هفت صبح| گرمی ۲۰۲۶، شب موسیقی صرف نبود؛ شب سیاست، خشم و هویت بود. در حالی که نورافکن‌ها روی ستاره‌ها می‌چرخیدند و دوربین‌ها لحظه ‌به ‌لحظه مراسم را به جهان مخابره می‌کردند، یک پیام واحد بارها تکرار شد: «اداره مهاجرت گمشو». شعاری کوتاه اما پرمعنا که به نماد اعتراض هنرمندان به سیاست‌های سخت‌گیرانه مهاجرتی دولت ترامپ تبدیل شد.

 

این اعتراض‌ها اتفاقی نبود. گرمی امسال در دل تابستانی برگزار شد که آمریکا یکی از ملتهب‌ترین دوره‌های مهاجرتی سال‌های اخیر را تجربه کرده است؛ تابستانی همراه با افزایش عملیات بازداشت مهاجران، تشدید برخوردهای خیابانی و پرونده‌هایی که افکار عمومی را به‌شدت تحریک کرد.

 

 بد بانی؛ صدای مهاجران روی صحنه


در کانون این شب سیاسی، بد بانی ایستاده بود؛ هنرمند ۳۱ ساله پورتوریکویی که هم از نظر موسیقایی تاریخ‌ساز شد و هم از نظر سیاسی. او با آلبوم «باید عکس‌های بیشتری می‌گرفتم» نه‌تنها رقبای سرشناسی را پشت سر گذاشت، بلکه به نخستین هنرمند لاتین در تاریخ ۶۸ ساله گرمی تبدیل شد که جایزه آلبوم سال را از آن خود می‌کند؛ آن هم با اثری به کلی اسپانیایی‌زبان. اما آنچه این لحظه را به نقطه عطف مراسم بدل کرد، سخنرانی او بود.

 

بد بانی هنگام دریافت جایزه بهترین آلبوم موسیقی شهری، مکثی کرد و گفت: «قبل از اینکه از خدا تشکر کنم، می‌خواهم بگویم: اداره مهاجرت گمشو.» سالن به پا خاست. تشویق ممتد حضار نشان می‌داد این جمله فقط یک شعار نیست، بلکه بازتاب خشم انباشته‌شده‌ای است که ماه‌هاست در خیابان‌ها، دادگاه‌ها و شبکه‌های اجتماعی جریان دارد. بد بانی ادامه داد: «ما وحشی نیستیم، حیوان نیستیم، بیگانه نیستیم. ما انسان هستیم و سپس آمریکایی هستیم.» او جایزه‌اش را به مهاجرانی تقدیم کرد که «خانه، زمین و کشورشان را ترک می‌کنند تا به دنبال رویاهای‌شان بروند»؛ جمله‌ای که اشاره‌ای مستقیم به سیاست‌های اخراج و بازداشت گسترده مهاجران داشت.

 

زمینه‌ای ملتهب‌تر از همیشه


اعتراض‌های گرمی بی‌ارتباط با حوادث هفته‌های پیش از آن نبود. کشته شدن دو غیرنظامی در ایالت مینه‌سوتا در جریان عملیات مرتبط با نیروهای مهاجرتی، موجی از خشم عمومی ایجاد کرد. بازداشت یک کودک پنج‌ساله به همراه پدرش توسط مأموران اداره مهاجرت، به یکی از نمادهای این بحران تبدیل شد؛ پرونده‌ای که فشار افکار عمومی و سیاستمداران دموکرات را برای آزادی کودکان از بازداشتگاه‌های مهاجرتی افزایش داد. در همین فضا، بحث اصلاح ساختار اداره مهاجرت و گمرک بار دیگر به کنگره کشیده شد؛ نهادی که از نگاه دولت، ابزار حفظ امنیت است و از نگاه منتقدان، نماد سیاست‌های غیرانسانی و خشن.

 

بیلی آیلیش و جمله‌ای جنجالی


بیلی آیلیش، دیگر چهره محوری این شب، هنگام دریافت جایزه ترانه سال برای قطعه «گل وحشی»، سخنانی گفت که بازتاب گسترده‌ای یافت:
«حضور هیچ‌کس در سرزمینی که خودش با زور تصاحب شده، غیرقانونی نیست.» او با اشاره به فضای ملتهب کشور افزود: «این روزها سخت است که حس نفرت نداشته باشیم‌ اما باید ادامه بدهیم؛ باید حرف بزنیم، اعتراض کنیم و بجنگیم. صدای ما اهمیت دارد و انسان‌ها اهمیت دارند.» کلانی نیز موضعی صریح گرفت و مخالفت خود را با اداره مهاجرت بی‌پرده اعلام کرد. اولیویا دین، برنده جایزه بهترین هنرمند تازه‌وارد، با یادآوری اینکه نوه یک مهاجر است، گفت:«من محصول شجاعت مهاجرانم. ما بدون یکدیگر هیچ نیستیم.»

 

 فرش قرمز؛ اعتراض بی‌صدا اما معنادار


اگر روی صحنه اعتراض‌ها کلامی بود، روی فرش قرمز، اعتراض‌ها نمادین شد. ده‌ها هنرمند با سنجاق‌هایی بر لباس خود ظاهر شدند که روی آن نوشته شده بود: «اداره مهاجرت گمشو». این تصاویر، پیش از آغاز رسمی مراسم، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و گرمی را از همان ابتدا به رویدادی سیاسی تبدیل کرد.

 

 واکنش دولت؛ تشدید خط تقابل


دولت فدرال واکنشی تند نشان داد. وزارت امنیت داخلی آمریکا، هنرمندان معترض را به «تخریب چهره نیروهای مجری قانون و امنیت» متهم کرد و هشدار داد که چنین مواضعی به افزایش تهدیدها علیه مأموران اداره مهاجرت منجر شده است. به گفته مقام‌های دولتی، این نیروها جان خود را برای دستگیری مجرمان خطرناک به خطر می‌اندازند و تصویرسازی هنرمندان از آن‌ها «ناعادلانه و تحریک‌آمیز» است. با این حال، این دفاعیه‌ها از شدت شکاف نکاسته است. برای منتقدان، مسئله فقط اجرای قانون نیست، بلکه شیوه اجرای آن و هزینه انسانی‌ای است که مهاجران، به‌ویژه کودکان، می‌پردازند.

 

بازگشت سیاست به قلب رویدادهای فرهنگی


گرمی امسال یادآور سال‌هایی بود که مراسم‌های هنری، به‌ویژه در دوران همه‌گیری کرونا، به تریبون اعتراض‌های اجتماعی تبدیل شده بودند. پس از چند سال فروکش نسبی، اکنون با آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، سیاست بار دیگر به قلب رویدادهای فرهنگی آمریکا بازگشته است. گرمی ۲۰۲۶ نشان داد که موسیقی هنوز می‌تواند فراتر از سرگرمی عمل کند؛ می‌تواند روایتگر بحران‌ها، خشم‌ها و امیدهای جامعه‌ای باشد که برسر مهاجرت، هویت و آینده، بیش از هر زمان دیگری دچار دوپارگی شده است.