشهای جهانی منتشر شده، در بین ۱۶۷ کشور، ایران رتبه 90 را از نظر سوءتغذیه دارد. بر اساس همین ردهبندی، ماداگاسکار دارای بالاترین میزان سوءتغذیه در جهان است و عنوان میشود ۵۱ درصد مردم این کشور سوءتغذیه دارند. کمترین میزان سوءتغذیه نیز در کشورهایی مانند امارات، اتریش، چین، فرانسه، آلمان و آمریکا گزارش میشود که در آنها کمتر از ۲.۵ درصد مردم طی سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ سوءتغذیه داشتهاند.
از سوی دیگر، جدیدترین گزارش فائو با عنوان «وضعیت امنیت غذایی و تغذیه در جهان» نیز حکایت از آن دارد که طی سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲، ۶.۱ درصد جمعیت ایران با مشکل سوءتغذیه مواجه بودهاند، در حالی که در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰، بیش از ۷ درصد جمعیت با این مشکل مواجه بودند.
افزایش چند درصدی آمار سوء تغذیه
احمد اسماعیلزاده، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مدعی است که گزارش یونیسف و فائو در مورد سوء تغذیه در ایران دارای اشتباهات فاحشی است که باعث شده تا ارقام بیشتر از آمار واقعی گزارش شوند.وی در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید: بر اساس آخرین دادههای ملی، آمار سوءتغذیه در کودکان زیر ۵ سال در کشور حدود ۵ درصد است. برای همین ما به گزارش فائو اعتراض کردیم و براساس مستنداتی که ارائه دادیم گفتیم که این آمار اشتباه است.
وی با ذکر اینکه دادههایی که ما بر آن تکیه میکنیم، از سامانه مراکز بهداشتی کشور و ثبت آمار مراجعان در سامانه «سیب» است تاکید میکند، به طور طبیعی افرادی که به مراکز بهداشتی مراجعه میکنند، بیشتر از دهکهای پایین اقتصادی جامعه یعنی تقریبا به چهار دهک اول محدود میشوند. براساس اطلاعات این سامانه آمار سوء تغذیه در بین کودکان زیر 5 سال در ایران بین ۸ تا ۹ درصد را نشان میدهد که حکایت از افزایش آمار 5 درصدی پیشین ما دارد که البته با توجه به شرایط خاص کشور و گرانی و تورم کنونی طبیعی است. اسماعیلزاده البته تاکید میکند که این عدد نمیتواند نماینده کل جامعه باشد، چون فقط بخشی از جامعه که به مراکز بهداشتی ما مراجعه کردهاند را شامل میشود.
تاثیر شرایط اقتصادی
این کارشناس تغذیه در عین حال تاکید میکند که با توجه به شرایط و گرانی مواد غذایی، تأمین لبنیات برای مردم سختتر شده و بهطور طبیعی انتظار میرود مصرف مواد پروتئینی و لبنیات و...کاهش پیدا کرده باشد؛ اما تا زمانی که دادهها جمعآوری نشود، نمیتوان این موضوع را تأیید کرد.مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت با ذکر اینکه بر اساس دادههای سامانهای، نقشه شاخصهای وضعیت تغذیه در کشور آماده شده و در اختیار دانشگاههای علوم پزشکی قرار گرفته است، میگوید: به این ترتیب، هر معاون بهداشت میداند در کدام منطقه سوءتغذیه بیشتر است تا برنامههای حمایتی را با شدت بیشتری در آنجا اجرا کند.
اما آیا آمار سوء تغذیه در 8 استان کشور همچنان به قوت خود باقی است؟ سوالی که اسماعیل زاده در پاسخ به آن میگوید: گزارش مزبور بر پایه تحلیل دادههای سال ۱۳۹۰ انجام شده است. به گفته این استاد دانشگاه برای اعلام آمار کشوری، باید پیمایش ملی انجام شود. در حال حاضر آمار بهروزی در این زمینه وجود ندارد و پیمایش جدید احتمالاً از دو سه هفته دیگر در کل کشور آغاز میشود. بنابراین قضاوت درباره اثر گرانی، جنگ و تحریم بر دریافتهای غذایی، فعلاً زود است و باید منتظر دادههای همین پیمایش بمانیم.
