
مهدی فصیحی هرندی پژوهشگر حوزه حکمرانی و دیپلماسی آب در یادداشتی که برای روزنامه هفت صبح ارسال کرده، با فرض تامین کالری استان اصفهان، بستهای پیشنهادی برای رهاسازی آب زاینده رود ارائه میکند. بر اساس بسته پیشنهادی این پژوهشگر، تامین نیاز شرب اصفهان به میزان 360 میلیون متر مکعب غیر قابل قطع بوده و 50 میلیون متر مکعب از حقابه حوضه زاینده رود هم به یزد میرود و غیر قابل قطع است؛ اما با توجه به ورود آب شیرین شده دریا به این استان، تخصیص این میزان آب تا حدود 20 درصد قابل کاهش است.
توجه به تولید کالری بیشتر به ازای هر متر مکعب آب
به اعتقاد این پژوهشگر حوزه آب، بر اساس آمار سال 1400 استان اصفهان 5.3 میلیون نفر جمعیت دارد که حدود 85 درصد این جمعیت به جریان زاینده رود وابسته هستند. بنابراین در شرایط بحران با در نظر گرفتن 2000 کالری برای هر نفر، تخصیص آب باید به شیوهای باشد که نیازهای غذایی این جمعیت تامین شود.
اگر فرض بر خودکفایی بر اساس کالری باشد، باید آب به محصولی اختصاص یابد که کالری بیشتری تولید میکند. او با حساب و کتابی سرانگشتی به این نتیجه میرسد که محصولی مثل سیبزمینی از نظر کالری به ازای مصرف هر متر مکعب آب کارآمدتر است اما گندم به دلیل قابلیت ذخیرهسازی طولانی مدت (حتی تا چند سال) و نقش آن بهعنوان قوت غالب در فرهنگ غذایی ایران، محصولی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. از سوی دیگر نیاز به حبوبات و علوفه مقاوم برای محصولات دامی نیز باید در اولویت کشت قرار گیرد. بنابراین اولویت راهبردی برای کشت در پاییز 1405 میتواند به ترکیب کشت گندم به میزان 60 درصد، سیبزمینی 20 درصد، حبوبات و علوفه مقاوم نیز 20 درصد اختصاص یابد.
برنامهریزی برای کشت سیب زمینی در فریدن
از آنجا که اراضی با بالاترین راندمان آبیاری و خاک درجه ۱ و ۲ (مرغوب) که خروجی تضمینشده دارند، عمدتاً در مناطق فلاورجان، برخوار، لنجانات و نجفآباد قرار دارند؛ به اعتقاد این پژوهشگر، کشت باید به این اراضی منتقل شود.
بر اساس آمار سال ۱۴۰۲ اراضی یاد شده حدود ۸۰ هزار هکتار زمین قابل کشت دارند که با رهاسازی فرضی ۲۰۰ میلیون مترمکعب، میانگین آبیاری حدود ۲۵۰۰ مترمکعب در هکتار خواهد بود و برای کشت گندم در پائیز کافی است. عمده زمینهای مساعد برای کشت سیبزمینی در استان اصفهان در منطقه فریدن قرار دارد که باید برای برداشت آب در بالادست در چشمه لنگان و پلاسجان ما به ازای ورود به سد برنامهریزی کرد.
راه جایگزینی علوفه وارداتی
با توجه به اینکه تعداد دام سبک و سنگین استان کمتر از 3.5 میلیون رأس بوده و نیاز سالانه کنجاله سویا برای خوراک دام حدود ۲۵۰ هزار تن و نیاز روغن خوراکی حدود ۱۲۰ هزار تن است؛ در شرایط بحران، تأمین سویا از طریق واردات بسیار نامطمئن است. بنابراین باید به جایگزین داخلی برای تامین این نیاز اندیشید.
این پژوهشگر، کشت کاملینا (کافیشه) به عنوان دانه روغنی مقاوم به خشکی و سرما که میتواند در تناوب با گندم به عنوان کشت دوم در مناطقی با زمستان معتدل به کار گرفته شود و همچنین از توسعه کشت سورگوم به جای ذرت علوفهای که میتواند برای تغذیه دام استفاده شود را بهعنوان راهکارهایی برای تامین نیاز دامداریها معرفی میکند.
