کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۷۹۳۹
تاریخ خبر:
چگونه جلوی خریدهای غیرضروری و بی‌هدف کودکان را بگیریم؟

نه به خریدهای الکی بچه‌ها!

نه به خریدهای الکی بچه‌ها!

کودکان باید تفاوت نیاز و خواسته را یاد بگیرند تا در برابر خریدهای لحظه‌ای مقاومت کنند

هفت صبح | تا به حال به این فکر کرده‌اید که وقتی فرزندمان با اصرار و گریه چیزی را می‌خواهد، واقعاً در جستجوی چه چیزی است؟ در نگاه اول، هر والدی تصور می‌کند کودک صرفاً شیفته یک اسباب‌بازی یا گوشی هوشمند شده است. اما از دریچه روان‌شناسی، دنیای کودکان پیچیده‌تر از یک خرید ساده است. دنیز فردی، روان‌شناس اشاره می‌کند که مصرف‌گرایی در کودکان و نوجوانان را نباید فقط به درخواست‌های مکرر برای وسایل گران‌قیمت محدود کرد.

 

از نظر او، خواستن یک وسیله مادی، اغلب پوششی برای یک نیاز عاطفی عمیق‌تر است. کودک وقتی می‌گوید «این را برایم بخر»، در واقع می‌گوید که نیاز دارد دیده شود، می‌خواهد احساس تعلق داشته باشد یا سعی دارد ناکامی‌های عاطفی‌اش را با داشتن یک شی جدید جبران کند. این وسایل مادی، مانند پل‌هایی هستند که کودک سعی می‌کند از طریق آن‌ها به توجه والدین یا پذیرش همسالان برسد.

 

محبت‌های مادی و جای خالی حضور

 یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های والدین امروز، تبدیل شدن خرید به زبان محبت است. بسیاری از پدران و مادران به دلیل فشار کاری و کمبود زمان، برای جبران غیبت عاطفی، به ابزار خرید پناه می‌برند. اما همان‌طور که «فردی» تأکید می‌کند، وقتی عبارت «برات می‌خرم» جایگزین «در کنارتم» یا «دوستت دارم» می‌شود، پیوندی خطرناک میان محبت و اشیاء مورد علاقه کودک ایجاد می‌شود. در این شرایط، کودک یاد می‌گیرد ارزش رابطه را با قیمت خریدها بسنجد. این الگو باعث می‌شود در آینده، هنگام غم یا اضطراب، به جای حمایت عاطفی به خرید پناه ببرد؛ چون باور کرده تنها راه رسیدن به احساس خوب، داشتن چیزهای بیشتر است. حقیقت این است که هیچ اسباب‌بازی گران‌قیمتی نمی‌تواند جایگزین یک ساعت بازی واقعی با پدر یا گفت‌وگویی صمیمی با مادر شود.

 

بازاری که در جیب کودکان است 

 هیچ کودکی مصرف‌کننده به دنیا نمی‌آید، بلکه مصرف کردن را یاد می‌گیرد. دنیز فردی معتقد است خانواده، دوستان، مدرسه و بیش از همه فضای دیجیتال در این یادگیری نقش دارند. امروز هر کودکی در جیب خود بازاری ۲۴ ساعته دارد. نسل امروز با شکلی از مصرف روبه‌رو است که در آن مرز بین سرگرمی و تبلیغات از بین رفته است. تبلیغات امروز در قالب ویدیوهای اینفلوئنسرها یا در دل بازی‌های رایگان ظاهر می‌شوند. به دلیل ویژگی‌های رشدی و ضعف در مهارمیل به خواستن، کودکان در برابر این موج بسیار آسیب‌پذیرند و تصور می‌کنند برای محبوب بودن، حتماً باید فلان محصول را داشته باشند.

 

از مصرف‌کننده منفعل تا تحلیل‌گر آگاه

 «فردی» پیشنهاد می‌کند والدین به جای جملات دستوری مانند «این‌ها دروغ یا اشتباه است»، کودک را به تحلیل‌ مطالب و رخدادها وادار کنند. مثلاً پرسیدن این سوال که «به نظرت چرا این شخص این اسباب بازی را معرفی می‌کند؟» یا اینکه «اگر به او پول نمی‌دادند، باز هم همین حرف‌ها را می‌زد؟». این پرسش‌ها باعث می‌شود کودک یاد بگیرد پشت پرده تصاویر زیبا را ببیند و به جای اینکه مصرف کننده منفعل باشد، قبل از هر تصمیمی، انگیزه‌های پشت آن را تحلیل کند.

