پدر و مادری مربی ۴۷ساله دخترشان را از زیر تخت بیرون کشیدند

اجتماعی
پدر و مادری مربی ۴۷ساله دخترشان را از زیر تخت بیرون کشیدند

دختر ۱۷ساله‌ای که همزمان با شکایت پدرو مادرش از مربی آموزشی به مقر انتظامی منتقل شده بود تا در شعبه ۱۱۸ دادگاه کیفری ۲ به سوالات قاضی پاسخ بدهد، درباره سرگذشت خود و چگونگی ماجرای ارتباط غیرمتعارف با مربی ۴۶ ساله اش توضیح داد.

وی گفت: پدرم فروشگاه لوازم کودکان داشت اما همیشه با مادرم درگیر بودند به طوری که هیچ تفاهمی با هم نداشتند و هر بار پس از مشاجره لفظی، مادرم داروهای اعصاب و روان مصرف می کرد زیرا پدرم تجدیدفراش کرده بود و بیشتر اوقاتش رادر منزل همسر دیگرش سپری می کرد.

در این میان من که تک فرزند خانواده بودم دوران کودکی خوبی داشتم و بیشتر با پسرهای محله بازی می کردم. هر بار که پدر و مادرم به خاطر موضوعی کارشان به مشاجره و درگیری می کشید هر دو نفر آن‌ها منزل را ترک می کردند و من به ناچار نزد مادر بزرگ پیرم می رفتم اما او هیچ وقت شرایط مرا درک نمی کرد.

کمی بزرگ تر که شدم اوقات تنهایی ام را با خواندن کتاب یا گوش دادن به موسیقی پر می کردم. تا این که حدود یک سال قبل مرد ۴۶ساله ای مربی آموزشی من و دوستانم شد.

آن روزها به خاطر شیطنت های دوران نوجوانی سعی می کردیم او را دست بیندازیم یا با سوال های مختلف به چالش بکشیم ولی او همواره با آرامش و اطلاعات علمی زیادش من و دوستانم را غافلگیر می کرد. از سوی دیگر من به مطالعه کتاب علاقه مند بودم و سوالات زیادی از مربی می پرسیدم.

همین موضوع به آشنایی بیشتر من و او منجر شد به طوری که کتاب هایی را برای مطالعه در اختیارم قرار می داد. کم‌کم ارتباط تلفنی بین ما برقرار شد و این احساس را پیدا کردم که مرد رویاهایم را یافته ام. خیلی زود این ارتباط عاطفی به دیدارهای حضوری و خارج از عرف کشید و من به زندگی خصوصی او راه یافتم و متوجه شدم رابطه صمیمانه ای با همسرش ندارد.

این درحالی بود که ارتباط عاطفی بین ما هر روز بیشتر می شد تا این که آبان سال گذشته مادرم با بررسی تلفن همراهم همه ماجرا را فهمید. از آن روز به بعد شرایط زندگی در منزل ما به گونه ای دیگر رقم خورد و همه شیرینی های زندگی به تلخی گرایید.

مادرم گوشی را از من گرفت و به شدت زیر نظر قرار گرفتم و در واقع در منزل خودمان زندانی بودم ولی من از هر فرصتی و به هر بهانه ای برای ارتباط با «الف – ن» استفاده می کردم و با تلفن منزل با او در ارتباط بودم تا این که مربی ام برای پس گرفتن کتابی که دست من امانت بود به در منزل مان آمد و بایکدیگر مشغول گفت وگو شدیم. در همین هنگام بود که فهمیدم پدر و مادرم در حال بازگشت به منزل هستند و فاصله زیادی با ما ندارند.

بلافاصله از «الف- ن» خواستم که داخل خانه و زیر تخت خوابم پنهان شود اما متاسفانه پدر و مادرم متوجه موضوع شدند و او را کتک زنان از زیر تخت بیرون کشیدند و تحویل ماموران کلانتری دادند.

شایان ذکر است این پرونده که به خاطر مسائل اجتماعی و اعتماد مردم به برخی از سازمان های عمومی از اهمیت و حساسیت ویژه ای برخوردار بود، توسط قاضی با تجربه دادگاه کیفری ۲ مورد رسیدگی قرار گرفت و متهم روانه زندان شد.

بازدید اپلیکیشن 545 , بازدید سایت 1

اخبار مرتبط

جمعه پر خبر امام‌جمعه‌ها در شهرهای قم و ساری جمعه پر خبر امام‌جمعه‌ها در شهرهای قم و ساری
اجتماعی
امروز جمعه ۱۰آبان ۹۸ روز پرخبری برای امامان جمعه در شهرهای قم و ساری بود. اول آیت الله حسینی بوشهری امام جمعه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان بستری شد. آیت الله سیدهاشم حسینی بوشهری ابتدا به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان شهید بهشتی…...
اعترافات پسری که خانواده‌اش را قتل‌عام کرد اعترافات پسری که خانواده‌اش را قتل‌عام کرد
اجتماعی
پسر جوان که در قتل عامی خانوادگی با همدستی دوستش ۵ نفر را کشته بود در بازسازی صحنه قتل انگیزه خود را از این جنایت تصاحب اموال پدر و بدبینی به خانواده عنوان کرد. این جنایت فجیع خانوادگی نیمه شب دوشنبه ۶ آبان در خانه‌ای واقع در روستای گورابسر کوچصفهان…...
تهرانی‌ها امروز مراقب وزش باد شدید باشند تهرانی‌ها امروز مراقب وزش باد شدید باشند
اجتماعی
بر اساس اعلام شرکت کنترل کیفیت هوای تهران وزش باد شدید در پایتخت طی امروز (۱۲ آبان) گسیل گرد و خاک و کاهش کیفیت هوا را به دنبال دارد. بر اساس نتایج حاصل از پیش‌بینی‌های انجام‌ شده در شرکت کنترل کیفیت هوا طی صبح امروز (۱۲ آبان) با برقراری جو…...

پاسخ دهید