اظهارات عجیب سارق موبایل‌ درباره شگردهای فرار

اجتماعی
اظهارات عجیب سارق موبایل‌ درباره شگردهای فرار

پنج پسر جوان که در شرق و جنوب شرق تهران، حوالی اتوبان شهید محلاتی گوشی‌قاپی می‌کردند به سرقت‌هایشان اعتراف کردند. آنها افراد زیادی را هدف سرقت قرار داده بودند که شاکیان با حضور در مقر پلیس آنها را شناسایی کردند. این سارقان در برخی از مواقع برای فرار از دست طعمه‌هایشان و ترساندن آنها که دیگر دنبال‌شان نیایند دست به چاقو می‌شدند.

سردار لطفی، رئیس پلیس آگاهی پایتخت در این باره گفت: باند بزرگی که از حومه شهر و مناطق شرقی تهران می‌آمدند و اقدام به قاپیدن گوشی‌های شهروندان به ویژه بانوان می‌کردند دستگیر کردیم. این باند ۵ نفره هستند و از مخفیگاهشان موبایل و اقلام مختلف کشف شد. روز دهم اردیبهشت ماه مرد جوانی طی تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ از به سرقت رفتن تلفن همراهش توسط پنج سارق حدودا ۲۰ ساله با دو دستگاه موتورسیکلت به کلانتری سمت شرق تهران اعلام شکایت کرد.

پرونده با موضوع سرقت گوشی قاپی تشکیل و جهت رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. شاکی پس از حضور در پایگاه به کارآگاهان گفت: روز سرقت در کناره رو اتوبان محلاتی منتظر یکی از دوستان بودم که دو دستگاه موتورسیکلت به من نزدیک شده و در یک آن تلفن من را که در حال مکالمه بودم سرقت کرده و متواری می‌شوند.

کارآگاهان در سیر مراحل تحقیقات پلیسی خود با دریافت ۲۰ فقره پرونده سرقت موبایل قاپی دیگر که به این شیوه انجام شده است روبه‌رو شدند و در بررسی‌های بیشتر مشخص شد شکات اظهارات مشابه داشتند که با جمع‌بندی اطلاعات دریافتند سرقت‌ها توسط یک باند حرفه‌ای در حال انجام است.

یکی از این متهمان که ۱۹ سال سن دارد درباره علت سرقت‌ها و گوشی‌قاپی می‌گوید: چون پول را با هیجان به دست می‌آوردیم برایم جالب بود. کلا خون و خون‌ریزی را دوست دارم. دیگری که او هم ۱۹ سال دارد می‌گوید: من توبه کرده بودم که دیگر سرقت نکنم چون قبلا هم دستگیر شده بودم اما آن‌قدر دوستانم اصرار کردند که وسوسه شدم. او درباره نحوه آشنایی با همدستانش می‌گوید: در پارک و باشگاه آشنا شدیم. در محل زندگی‌مان هم سرقت را یاد گرفتیم.

فرض کنید روزی ۵ هزار تومان پول توی جیبی می‌گرفتیم بعد توی محل فردی را می‌دیدیم که ۵۰۰ هزار تومان جلوی ما می‌شمرد و ما هم وسوسه می‌شدیم پول زیاد و راحت به دست بیاوریم. این سارقان درباره محل سرقت‌شان نیز می‌گویند: در اتوبان محلاتی سرقت می‌کردیم. وقتی فوتبال و باشگاه می‌رفتیم چند بار دیده بودیم چطوری آنجا گوشی می‌دزدند ما هم یاد گرفتیم و تا به حال حدود ۲۰ فقره گوشی سرقت کرده‌ایم.

یکی دیگر از سارقان درباره علت سرقت‌شان می‌گوید: سمت هر کسی که دلم می‌خواست می‌رفتم و موبایلش را قاپ می‌زدم و هرکسی که دنبال‌مان می‌کرد با چاقو تهدیدش می‌کردیم. او می‌گوید: وقتی دنبالت می‌کنند مثل وقتی است که گل زدی سریع می‌دوی وقتی هم که سرقت می‌کنید و مالی را به دست می‌آورید سریع فرار می‌کنید تا دستگیر نشوید.

*** نحوه سرقت گوشی توسط سارقان
یکی از شاکیان که در مقر پلیس حاضر شده است درباره نحوه سرقت گوشی همراهش می‌گوید: در خیابان قصر‌الدشت داشتم می‌رفتم و با گوشی همراهم حرف می‌زدم که یک موتور سوار دو ترک گوشی را از دستم کشید و هر چه به دنبالش رفتم نتوانستم آن را پس بگیرم.

شاکی دیگر نیز می‌گوید: جلوی دادگاه بعثت منتظر وکیلم در ماشینم بودم که موتورسوار از پشت آمد بعد یک نفر پیاده شد و گوشی من را زد و فرار کرد. سردار لطفی، رئیس پلیس آگاهی پایتخت همچنین می‌گوید: کسانی که در موقعیت شرق و جنوب شرق تهران چنین سرقت‌‌هایی را تجربه کرده‌اند برای گزارش شکایت‌شان می‌توانند به پلیس آن ناحیه مراجعه کنند.

بازدید اپلیکیشن 50 , بازدید سایت 1

اخبار مرتبط

‌دستگیری سارقان خشن زنجیر قاپ ‌دستگیری سارقان خشن زنجیر قاپ
کاربران ویژه - اجتماعی
روزنامه هفت صبح | سال گذشته با توجه به افزایش پرونده‌های زنجیرقاپی و موبایل قاپی در پایتخت تیمی از ماموران پایگاه ۸ پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات پلیسی وارد عمل شدند. این دزدان برای اینکه نقشه سرقت‌های‌شان را عملی کنند حدود یک ساعت سوژه را تعقیب کرده و در فرصتی…...
‌دستگیری عاملان سرقت ‌نیم میلیاردی از ویلای قلهک ‌دستگیری عاملان سرقت ‌نیم میلیاردی از ویلای قلهک
کاربران ویژه - اجتماعی
روزنامه هفت صبح | سه پسر جوان در یک سناریوی ماهرانه و در نقش کارمندان یک مؤسسه خدمات مردمی به خانه ویلایی در منطقه قلهک ورود کرده و پس از بستن دست و پاهای زوج میانسال و سرایدار دست به سرقت میلیونی زدند. ۳۰فروردین ماه امسال بود که سرقت خانه…...
‌قتل پیرزن تنها به‌سبک داستان جنایت و مکافات ‌قتل پیرزن تنها به‌سبک داستان جنایت و مکافات
کاربران ویژه - اجتماعی
روزنامه هفت صبح | ظرف چند ساعت راز قتل پیرزن تنها برملا شد و قبل از این‌که حمید بتواند طلاهای خون‌آلود را صرف پرداخت بدهی‌هایش که به دلیل شرایط کرونا تلنبار شده بود بکند دستبند بر دستانش خورد و با سردی میله‌های زندان آشنا شد. او برای اولین بار پیر…...

پاسخ دهید