عاقبت تعارف شکلات به رییس‌جمهور

اجتماعی
عاقبت تعارف شکلات به رییس‌جمهور

در جریان سفر ابراهیم رییسی به کردستان، تلویزیون ویدئویی از حضور سرزده رئیس‌جمهوری در بازار پخش کرد و نشان داد یک فروشنده، به او شکلات تعارف می‌کند.

کمتر از چند ساعت بعد تسنیم ادعا کرد فروشنده به قتل تهدید شده است. تسنیم می‌نویسد: از دو روز گذشته که فیلم‌ها و تصاویر حضور سرزده رئیس‌جمهور در بازار شهر سنندج و گپ‌وگفت با برخی کسبه این بازار منتشر شد، کانال‌های ضدانقلاب که فراخوان‌های برگزاری تجمعات منتشر می‌کنند، اقدام به انتشار اطلاعات شخصی یکی از بازاریان سنندجی و خانواده‌اش کردند. آن‌ها، او و خانواده‌اش را تهدید کردند که به قتل می‌رسانند و مغازه‌اش را به آتش می‌کشند. شدت هجمه‌ها به‌حدی بود که این مغازه‌دار و بازاری کُرد را مجبور کردند ویدیویی ضبط و منتشر کند تا دست از سرش بردارند.

اما اکانت‌های برانداز و رسانه‌های ضدانقلاب با انتشار این ویدیو در فضای مجازی بدون اشاره به تهدیدها و هجمه‌هایی که به وی کردند، او را پشیمان معرفی کردند.این فرد در روز پنجشنبه که رئیس‌جمهور به بازار سنندج رفته بود، با آیت‌الله رئیسی گفتگو کرد و به او شکلاتی هدیه داد. حضور رئیس‌جمهور در بازار سنندج در حالی صورت گرفت که رسانه‌‌های ضدانقلاب در روزهای گذشته مدعی تحصن بازاری‌ها و تعطیلی مغازه‌ها در کردستان بودند.

همچنین کانال‌های ضدانقلاب که با عنوان‌های مختلف از جمله جوانان محلات و شهرها شناخته می‌شوند و شبکه سعودی اینترنشنال به‌طور مداوم فراخوان‌های آن‌ها را بازنشر می‌دهد، در روزهای گذشته تصاویر و اطلاعات شخصی افراد بسیاری را منتشر و به‌بهانه‌های مختلفی تهدید به قتل و اذیت و آزار خود و خانواده‌هایشان کرده است. آن‌ها حتی تصاویر خانم‌هایی را هم منتشر و تهدید به قتل و آزار و اذیت کردند.

اقدامات این کانال‌ها یادآور اقدامات تروریستی اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در دهه 60 است که به افراد و بازاری‌هایی که ظاهر مذهبی داشتند حمله می‌کردند. آن‌ها حتی در تهران یک سیک هندی را به‌دلیل شباهت چهره‌ای که با روحانیون داشت به قتل رساندند. همچنین برخی‌ معتقدند که این کانال‌ها از سوی منافقین اداره می‌شود و این بار خشونت دهه 60 را از طریق فضای مجازی بازتولید می‌کنند.

پایگاه اطلاع رسانی «چندثانیه» هم نوشته: فروشنده‌ای که در سنندج به رییسی آجیل و شکلات تعارف کرد، از مردم عذرخواهی کرد. وی شرح می دهد که برنامه‌ریزی در کار نبوده و ناگهان در آن موقعیت قرار گرفته‌است. وی دست خود بر روی قرآن می‌گذارد و قسم می‌خورد که به خطای خود پی برده و از مردم، مخصوصا همشهریانش استدعا دارد او را ببخشند!

دیدگاهتان را بنویسید