
هفت صبح| ترک فعل سازمان محیط زیست در زمینه مطالبه ارزیابی اثرات زیست محیطی از دفنگاههای زباله در شمال کشور و سکوت منابع طبیعی در برابر شهرداریها، سبب شده که نزدیک به 450 هکتار از جنگلها و مراتع ارزشمند هیرکانی تبدیل به محل دفن غیراصولی زبالهها شوند. دفنگاههایی که به گفته مسئولان سازمان منابع طبیعی علاوه بر اینکه سطحشان به صورت غیرقانونی در محلهای قبلی رو به افزایش است، درخواست ایجاد دو دفنگاه جدید هم از سوی شهرداران گیلان و مازندران مطرح شده و در صورت موافقت منابع طبیعی، قرار است بخش دیگری از جنگلهای شمال را ببلعد! شیرابه زبالهها نه تنها سلامت رودخانهها و مردم نوار شمالی کشور را تهدید میکند، بلکه گاز حاصل از دپوی دورریزها به یکی از عوامل مهم وقوع حریق در جنگلهای هیرکانی تبدیل شده است. تخمینها حاکی از آن است که بیعملی محیط زیست در زمینه مدیریت پسماند در سه استان شمالی، سالانه 12 تا 15 هزار میلیارد تومان خسارت اقتصادی به کشور تحمیل میکند.
زبالههای ثروت ساز در همه جای دنیا، در ایران نه تنها درآمدی تولید نکرده و چرخ اقتصاد را نمیچرخانند، بلکه به بلای جان جنگلهای شمال هم تبدیل شدهاند. شهرداریها هر روز زباله شهرهای شمالی را جمع میکنند و با وجود پیشرفتهای دنیا در حوزه بازیافت، زبالههای مخلوط را به دفنگاههایی میبرند که در کارگروهی با حضور سازمان محیط زیست مکانیابی شدهاند! متاسفانه این دفنگاهها در دل جنگلهای هیرکانی قرار دارند. در این میان سازمان منابع طبیعی هم گویا در برابر تصمیمات سکوت اختیار میکند و حاصل این همپوشانی، آن است که بخشهایی از جنگل به جولانگاه حیوانات تنبلی تبدیل میشود که زباله گردی را به جستجو برای طعمههای سخت ترجیح میدهند. در نزدیکی هر یک از این دفنگاهها، شیرابه زبالهها در دل خاک جنگل که منشا تغذیه رودخانههاست نفوذ میکنند و پلاستیکهای پاره شده توسط حیات وحش، تا بالای تاج درختان راه مییابد. خلاصه آنکه جنگل بوی زباله میگیرد و سرطان در استانهای شمالی بیداد میکند اما مسئولان هنوز به دنبال اختراع چرخ از نو، برای حل مشکل زباله در کشور هستند!
حذف بیش از 450 هکتار جنگل و مرتع در شمال کشور
تا مدتها آماری از وضعیت دفن زباله در جنگل در دسترس نبود اما در سال 1395 و در همان روزهایی که عباسعلی نوبخت در سمت معاون امور جنگلهای سازمان منابع طبیعی مشغول به کار شد، پویشی با عنوان «همین یک زمین» با پیام «زباله پاداش جنگل نیست» راهاندازی میشود. در جریان رونمایی از این پویش معاون وقت امور جنگل اعلام میکند که 51 منطقه در سطح 458 هکتار از عرصههای جنگلی و مرتعی شمال بهطور رسمی به دفن زباله و پسماند اختصاص یافته است که 39 قطعه آن در عرصههای جنگلی و 12 قطعه آن در عرصههای مرتعی واقع شدهاند. بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی نوبخت، دفن زباله در 202 هکتار عرصه جنگلی و 256 هکتار عرصه مرتعی شمال کشور انجام میشود.
طبق ماده 4 آیین نامه اجرایی مدیریت پسماندها تا پایان سال 1392 باید همه زبالهها به شکل تفکیک شده جمعآوری میشد اما نه تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه همان معاونی که در پویش مقابله با زباله شرکت کرده بود، وقتی در سال 1401 به سمت ریاست سازمان منابع طبیعی منصوب شد هم نتوانست کاری از پیش ببرد و سازمان محیط زیست را ملزم کند تا با عمل به تکالیف قانونیش، معضل تخلیه زباله در جنگل را ساماندهی کند.
