صدای لرزان مادر و اشک‌های خواهر امید جهان
پسری که بعد از رفتن پدر، شد ستون خانه. کسی که هر صبح، پای مادرش را می‌بوسید و شب‌ها با دلِ خسته، لبخند می‌زد تا دل خانواده‌اش نلرزد.

فردا پیکرش به خاک سپرده می‌شود، اما دلِ مادر هنوز منتظر صدای پایش است…

و خواهرانش هنوز باور نکرده‌اند که دیگر کسی نیست که بی‌قید و شرط، بگوید “باشه، بسپریدش به من» 

بدرود امید عزیز؛ پسر دوست داشتنی ایران 

روحت شاد و یادت جاودان