
منطقه شکارممنوع بدیل سالهاست تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد، اما با وجود ارزش بالای اکولوژیکی، وجود کل و بز و پلنگ که شهید دیده بان نیز تصاویر آنها را بارها ثبت کرده بود، همچنان فاقد پاسگاه محیطبانی مستقر و زیرساختهای کافی حفاظتی است. این در حالی است که بدیل طی سالهای گذشته بارها در معرض آتشسوزی قرار گرفته و ضرورت ارتقای سطح حفاظتی آن بارها از سوی کارشناسان و فعالان محیط زیست مطرح شده است.
بررسی دادههای هواشناسی روز حادثه نشان میدهد که از حدود ساعت ۹ صبح، مطابق الگوی رایج فصل گرم در بهبهان، سرعت باد روند افزایشی داشته و همزمان با افزایش دما، شرایط برای گسترش سریع آتش فراهم شده است. بر اساس این دادهها، سرعت باد تا حوالی ظهر به حدود ۸ متر بر ثانیه رسیده است؛ شرایطی که هر متخصص مدیریت حریق در عرصههای طبیعی، آن را از عوامل اصلی تشدید رفتار آتش میداند.
با این حال، بر اساس مشاهدات و مستندات موجود، عملیات هلیبرد نیروها حدود ساعت ۱۳ انجام شده است؛ ساعتی که دمای هوا در اوج روز قرار دارد، باد رو به افزایش است و رفتار آتش در مناطق کوهستانی به شدت غیرقابل پیشبینی میشود.
گزارشها و شاهدان عینی همچنین نشان میدهد که حادثه منجر به آتش گرفتن تقی چنگلوایی حدود ساعت ۱۳:۵۰ رخ داده و از ساعت ۱۴ تا حدود ۱۶:۳۰ نیز به دلیل شرایط نامناسب جوی، امکان پرواز هلیکوپتر وجود نداشته است. بر اساس این زمانبندیهای دقیق ، پرسشهای جدی و نگرانکنندهای مطرح میشود:
چه کسی دستور اعزام نیروها در آن ساعت را در منطقه شکار ممنوع بدیل صادر کرده است و متولی منطقه کیست ؟
آیا پیش از اعزام، ارزیابی تخصصی خطر انجام شده بود؟
آیا اطلاعات و رفتار احتمالی آتش در اختیار ستاد مدیریت بحران قرار گرفته بود؟
آیا نیروهای داوطلب از مخاطرات عملیات در اوج گرمای روز آگاه شده بودند؟
مدیریت حریق در مناطق کوهستانی نیازمند دانش تخصصی، پیشبینی رفتار آتش و اولویت دادن مطلق به ایمنی نیروهاست. در بسیاری از کشورها، عملیات زمینی در ساعات اوج گرما محدود یا متوقف میشود، زیرا حفظ جان نیروهای عملیاتی بر هر موضوع دیگری مقدم است.
از سوی دیگر، نبود محیطبانی ثابت در منطقه شکار ممنوع بدیل نیز پرسشی قدیمی اما بیپاسخ است که معاونت محیط زیست طبیعی استان خوزستان باید به آن پاسخ دهد. اگر این منطقه از حداقل زیرساختهای حفاظتی و حضور مستمر محیطبانان برخوردار بود، آیا آتش در همان ساعات اولیه شناسایی و مهار نمیشد؟ آیا اساساً ابعاد حریق به این گستردگی میرسید؟
نقش مدیریت ارشد محیط زیست استان در این بخش از محیط زیست طبیعی استان در این فاجعه نیز نیازمند بررسی دقیق، شفاف و کارشناسی است. افکار عمومی حق دارد بداند چرا با وجود سوابق متعدد آتشسوزی در بدیل، هنوز این منطقه از امکانات حداقلی حفاظتی و برنامه عملیاتی جامع مدیریت حریق برخوردار نیست.
امروز افکار عمومی از مدیرکل محیط زیست استان انتظار پاسخگویی شفاف دارد؛ چرا که مدیریت، نه در روزهای آرام، بلکه در بحرانها سنجیده میشود. هنگامی که صدها هکتار از زیستگاه میسوزد و یک نیروی داوطلب جان خود را از دست میدهد، این پرسش به طور جدی مطرح میشود که آیا ضعف مدیریتی، نبود برنامهریزی مؤثر و تصمیمگیریهای نادرست در شکلگیری این فاجعه نقش نداشته است؟
بدیل تنها بخشی از پوشش گیاهی خود را از دست نداده است؛ بلکه اعتماد عمومی نیز آسیب دیده است. اکنون افکار عمومی انتظار دارد کمیتهای مستقل، تخصصی و شفاف تمامی ابعاد این حادثه را بررسی و نتایج آن را بدون ملاحظه منتشر کند.
سؤال نهایی همچنان پابرجاست:
تقی چنگلوایی قربانی شعلههای آتش شد یا قربانی ضعف مدیریت و تصمیمهای اشتباه مدیریتی؟