 

هنر تشخیص نیاز از خواسته و قدرت شفای «نه» 

در این میان یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها، تشخیص تفاوت میان نیاز و خواسته است. نیاز برای رشد و سلامت ضروری است، اما خواسته، میلی لحظه‌ای است. بسیاری از والدین یا هر خواسته‌ای را سرکوب می‌کنند و یا هر چه کودک بخواهد می‌خرند که هر دو رویکرد آسیب‌زاست. راه درست، ایجاد مرزی همراه با توضیح است. مثلاً گفتن این جمله که «می‌دانم این وسیله جذاب است، اما بیا فکر کنیم واقعاً به آن نیاز داری یا فقط الان خوشت آمده است». این گفت‌وگو، تمرینی برای توقف پیش از عمل است. همچنین استفاده از تکنیک زمان‌بندی هم می‌تواند مفید باشد. مثل اینکه بگوییم «یک هفته دیگر اگر هنوز آن را می‌خواستی، دوباره صحبت کنیم» که به کودک یاد می‌دهد میل‌های لحظه‌ای می‌گذرند و لذت واقعی در خویشتنداری است.

 

در کنار این‌ها، «نه» گفتن یک مهارت تربیتی است. بسیاری از والدین از گریه فرزندشان می‌ترسند و تسلیم می‌شوند. اما «فردی» یادآوری می‌کند که کودک برای رشد روانی، باید تجربه کند که نمی‌تواند هر چیزی را همین الان به دست آورد. تجربه تحمل ناکامی در یک رابطه امن، باعث رشد خودتنظیمی می‌شود. وظیفه والدین این نیست که ناراحتی کودک را به صفر برسانند و رفع کنند، بلکه باید به او کمک کنند تا او یاد بگیرد چگونه با ناراحتی کنار بیاید و از آن عبور کند.

 

از کنترل مستقیم تا مالکیت انتخاب

 در سن نوجوانی، کنترل مستقیم منجر به طغیان می‌شود. وقتی نوجوانی می‌گوید «همه دوستانم این گوشی را دارند»، واکنش‌های تند فرصت گفت‌وگو را می‌کشد. «فردی» پیشنهاد می‌کند آموزش تصمیم‌گیری جایگزین کنترل شود. پرسش‌هایی مثل «چه چیزی در این گوشی برایت جذاب است؟» یا «اگر دوستانت آن را نداشتند، باز هم همین‌قدر مهم بود؟» به نوجوان کمک می‌کند بفهمد انتخابش بر اساس نیاز است یا فشار بقیه دوستان؟  در واقع هدف این است که نوجوان یاد بگیرد بر اساس ارزش‌های منطقی تصمیم بگیرد و مالک انتخاب‌های خود باشد.

 

مدرسه کوچک مدیریت منابع

«فردی» استفاده از پول توجیبی را یک کلاس روان‌شناسی می‌داند. پول توجیبی فرصتی است تا کودک مدیریت بودجه و اولویت‌بندی را یاد بگیرد. وقتی کودک با پول محدودش چیزی می‌خرد و متوجه می‌شود انتخاب بدی کرده، این تجربه آموزنده‌تر از هر نصیحتی است. او یاد می‌گیرد که هر انتخاب، پیامدی دارد. این آموزش باید متناسب با سن باشد و از مفاهیم ساده در کودکی به مباحثی چون کیفیت و مقایسه قیمت در نوجوانی برسد.

 

آینه تمام‌نمای والدین 

 فرزندان ما آینه تمام‌نمای ما هستند و بیشتر از رفتار ما یاد می‌گیرند تا حرف‌هایمان. نمی‌شود به فرزندمان گفت خرید راه حل مشکلات نیست، اما خودمان هنگام اضطراب به خرید پناه ببریم. همچنین نمی‌شود از نوجوان خواست خودش را با دیگران مقایسه نکند، در حالی که ما مدام زندگی دیگران را با مال خود می‌سنجیم.

 

بسیار مهم است که ارزشمندی کودک به دارایی‌های مادی گره نخورد. اگر کودک باور کند «هرچه بیشتر داشته باشم، ارزشمندترم»، هرگز به آرامش نمی‌رسد. ما باید یاد بدهیم ارزش آن‌ها در مهربانی، صداقت و انسانیت است. وقتی کودک حس کند بدون هیچ خرید اضافه‌ای برای ما عزیز است، آن وقت است که می‌تواند با آرامش به دنیای مادی نگاه کند و بفهمد ثروت واقعی، داشتن روابطی عمیق و انسانی است، نه انباشت اشیا در اتاقی شلوغ.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۷۹۳۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر