
هفت صبح| وقتی روی صندلی سالن تاریک سینما مینشینیم، دیگر به سختی میتوانیم از تماشای فیلمی شگفتزده شویم. در شرایطی که سینمای بلند ایران با بحران جدی ریزش مخاطب مواجه است و بسیاری از آثار روی پرده نه توان جذب تماشاگر را دارند و نه رضایت او را جلب میکنند، اوضاع در شبکههای نمایش خانگی و تلویزیون نیز چندان تعریفی ندارد. بخش قابل توجهی از تولیدات سریالی گرفتار چرخهای از تکرار شدهاند؛ از سوژههای مصرفشده و شخصیتهای کلیشهای گرفته تا بازیهای مصنوعی و دیالوگهایی که پیش از بیان شدن توسط مخاطب حدس زده میشوند.
در چنین فضای راکد و نفسگیری، «سینمای کوتاه» بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ سینمایی که بسان یک پنجره باز، هوای تازهای به کالبد هنر هفتم میدمد. سینمای کوتاه در ایران همواره رسانهای کمهزینه اما پرادعا در فرم و محتوا بوده است. برخلاف بخش عمده تولیدات تجاری که با هدف بازگشت سرمایه شکل میگیرند و خود را ناگزیر از تن دادن به فرمولهای تضمینشده بازار میبینند، فیلم کوتاه استقلال نسبی خود را حفظ کرده است. همین استقلال باعث شده تا این مدیوم در بسیاری از موارد از نظر خلاقیت، جسارت در روایت، تنوع ژانر و کیفیت فنی، گامی جلوتر از سینمای جریان اصلی حرکت کند.
«قرار»؛ آغاز مسیری تازه برای اکران مستقل
اقدام اخیر انجمن سینمای جوانان ایران در تکمیل چرخه آموزش، تولید و در نهایت «اکران» فیلم کوتاه را باید اتفاقی استراتژیک و ارزشمند در تقویم فرهنگی کشور دانست. اتفاقی که باید سالها پیش در حوزه فیلم کوتاه میافتاد و حالا در قالب بسته اکران «قرار» محقق شده است.اکران مستقل این بسته با نمایش سه فیلم «تخطی» به کارگردانی میکائیل دیانی، «سرود کلنل» به کارگردانی سجاد مشتاق و «های کپی» به کارگردانی محمد رحمتی، نمونهای روشن از این رویکرد جدید است. تماشاگر در این سانسها با سه جهان کاملا متفاوت روبهرو میشود؛ آثاری که نشان میدهند هنوز میتوان در سینمای ایران به ایدههای تازه، روایتهای خلاقانه و نگاههای متفاوت امیدوار بود.
این طرح با یک استراتژی هوشمندانه در زمانبندی همراه شده است. آثار بسته «قرار» روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه در سانس ویژه (بین ساعت ۱۶ تا ۱۷) در ۲۸ سینمای منتخب «بهمن سبز» در سراسر کشور روی پرده میروند. اختصاص مجموع زمانی حدود ۶۰ تا ۷۰ دقیقه برای نمایش سه فیلم، ترکیبی جذاب، جمعوجور و متنوع به لحاظ ژانر و موضوع خلق کرده است. مخاطب در یک ساعت، سه فیلم متفاوت میبیند و با ذهنی درگیر و حالی خوب سالن را ترک میکند. مهمتر از همه اینکه این سانسها منافاتی با اقتصاد فیلمهای بلند ندارند و فیلم کوتاه میتواند مسیر مستقلی برای خود تعریف کند تا مخاطب به تدریج به این «قرار» هفتگی عادت کند.
اقتصاد غیرفعال فیلم کوتاه در ایران
شاید مهمترین دستاورد چنین اکرانهایی، ایجاد پلی میان مخاطب عام و سینمای کوتاه باشد. سینمایی مهجور اما زنده که هنوز از آفت تکرار و ابتذال فاصله دارد.
با این حال، یکی از چالشهای همیشگی، نگاه تقلیلی به این مدیوم است. فیلم کوتاه یک مدیوم کاملا مستقل است و نباید صرفا به عنوان پلهای برای ورود به سینمای بلند دیده شود.
این استقلال باید در عرصه اقتصاد نیز خود را نشان دهد. ظرفیت اقتصادی این مدیوم بسیار فراتر از تصورات رایج است؛
بررسی نمونههای موفق نشان میدهد که فیلم کوتاه پتانسیل بالایی برای سودآوری دارد. به عنوان مثال، فیلم کوتاه «شب تولد» که با هزینهای حدود ۲۰ میلیون تومان ساخته شد، توانست مجموع درآمدهای داخلی، خارجی و جوایز خود را به نزدیک یک میلیارد تومان برساند. این یعنی اگر روندی مانند اکران «قرار» استمرار پیدا کند، اقتصاد فیلم کوتاه میتواند جان تازهای بگیرد.
با این وجود، اقتصاد فیلم کوتاه در ایران عملا غیرفعال بوده است. فیلمسازان با سختی، بدهکاری و رفاقت فیلم میسازند و از ابتدا میدانند که بازگشت اقتصادی چندانی در کار نیست. وقتی تهیهکننده میبیند سرمایهاش بازنمیگردد، انگیزهای برای ورود پیدا نمیکند. اما طرحهایی چون «قرار»، در صورت افزایش تعداد سالنها و تبلیغات گستردهتر، میتوانند این چرخه معیوب را اصلاح کنند.
