سرویس مدارس؛ گرهای میان دو دستگاه
نبود هماهنگی میان شهرداری و آموزشوپرورش، والدین را میان سامانهها و دستگاههای مختلف برای تأمین سرویس سرگردان کرده است
هفت صبح| صبح روز اول مهر، برای هر والدینی یعنی استرس، عجله و امید به اینکه فرزندش به سلامت به مدرسه برسد. صدای زنگ اول مدرسه، برای خیلیها نماد شروع یک سال تحصیلی است، اما برای کسانی که در لایههای مدیریتی حملونقل شهر تهران نشستهاند، این روز نماد یک «آشفتگی سازمانیافته» است. ما سالهاست که شنیدهایم حمل و نقل تهران در حال ساماندهی است، اما هر سال با شروع مهر، متوجه میشویم که ساماندهی فقط در نامهها و جلسات اداری اتفاق افتاده و در خیابانها، هرجومرج همچنان فرمانروایی میکند. خبرهای اخیر از زبان معاون حملونقل و ترافیک شهرداری تهران، پرده از حقیقتی برمیدارد که هر کسی آن را بخواند، دلهره به جانش میافتد.
۸۳ درصد ناامن!
بیایید با هم یک حساب ساده اما وحشتناک بکنیم. آقای محسن هرمزی، معاون حملونقل شهرداری آماری را منتشر کرد که هر طور نگاهش کنید، تکاندهنده است. او میگوید از مجموع ۱۲۰ شرکت تاکسیرانی که در حوزه سرویس مدارس فعال هستند، تنها ۴۰ شرکت برای دریافت مجوز مراجعه کردهاند. یعنی ۸۰ شرکت، یا اصلاً قانون را به رسمیت نمیشناسند و یا در حاشیه قانون، بدون هیچ نظارتی، فرزندان ما را جابهجا میکنند. اما فاجعه اینجا به پایان نمیرسد؛ از این ۴۰ شرکتی هم که حداقل وجدان یا ترس از جریمه داشتند و برای مجوز آمدند، فقط ۲۰ شرکت توانستهاند استانداردهای لازم را کسب کنند و رتبهبندی شوند.
این یعنی از ۱۲۰ شرکت فعال، فقط ۲۰ شرکت استاندارد هستند! یعنی ۸۳ درصد از سرویسهای مدارس تهران، یا مجوز ندارند یا فاقد استانداردهای ایمنی هستند. وقتی ما از «امنیت کودکان» حرف میزنیم، نمیتوانیم با چنین آماری کنار بیاییم. این یک عدد ساده نیست؛ این یعنی هزاران کودک هر روز در خودروهایی جابهجا میشوند که نه معاینه فنیشان تضمین شده، نه صلاحیت رانندهشان تایید شده و نه هیچ نظارتی بر کیفیت خدماتشان هست.
قربانیانی به نام دانشآموزان
اما سوال اصلی این است: چرا این اتفاق افتاده؟ پاسخ محسن هرمزی معاون حمل و نقل شهرداری تهران نشاندهنده یک شکست مدیریتی است. او میگوید متولی اصلی سرویس مدارس «آموزش و پرورش» است و سازمان تاکسیرانی فقط نقش «ناظر» را دارد. نکته عجیب اینجاست که معاون حملونقل صراحتاً اعتراف میکند که همکاری لازم از سوی آموزش و پرورش صورت نگرفته است!
این یعنی در حساسترین روزهای سال، دو ارگان بزرگ شهری و کشوری با هم هماهنگ نیستند. وقتی شهرداری از یک طرف سامانه «سپند» را راه میاندازد تا والدین ثبتنام کنند و از طرف دیگر متولی اصلی (آموزش و پرورش) همکاری نمیکند، نتیجه چیزی جز سردرگمی خانوادهها و باز شدن درهای هرجومرج نیست. این «عدم یکپارچگی»، همان حفرهای است که دلالان و شرکتهای غیرقانونی از آن وارد میشوند و جان کودکان را به بهانه سرویس مدارس، به حراج میگذارند.