درخواست دو دفنگاه جدید در مازندران و گیلان
نه تنها نوبخت نتوانست مشکل ناشی از دفن زباله در دل جنگلهای ارزشمند شمال را حل کند، بلکه مدیران بعدی هم گویا نمیتوانند کاری از پیش ببرند زیرا کامران پورمقدم معاون فعلی امور جنگل سازمان منابع طبیعی در گفتوگو با هفت صبح توضیح میدهد که آمار دفنگاههای شمال کشور کاهش نیافته و از سه سال قبل تاکنون، تلاشهای زیادی برای افزایش سطح محلهای دفن زباله در شمال کشور انجام شده است.
پورمقدم میگوید که با مقاومت استانداری و محیط زیست، شهرداریها به سمت زباله سوزها رفتهاند. به گفته او، شهرداری چالوس و یکی دیگر از شهرهای استان گیلان در حال پیگیری برای دریافت محل دفن جدید زباله در شمال هستند که هنوز مجوزی به آنها داده نشده است.
افزایش سطح و تشدید خطر آتشسوزی
اما پرسش اینجاست که طی چه فرآیندی زباله شهرهای شمال به جنگلها راه مییابند و در دل ارزشمندترین اکوسیستم جنگل، جایی برای رهاسازی زباله تعریف میشود؟ بهزاد انگورج معاون اسبق امور جنگل سازمان منابع طبیعی در گفتوگو با هفت صبح مسئول تعیین محل دفن زباله در قبل از انقلاب را کارگروه بهداشت و بعد از انقلاب، کارگروه مدیریت پسماند معرفی میکند که بعد از تصویب قانون مدیریت پسماند، با مسئولیت سازمان حفاظت محیط زیست شکل میگیرد.
او میگوید که جنگلبانان در زمینه انتخاب مکان دفن زباله هیچ دخالتی ندارند زیرا عضو کارگروه مدیریت پسماند نبوده و مدیران کل منابع طبیعی در جلسات شرکت نمیکنند.
به گفته انگورج، مهمترین مشکل منابع طبیعی با دفنگاهها این است که این مراکز افزایش سطح پیدا میکنند و در صورتی که اجازه دفن در سطح 2.5 هکتار برای آنها صادر شده، به یکباره در حدود بیش از 12 هکتار تخریب ایجاد میکنند.
دومین مشکلی که انگورج به آن اشاره میکند، افزایش احتمال وقوع حریق به دلیل گاز ناشی از محل دفن زبالههاست که در روزهای داغ، سلامت جنگل را تهدید میکند.معاون اسبق امور جنگل سازمان منابع طبیعی خشکیدگی درختان حاشیه مراکز دفنگاهی را هم یکی دیگر از مسائل ایجاد شده توسط زبالهها برای این اکوسیستم میداند و یادآوری میکند که دنیا به زباله بهعنوان طلای سیاه نگاه میکند و با تفکیک از مبدا، بسیاری از مشکلات را حل میکند اما در ایران درگیر مسائلی از این دست هستیم. البته او تاکید میکند که سرانه جنگل اشغال شده توسط دفنگاهها، با توجه به سکونت 10 میلیون نفری در شمال کشور، آنچنان چشمگیر نیست.
خسارت 12 تا 15 هزار میلیاردی زبالههای شمال
عضو شورای راهبردی سازمان محیط زیست خسارات مالی گسترده و تهدید سلامت جامعه را مهمترین معضل دفن زباله در جنگل میداند و میگوید که به دلیل عدم ساماندهی معضل زباله، همیشه استان گیلان در اطلس سلامت کشور جزو پنج استان اول بوده است.او با یک حساب سرانگشتی درباره خسارات ناشی از عدم مدیریت نادرست پسماند در شمال توضیح میدهد که اگر میزان تولید زباله در کشور طی یک روز را 55 تا 58 هزار تن در نظر بگیریم، سهم سه استان شمالی تولید روزانه حدود 6 هزار تن زباله میشود. اگر خسارت ملی تولید زباله در کشور را همان عدد 107 هزار میلیارد تومانی اعلام شده توسط مهدی خادم ثامنی مدیرکل وقت مدیریت پسماند سازمان حفاظت محیط زیست در نظر بگیریم، به این ترتیب حدود 10 درصد این رقم، خسارت اقتصادی ناشی از زبالههای شمال خواهد بود. به این ترتیب خسارت محیط زیستی متناظر تولید زباله در سه استان شمالی سالانه حدود 10 تا 12 هزار میلیارد تومان برآورد میشود که به دلیل مدیریت نامناسب پسماند، به اقتصاد کشور تحمیل خواهد شد.
