کشیده شدن ترمز سالمندی با ۴ میلیون!
جمله که «با پرداخت ماهیانه ۴ میلیون تومان، فرزندآوری در تهران زیاد میشود»، بیشتر شبیه به یک شوخی تلخ است تا یک سیاست جامع جمعیتی.
هفت صبح| در شهری که اجارهبهای یک خانه کوچک، کمر هر جوانی را میشکند و تورم، هر روز بخشی از سفرههای مردم را میبلعد، شنیدن این جمله که «با پرداخت ماهیانه ۴ میلیون تومان، فرزندآوری در تهران زیاد میشود»، بیشتر شبیه به یک شوخی تلخ است تا یک سیاست جامع جمعیتی. در حالی که آمارهای رسمی از سقوط آزاد تولدها در پایتخت خبر میدهند، به نظر میرسد مدیریت شهری به جای جراحی ریشهای، به دنبال مسکنهای موقتی است؛ مسکنهایی که شاید برای لحظاتی گلایه های شهروندان را کم کند، اما هیچ اثر واقعی روی گهوارههای خالی تهران ندارد.
پاداش ۴ میلیونی؛ شوخی با نیازهای یک نوزاد!
بیایید صادق باشیم؛ در تهران، شهری که قیمت یک پوشک و شیر خشک هر هفته تغییر میکند، ۴ میلیون تومان ماهانه چه جایگاهی دارد؟ آیا این مبلغ میتواند دغدغه مسکن، هزینههای درمان و تورم افسارگسیخته را پوشش دهد؟
وقتی علیرضا زاکانی شهردار تهران در مراسم جشن سالمندی میگوید تولدها از ۱۴۳ هزار مورد به ۶۳ هزار مورد رسیده است، در واقع دارد اعتراف میکند که پایتخت برای نسل جدید «ناامن» و «گران» شده است. در چنین وضعیتی، پرداخت مبلغی که حتی هزینه یک ماهه کالاهای اولیه یک نوزاد را هم به سختی پوشش میدهد، نه تنها راهگشا نیست، بلکه نوعی سادهانگاری در مواجهه با یکی از پیچیدهترین بحرانهای اجتماعی است. فرزندآوری با «بهرههای کوچک مالی» اتفاق نمیافتد، بلکه با «امنیت پایدار اقتصادی» محقق میشود.
وعده تورم صفر؛ واقعیت یا رویای شش ماهه؟
این وعده شهرداری در حالی مطرح شده که چند روز پیش تر از آن نیز شهرداربا اعلام اینکه می خواهد با اجرای طرحی کاری کند که قیمت ۱۲ قلم از خدمات شهری در شش ماه آینده افزایش نیابد، موجی از واکنش ها را برانگیخت. در نگاه اول، این تصمیم خوشایند به نظر میرسد، اما وقتی به کل تصویر نگاه میکنیم، میبینیم که تورم شهری تنها یک قطعه از پازل است. شهروند تهرانی با تورم مواد غذایی، اجارهبها و هزینههای جاری زندگی دست و پنجه نرم میکند.
آیا نگه داشتن قیمت چند مورد از خدمات شهرداری میتواند فشار خردکننده تورم ملی را خنثی کند؟ احتمالاً خیر. این اقدامات بیشتر شبیه به «مدیریت بحران در سطح خرد» است، در حالی که بحران جمعیت، یک مسئله «کلان» است که نیاز به یک انقلاب در سیاستهای اقتصادی دارد، نه فقط یک بخشنامه برای عدم افزایش قیمت خدمات شهری.
تنهایی در محلههای خاموش
شهردار تهران اما مدعی است که برای سالمندان و حفظ کرامت آنها برنامههایی مثل باشگاه شهروندی و پویشهای شناسایی سالمندان را در دستور کار خود دارد. با این حال معلوم نیست این طرح ها چقدر می تواند در بهبود وضعیت سالمندان در پایتخت موثر باشد.
باید حقیقت را پذیرفت: شهرداری هر چقدر هم تلاش کند، نمیتواند جای خالی «دولت» را پر کند. بحران جمعیت، تورم افسارگسیخته و فقر در میان سالمندان، محصول سیاستهای کلان اقتصادی است، نه تصمیمات مدیریت شهری.
تا زمانی که دولت وارد میدان نشود و راهکاری بنیادین برای مسکن ملی، کنترل تورم سیستماتیک و حمایتهای اجتماعی گسترده (نه پرداختهای نمادین) ارائه ندهد، تمام این برنامهها تنها «پاک کردن صورت مسئله» است. شهرداری میتواند مسیرها را مناسبسازی کند یا قیمت خدماتش را ثابت نگه دارد، اما نمیتواند به تنهایی اقتصاد خانوادههای تهرانی را نجات دهد.
سخن پایانی
تهران امروز نیازمند «جراحی» است، نه «آرایش». پرداخت ۴ میلیون تومان به مادران یا برگزاری جشن برای سالمندان، شاید در گزارشهای اداری زیبا به نظر برسد، اما در زندگی واقعی شهروندان، هیچ تغییری ایجاد نمیکند. تا زمانی که دولت ورود نکند و یک نقشه راه جامع برای نجات نسل جوان و حمایت از نسل سالمند ارائه ندهد، پایتخت به جای اینکه شهری برای زندگی باشد، تبدیل به موزهای از خاطرات تولدهایی میشود که هرگز به دنیا نیامدند و سالمندانی که در میان جنجورِ جشنها، تنها ماندند.