آرایشهای شهری برای پوشاندن زخمهای عمیق
در کنار این اعترافات تلخ، بخشهای دیگری از گزارش آقای هرمزی بود که سعی داشت چهرهای روشنتر از شهر نشان دهد. صحبت از کاهش ۲۴ درصدی ترافیک در روز اول مهر شد، از رایگان کردن مترو از ساعت ۵:۳۰ صبح گفته شد و از افزایش تعداد اتوبوسها به ۳۵۰۰ دستگاه خبر دادند. حتی از ترخیص ۳۱ اتوبوس جدید BRT هم صحبت شد تا فشار ترافیکی هفتههای آینده کم شود.
اما بیایید صادق باشیم؛ آیا رایگان کردن مترو یا آوردن چند اتوبوس جدید، میتواند جایگزین امنیت از دست رفته در سرویس مدارس شود؟ آیا کاهش موقت ترافیک در روز اول مهر، به این معناست که سیستم حملونقل شهر به ثبات رسیده است؟ پاسخ کارشناسان به این سوالها منفی است. وقتی زیرساختهای نظارتی روی سرویس مدارس اینقدر فرو ریخته باشد، هر تعداد اتوبوس جدید که وارد شهر شود، باز هم خانوادهها در مورد امنیت فرزندانشان در مسیر مدرسه دچار اضطراب خواهند بود.
معاینه فنی و جلسات عارضهسنجی
هرمزی میگوید ۵ مرکز معاینه فنی را به سرویس مدارس اختصاص دادهایم و باید جلسات «عارضهسنجی» برگزار شود تا مشکلات شناسایی شوند. اما سوال اینجاست: برای عارضهسنجی به چه زمانی نیاز دارید؟ آیا برای فهمیدن اینکه ۸۰ درصد شرکتها مجوز ندارند، نیاز به جلسه داشتید یا این حقیقت از همان اول روشن بود؟
وقتی صحبت از جان انسانهاست، جای «جلسات عارضهسنجی» نیست؛ جای «اقدام ضربتی» است. اختصاص ۵مرکز معاینه فنی برای شهری با جمعیت و حجم ترافیک تهران، شاید یک قدم کوچک باشد، اما در برابر هرجومرجی که در حوزه سرویس مدارس ایجاد شده، این اقدام شبیه ریختن یک لیوان آب روی آتش است.
از آتشسوزی اتوبوسها تا هرجومرج خیابانی
معاون حملونقل همچنین در بخشی از صحبتهایش اشارهای هم دارد به اتوبوسهایی که در حوادث مختلفی مانند حوادث دی ماه به آتش کشیده شدند و حالا قرار است جایگزین شوند. این بخش از گزارش، یادآور این است که ناوگان حملونقل تهران نه تنها با چالشهای مدیریتی و ناهماهنگیهای ارگانی دست و پنجه نرم میکند، بلکه با آسیبهای فیزیکی و حوادث ناگهانی هم روبهروست.
اما بزرگترین آسیب، آن آتشسوزی نیست که اتوبوس را میسوزاند؛ بلکه آتش ناهماهنگی است که اعتماد مردم را به سیستم حملونقل شهری میسوزاند. وقتی میبینیم ارگانها به جای اینکه دست در دست هم بدهند تا شهر را ساماندهی کنند، در حال «پاسکاریِ مسئولیت» هستند، باید پذیرفت که ما هنوز فرسنگها با یک شهر مدرن و منظم فاصله داریم.
تهران به چه چیزی نیاز دارد؟
تهران امروز به اتوبوسهای جدید، متروباسهای ۲۶ متری یا رایگان کردن مترو نیاز دارد، اما بیش از همه، به «ارادهای برای هماهنگی» نیاز دارد. تا وقتی که شهرداری و آموزش و پرورش نتوانند روی یک موضوع ساده مثل سرویس مدارس به تفاهم برسند، هر طرحی برای ساماندهی، محکوم به شکست است. ما نمیخواهیم در روزهای آینده بخوانیم که در اثر نبود استاندارد در سرویس مدارس، حادثهای رخ داده است. ما میخواهیم بدانیم چرا از ۱۲۰ شرکت، فقط ۲۰ شرکت استاندارد هستند و چه کسی مسئول این ۸۰ درصدِ ناامن است؟ پاسخ این سوال در جلسات اداری نیست، بلکه در تغییر نگاه مدیران به امنیت شهروندان است. ترافیک را شاید بتوان با اتوبوس بیشتر کم کرد، اما هرجومرج را فقط میتوان با «قانون» و «هماهنگی» از بین برد.