برنامههایی برای سایر سنین
اما برای هموطنان و بخصوص کودکانی که دچار سوء تغذیه هستند دولت چه برنامهای دارد؟ اسماعیلزاده در این مورد هم میگوید که یکی از برنامههای عمومی کشور، برنامه حمایت تغذیهای از کودکان زیر 5 سال دچار سوء تغذیه است که در آن کودکانی که مراجعه میکنند، توسط کارشناسان تغذیه از نظر کوتاهقدی و لاغری بررسی میشوند. اگر کودک زیر ۵ سالی مبتلا به کوتاهقدی یا لاغری باشد، کد ملی او استخراج میشود و این دادهها هر شش ماه یکبار در وزارت بهداشت تجمیع میشود. سپس این کدهای ملی به وزارت رفاه منتقل میشود و برای آن خانوارها آزمون وسع انجام میگیرد تا مشخص شود کدام خانوارها وضعیت اقتصادی نامناسبی دارند.
پس از انجام این آزمون، برای هفت دهک اول جامعه، یعنی دهکهای یک تا هفت، حمایت مالی انجام میشود.یعنی برای 5 دهک اول ماهیانه حدود 2 میلیون تومان و برای دو دهک دیگر ماهیانه یک میلیون و 300 هزار تومان به حساب سرپرست خانواده به صورت اعتباری پرداخت میشود که میتوانند با آن، 11 قلم کالایی که برای تغذیه کودک مفید است را تهیه کنند. بعد از آن نیز این لیست صحت سنجی شده به ما برمیگردد تا دراختیار کارشناسان در استانهای مختلف قرار گیرد و آنها نیز این خانوادهها و این کودکان را تحت حمایت خود داشته باشند. در حال حاضر117 هزار کودک تحت حمایت این طرح هستند.
وی مدعی است که برای گروههای سنی بالاتر نیز وزارت بهداشت برنامههای حمایتی و آموزشی در بخش تغذیه دارد که شاید مهمترین آنها برنامه« مکمل یار» باشد که براساس آن برای گروههای سنی مختلف طبق یک دستور علمی، مکملهای متعددی در اختیار کودکان برای تامین مواد مغذی قرار میگیرد. همچنین به گفته وی برای گروه سنی ۲ تا ۱۲ سال هم در حال بررسی اثرات یکی دو مکمل روی این کودکان هستیم که اگر نتایج آن موفقیت آمیز باشد در کل کشور اجرا خواهد شد.
مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت مدعی است در کنار این برنامه، کارهای دیگری هم برای حمایت از تغذیه در حال اجراست؛ از جمله برنامههای آموزش تغذیه و غنیسازی مواد غذایی که با همکاری وزارتخانهها در کشور پیش میرود. نمیتوان گفت این برنامهها مشکل سوءتغذیه را کاملاً رفع میکنند، اما با توجه به گرانی، انتظار داریم که نیاز به این حمایتها بیشتر شود. این مقام مسئول با طرح اینکه موضوع سوء تغذیه یک چالش فراسازمانی است و باید همه سازمانها از جمله آموزش و پرورش در آن حضور داشته باشند میگوید که هم اینک نیز طرحی برای کاهش سوء تغذیه در آبادان اروندکنار در حال اجراست که اگر دستگاههای دیگر کمک کنند و این طرح به خوبی اجرا شود در سایر نقاط کشور نیز اجرا خواهد شد.
از کنار هم گذاشتن این روایتها، دو تصویر به دست میآید که کنار هم عجیب میایستد: کلیپی که نشان میدهد دختری میگوید غذایی گیرمون نمیاد و جدولی که میگوید ایران ۱۲ پله در ردهبندی جهانی سوءتغذیه بالا آمده است. هر دو میتوانند درست باشند؛ بهبود شاخصهای کلان، جای خود را دارد، ولی بهبود میانگین، لزوما به معنای بهبود در همه مناطق نیست. اما هنوز یک نکته مسلم است. اینکه روز به روز برتعداد خانوادههایی که سفرههایشان خالی میشود، افزوده میشود!