کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۹۷۱۶
تاریخ خبر:
هر دانش‌آموز راهنمای خودش را می‌خواهد

ضرورت شناسایی زودهنگام‌ اختلال یادگیری و جلوگیری از آسیب به اعتمادبه‌نفس کودکان

 ضرورت شناسایی زودهنگام‌ اختلال یادگیری و جلوگیری از آسیب به اعتمادبه‌نفس کودکان

‌ تشخیص به‌موقع، روش آموزشی متناسب و حمایت خانواده می‌تواند از برچسب‌زنی و آسیب به اعتمادبه‌نفس آن‌ها جلوگیری کند

هفت صبح| اختلال‌های یادگیری یکی از موضوع‌هایی است که همیشه به عنوان یک چالش در خانواده‌ها و مدرسه‌ها مطرح بوده و هست و در عین حال کمتر به آن توجه شده است. تقریباً هر کلاسی کودک یا کودکانی را در خود جای داده که با وجود توانایی‌های شناختی متناسب، در خواندن، نوشتن یا ریاضی بیشتر از همکلاسی‌هایش تلاش می‌کند و نتیجه کمتری می‌گیرد.

 

اما این دشواری اغلب پیش از آنکه درست دیده شود، در قالب برچسب‌هایی مثل بی‌دقتی، حواس‌پرتی یا نداشتن استعداد سرکوب می‌شود. دکتر مسلم آشنا، روان‌شناس کودک و نوجوان و مدرس دانشگاه، می‌گوید آغاز سال تحصیلی فقط با باز شدن درهای مدرسه معنا پیدا نمی‌کند. به باور او شروع مدرسه فرصتی است برای دیدن دوباره کودکان؛ همان کودکانی که هرکدام با توانایی‌ها، سرعت یادگیری و شیوه‌های متفاوتی وارد کلاس می‌شوند. شاید در میان دانش‌آموزان هر کلاس کودکی باشد که بارها یک کلمه را بخواند و دوباره اشتباه کند، در نوشتن حروف جابه‌جایی داشته باشد، یا در محاسبات ساده‌ای که برای دیگران آسان به نظر می‌رسد مکث کند.

 

آنچه زیر برچسب‌ها پنهان می‌ماند

به گفته این روان‌شناس، اگر این رفتارها را فقط از دریچه عملکرد تحصیلی ببینیم، احتمال دارد خیلی زود به آن کودک برچسب بزنیم؛ بی‌دقت است، درس نمی‌خواند، حواسش جمع نیست یا استعداد ندارد. اما واقعیت همیشه این‌قدر ساده نیست. آشنا توضیح می‌دهد که اختلال یادگیری ویژه یک اختلال عصب‌ است که می‌تواند یادگیری و استفاده از مهارت‌های تحصیلی را برای کودک دشوار کند. از نگاه او شاید مهم‌ترین تغییر، تغییر یک سؤال ساده باشد؛ به جای اینکه بپرسیم «چرا نمی‌تواند؟»، بپرسیم «چه چیزی یادگیری را برای او دشوار کرده است؟»

 

هر افت تحصیلی، اختلال یادگیری نیست

آشنا یادآور می‌شود که نباید هر دشواری درسی را به اختلال یادگیری نسبت داد. به گفته او کودکی که مدتی از مدرسه غیبت کرده، آموزش کافی نگرفته، معلمش تغییر کرده یا با اضطراب و مسائل خانوادگی روبه‌روست، ممکن است مدتی افت تحصیلی را تجربه کند. گاهی هم شیوه آموزش با نیازهای یادگیری کودک تناسب ندارد و همین باعث می‌شود توانایی واقعی او کمتر از آنچه هست دیده شود.

 

به باور او دیدن چند اشتباه در دیکته یا چند مشکل در خواندن به‌تنهایی دلیل کافی برای تشخیص نیست؛ باید کودک را در طول زمان دید، فرصت آموزش و مداخله مناسب را در اختیارش گذاشت و سپس درباره تداوم و شدت مشکل تصمیم گرفت. این نکته برای معلم‌ها اهمیت زیادی دارد، چون همه دانش‌آموزانی که در یک درس ضعیف هستند نیاز یکسانی ندارند؛ یکی به تمرین بیشتر نیاز دارد، دیگری به روش آموزشی متفاوت و دانش‌آموزی دیگر به بررسی تخصصی.

 

سال‌های اول مدرسه را جدی بگیریم

این روانشناس کودک با تأکید بر اینکه سال‌های ابتدایی زمان مهمی برای شکل‌گیری مهارت‌هایی مثل خواندن، نوشتن و ریاضی است، می‌گوید کودک در این سال‌ها صداها را تشخیص می‌دهد، حروف را می‌آموزد، صداها را با هم ترکیب می‌کند و روابط عددی و محاسبات پایه را یاد می‌گیرد. به گفته او اگر کودکی در این مسیر مدت طولانی با مشکل روبه‌رو باشد، بهتر است دشواری‌اش نادیده گرفته نشود. اما او بلافاصله اضافه می‌کند که شناسایی زودهنگام به معنای عجله برای برچسب زدن نیست؛ اتفاقاً معنایش برعکس است. یعنی پیش از آنکه تجربه‌های پی‌درپی شکست و شنیدن جمله‌هایی مثل «تو نمی‌توانی» اعتمادبه‌نفس کودک را از بین ببرد، حمایت مناسب را آغاز کنیم.