البته او تاکید میکند که هزینه و خسارت هر تن پسماند در شمال کشور بیشتر از متوسط ایران است؛ زیرا بارندگی در این منطقه زیاد بوده و تولید شیرابه بسیار بالاتر است. در این سه استان، منابع آب سطحی و زیرزمینی حساستر بوده و در زمان تعطیلات و اوج حضور گردشگر، حجم پسماند چند برابر میشود و دفن در جنگلها و حاشیه رودخانهها اثرات شدیدتری بر محیط زیست دارد. به همین خاطر با وجود اینکه سه استان شمالی حدود 10 درصد پسماند کشور را تولید میکنند، با توجه به حساسیت اکولوژیک منطقه، سهم خسارت محیطزیستی آنها احتمالا بیش از 10 درصد و در حدود 12 تا 15 هزار میلیارد تومان در سال برآورد میشود.
اگرچه سکوت منابع طبیعی بهعنوان متولی مدیریت جنگلها در برابر تخلیه زباله شهرها در این اکوسیستم ارزشمند بههیچ وجه پذیرفتنی نیست، اما ابزار قانونی مقابله با این روند مخرب، در اختیار سازمان محیط زیست قرار دارد و شگفت آنکه این سازمان به جای مقابله با دفن زباله در جنگل، در کارگروه مدیریت پسماند در برابر درخواست شهرداران سکوت اختیار میکند و به این ترتیب بخشهایی از همان جنگلهایی که در زمان تقسیم بودجه بر روی قدمت چندین میلیون سالهشان مانور داده میشود، قربانی ترک فعل دستگاههای اجرایی میشوند.
دفنگاههای بدون مجوز!
در شرایطی که سازمان محیط زیست برای بهرهبرداری فنی از جنگل و در قالب طرحهای جنگلداری، مطالبه گزارش ارزیابی محیط زیستی دارد، این پرسش مطرح میشود که چگونه به دفنگاههایی در دل جنگلهای شمال کشور مجوز فعالیت داده است؟ آیا سازمان محیط زیست از شهرداریها مجوز ارزیابی زیست محیطی دریافت نمیکند؟ ابوعلی گلزاری عضو شورای راهبردی سازمان محیط زیست در گفتوگو با هفت صبح تاکید میکند که محلهای دفن زباله حتما نیاز به گزارش ارزیابی محیط زیستی دارند اما سازمان محیط زیست میگوید که به هیچ یک از دفنگاههای داخل جنگلها، مجوز فعالیت نداده است؛ با این وجود، واحدهای یاد شده مشغول فعالیت هستند.
گلزاری هم تایید میکند که سازمان محیط زیست مسئول کارگروهی است که محل دفن زبالهها را تعیین میکند و ترک فعل سازمان محیط زیست باعث شده که فعالیت مراکز غیرمجاز دفن زباله در دل جنگلها ادامه یابد، ولی او یادآوری میکند که سازمان محیط زیست اعلام کرده که یکی دو بار برای ترک فعل شهرداریها شکایت و حکم جلب شهرداران را دریافت کرده است؛ اما شهردار به قاضی اعلام کرده که زبالهها را کجا باید دفن کند و از سازمان محیط زیست درخواست راهکار جایگزین کرده است. این مسئله سبب شده که راه فراری هم برای محیط زیست ایجاد شود. عضو شورای راهبردی سازمان محیط زیست تاکید میکند که باید این سازمان برای حل مشکل زباله راه حلی پیدا کند و مسیر را درست مدیریت کند. به گفته گلزاری، متاسفانه سازمان محیط زیست در مقوله مدیریت پسماند آن ابهت لازم را ندارد تا مانع بروز دفن زباله در جنگل شود و دادستانها نیز به دنبال زندانی کردن شهرداران نیستند.