بر اساس نسخه پیشنهادی فصیحی، به جای کشت ذرت و صیفی برای کشت دوم، میتوان اقدام به کشت سورگوم علوفهای کرد که نیاز آبی آن 30 تا 40 درصد کمتر از ذرت است. ارزن با دوره رشد کوتاهتر به میزان 60 تا 70 روزه و مناسب برای مناطق با ریسک تنش آبی بالا میتواند به کار گرفته شود. همچنین حبوبات علوفهای شامل ماشک و خلر میتوانند علاوه بر تثبیت نیتروژن خاک، زمینه را برای کشت بعدی گندم بهبود دهند.
البته این پژوهشگر پیشنهاد میدهد که ذرت علوفهای فقط برای مناطقی با خلأ دمایی پایین و دسترسی به آب کافی مثل فریدن مورد استفاده قرار گیرد و کشت آن در سایر مناطق ممنوع شود.
استفاده از مدل تصمیمگیری سه سطحی
این پژوهشگر پیشنهادات خود را با فرض اتکا به میانگین ۵۰۰ میلیون مترمکعب رهاسازی در گذشته ارائه میدهد اما در شرایط تغییر اقلیم و جنگ، دستیابی به چنین عددی را نامعتبر و پرخطر میداند به همین دلیل پیشنهاد میدهد که در حوضه زاینده رود «مدل تصمیمگیری سه سطحی» پیاده شود. به این مفهوم که در سطح یک و یک ماه قبل از شروع فصل کشت یعنی در اوایل اردیبهشت، دادههای شاخص(انسو) ENSO و انباشت برف کوهرنگ و زردکوه تحلیل شود و اگر احتمال خشکسالی شدید بیش از 60 درصد باشد، کل سطح کشت 20 درصد کاهش یابد.
در سطح 2، پیش از هر رهاسازی، «حجم مرده استراتژیک» معادل نیاز اصفهان بزرگ شامل ۶۲ شهر از ۱۱۵ شهر استان و ۱۰۰۰ روستا برای مصارف شرب که وابستگی مستقیم به زاینده رود دارند، باید در نظر گرفته شود و با فرض اینکه نیاز شرب سالانه کل استان حدود ۳۶۰ میلیون مترمکعب است، برای رهاسازی تصمیمگیری شود.
در سطح سه نیز رهاسازی باید به صورت پلکانی انجام شود و متناسب با مراحل رشد محصولات رهاسازی انجام شود. برای گندم: آبیاری پاییزه (۱۵ مهر تا ۱۵ آبان)، آبیاری بهاره (۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین) و آبیاری ساقهروی (۲۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد) است. با این شیوه حداکثر بهرهوری در اراضی کشاورزی به دست میآید.
توجه جدی به حقابه تالاب گاوخونی
هرندی در پیشنهاد خود به موضوع تامین حقابه مناطق پاییندست مثل ورزنه، هرند، زواره نیز توجه جدی دارد و بر این باور است که در سالهای پیش تامین حقابه این مناطق همواره با نقصان و هرج و مرج در توزیع روبرو بوده است که به نقصان معیشت و نارضایتی بسیار زیاد اهالی دامن زده است. همچنین نادیده گرفتن حقابه تالاب گاوخونی به تشدید فرسایش بادی و طوفانهای نمک منجر شده است. این پژوهشگر پیشنهاد میدهد که برای حل این مشکل، رهاسازی حداقل ۵۰ میلیون مترمکعب آب پشت سد زاینده رود در طول سال معادل ۱۰ درصد میانگین معمول به صورت سه نوبت هدفمند برای جلوگیری از خشکشدن کامل تالاب و بخشی از حقابه شرق اصفهان در برنامههای آتی مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، بدیهی است مابقی حق اهالی پایین دست زاینده رود باید از مسیر پرداخت خسارت و تعریف معیشت جایگزین جبران شود.