تیغ کندتر سانسور و جسارت در روایت
یکی از ویژگیهای پنهان اما موثر در جذابیت سینمای کوتاه، تفاوت در خطوط قرمز است. سانسور مسئلهای است که همه فیلمها با آن مواجهاند، اما در سینمای کوتاه به دلیل محدودیت دایره مخاطبان در گذشته، این محدودیتها تا حدی کمتر بوده است. این موضوع هرچند از یک سو (محدودیت مخاطب) نقطه ضعف محسوب میشد، اما از سوی دیگر فرصتی طلایی فراهم کرده تا فیلمسازان با جسارت بیشتری سراغ موضوعات ملتهب، انتقادی و مهم بروند. بسیاری از فیلمهای کوتاه روی موضوعاتی دست میگذارند که ارتباط بسیار نزدیکی با بطن جامعه برقرار میکنند.
به دلیل هزینههای کمتر و نبود سفارشدهندگانی که صرفا نگاه تجاری داشته باشند، این سینما فضایی امن برای تجربهگری، جسارت و تنوع ژانری ایجاد میکند. در روزگاری که سینمای بلند ما بین دوگانه «کمدیهای گیشهای» و «درامهای اجتماعی آپارتمانی» گیر افتاده است، فیلم کوتاه وارد ژانرهای فانتزی، علمیتخیلی و تریلر میشود و میتواند تنوع بصری و مضمونی بینظیری به مخاطب ارائه دهد.
اکران بهتنهایی کافی نیست!
اما آیا تنها فراهم کردن سالن برای موفقیت اکران آنلاین و حضوری فیلم کوتاه کافی است؟ قطعا خیر. فیلم کوتاه همچنان نیازمند حمایت همهجانبه است و در این میان، خود فیلمسازان نیز باید مسئولیت بپذیرند. یکی از دلایل اصلی آشنا نبودن مخاطب عام با فیلم کوتاه، کمکاری خود فیلمسازان، فعالان این حوزه و مدیران در معرفی آن است. اگر نگاه سازندگان تنها معطوف به دیده شدن در «جشنواره فیلم کوتاه تهران» باشد، طبیعی است که مخاطب عام اصلا امکان حضور در این فضا را پیدا نمیکند.
فیلمسازان باید برای هر بسته اکران، برنامه مارکتینگ داشته باشند؛ از دعوت مهمانان و چهرههای شناختهشده سینمایی گرفته تا طراحی کمپینهای تبلیغاتی در شبکههای اجتماعی. وقتی بازیگران و عوامل حرفهای بدانند فیلم کوتاه از جایگاه هنری و اعتباری بالایی برخوردار است و آثارشان در سراسر کشور اکران عمومی میشوند، انگیزه بیشتری برای حضور پیدا میکنند و همین چهرهها میتوانند به بازوی تبلیغاتی قدرتمندی برای کشاندن مردم عادی به سالنها تبدیل شوند.
تزریق خون تازه به رگهای سینمای بلند
نمیتوان از فیلم کوتاه گفت و تاثیر آن را بر آینده سینمای بلند نادیده گرفت. ریسکپذیری در سینمای بلند به دلیل هزینههای سرسامآور پخش و گیشه، به شدت پایین آمده است. اما در فیلم کوتاه، کارگردان زبان سینماییاش را پیدا میکند، نبوغ خود را محک میزند و جهانبینیاش را شکل میدهد.آمارها به خوبی این انتقال قدرت را نشان میدهند. به عنوان مثال، در جشنواره فیلم فجر اخیر، حدود ۱۱ «فیلم اولی» در میان ۳۰ فیلم حاضر در بخش مسابقه حضور داشتند؛ اتفاقی که پیشتر سابقه نداشت و نشاندهنده ورود نسلی تازهنفس به بدنه سینمای حرفهای است.
نسلی که تقریبا تمام آنها از دل سینمای کوتاه بیرون آمدهاند. اگر طرحی مانند «قرار» بتواند مخاطبان بیشتری را به فیلم کوتاه جذب کند، نگاه سرمایهگذاران سینمای بلند نیز به سمت این استعدادها و ژانرهای متفاوتتر تغییر خواهد کرد.حضور همین چهرههایی که امروز در سینمای بلند موفق هستند، در نشستها و برنامههای اکران فیلم کوتاه، میتواند پیوند میان این دو حوزه را مستحکمتر کرده و به حرفهایتر شدن مسیر اکران فیلم کوتاه کمک کند.
آغاز مسیری پرپیچوخم اما امیدوارکننده
بحث ما مقایسه این طرح با «سینمای هنر و تجربه» نیست؛ چرا که آن گروه در سالهای گذشته آثار کوتاه را اغلب زیر سایه فیلمهای بلند هنری به نمایش میگذاشت. صحبت از جای خالی یک بستر اختصاصی و قدرتمند است که حالا با «قرار» پر شده است. البته این طرح هنوز در ابتدای مسیر پرپیچوخم خود قرار دارد و زمان میبرد تا جای خود را در سبد فرهنگی خانوادهها تثبیت کند. با این حال، در همین هفتههای نخست نیز شروع امیدوارکنندهای داشته است. اما شرط بقای این موفقیت، پرهیز از انحصار است؛ این طرح نباید صرفا محدود به فیلمهای تولید شده توسط انجمن سینمای جوانان بماند. آثار مستقل دیگری نیز وجود دارند که در جشنوارهها نبودهاند اما افتخارات جهانی دارند و تشنه دیده شدن روی پرده نقرهای کشور خودشان هستند.
«قرار» فرصتی است برای تماشای سینمایی که در ۱۰ تا ۲۰ دقیقه، عمیقترین مفاهیم را با کوبندهترین فرمها منتقل میکند. اگر این بستر با مدیریت درست حفظ شود و تبلیغات جدی برای آن صورت گیرد، دیری نمیپاید که تماشای فیلم کوتاه، از یک رویداد حاشیهای برای روشنفکران، به یک عادت فرهنگی جذاب برای عموم مردم تبدیل خواهد شد.