 

گاهی فقط باید مسیر را تغییر داد

این مدرس دانشگاه می‌افزاید دانش‌آموزی که اختلال یادگیری دارد، لزوماً کسی نیست که باید از دیگران جدا شود یا انتظار کمتری از او داشته باشیم. به گفته او گاهی کافی است مسیر رسیدن او به هدف آموزشی کمی تغییر کند؛ ممکن است یک دانش‌آموز با توضیح مرحله‌به‌مرحله و دانش‌آموزی دیگر با تصویر، فعالیت عملی یا ابزارهای دیداری و شنیداری فرصت بیشتری برای درک مطلب پیدا کند. تقسیم یک تکلیف طولانی به چند فعالیت کوتاه هم برای بعضی کودکان تفاوت بزرگی ایجاد می‌کند. هدف از نگاه او آسان کردن درس نیست بلکه هدف این است که مانع اضافی را از سر راه یادگیری برداریم تا کودک بتواند آنچه را واقعاً می‌داند، نشان دهد.

 

رفتارهایی از سر دلسوزی

آشنا در ادامه به رفتارهایی می‌رسد که اگرچه از سر دلسوزی یا نگرانی انجام می‌شوند، نتیجه خوبی ندارند. مقایسه کودک با همکلاسی‌ها، خواندن اجباری در برابر جمع، تمسخر اشتباهات یا تکرار جمله‌هایی مثل «چقدر بی‌دقتی» معمولاً به بهتر شدن یادگیری کمک نمی‌کند و بیشتر اضطراب و ترس از اشتباه را زیاد می‌کند. به باور او کودک باید بداند اشتباه کردن بخشی از یادگیری است، نه دلیلی برای شرمندگی.

 

خانه قرار نیست کلاس درس دوم باشد

این روان‌شناس معتقد است خانواده هم نقش مهمی دارد؛ اما حمایت از کودک با تبدیل خانه به کلاس درس دوم فرق می‌کند. گاهی والدین از روی نگرانی ساعت‌های زیادی را صرف تمرین با کودک می‌کنند یا او را با خواهر، برادر و همکلاسی‌هایش مقایسه می‌کنند. اما اگر کودک هر روز درس خواندن را با فشار و سرزنش تجربه کند، ممکن است خود درس برایش به منبع اضطراب تبدیل شود.

 

به باور آشنا بهتر است خانواده پیشرفت‌های کوچک را هم ببیند. کودکی که امروز یک صفحه را با دو غلط کمتر از هفته قبل خوانده، پیشرفت کرده؛ حتی اگر هنوز با سطح مورد انتظار فاصله داشته باشد. یک نمره پایین یا یک دیکته پر از غلط، تمام هویت و توانایی‌های یک کودک نیست. او ممکن است در نقاشی، ساختن، ورزش یا حل مسائل روزمره توانایی‌هایی داشته باشد که در کارنامه دیده نمی‌شوند. البته خانواده نباید تنها بماند؛ همکاری والدین، معلم، مشاور و متخصصان می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت کودک به دست دهد.

 

کودک را تنها با برچسبش نبینیم

به گفته روانشناسان هیچ‌کس به‌تنهایی نمی‌تواند همه ابعاد یادگیری یک کودک را ببیند. معلم کودک را در کلاس می‌شناسد، والدین او را در خانه می‌بینند و متخصصان در ارزیابی و مداخله تخصصی نقش دارند. در برخی موارد هم بسته به شدت مشکل، استفاده از خدمات تخصصی مانند گفتاردرمانی ضرورت پیدا می‌کند. نکته مهم این است که تصمیم‌ها بر اساس نیاز واقعی کودک گرفته شوند، نه یک اشتباه، یک نمره یا یک برچسب. مدرسه‌ای که تفاوت‌های یادگیری را می‌پذیرد، از دانش‌آموزانش انتظار کمتری ندارد؛ مدرسه خوب مدرسه‌ای است که می‌پذیرد همه کودکان از یک مسیر به مقصد نمی‌رسند.

 

به جای برچسب، فرصت بدهیم

آشنا در آخر می‌گوید شاید سخت‌ترین لحظه برای یک کودک زمانی باشد که بارها تلاش کرده و فقط شنیده است: «می‌توانی.» اما گاهی مسئله این نیست که کودک نمی‌تواند؛ مسئله این است که هنوز راه مناسب یادگیری او را پیدا نکرده‌ایم. اختلال یادگیری ویژه قرار نیست آینده یک کودک را تعریف کند. آنچه می‌تواند مسیر او را تغییر دهد، شناسایی به‌موقع، آموزش مناسب، حمایت خانواده و مدرسه و مهم‌تر از همه نگاهی است که کودک را فراتر از مشکلش می‌بیند. شاید بهتر باشد امسال، وقتی معلم با دانش‌آموزی روبه‌رو می‌شود که بیشتر از دیگران برای یادگیری تلاش می‌کند، قبل از هر قضاوتی کمی مکث کند؛ شاید پشت آن اشتباه بی‌دقتی نباشد و کودک فقط به راه دیگری برای یاد گرفتن نیاز داشته باشد.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۹۷۱۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر