
هفت صبح، محمد سرابی| شهر در سکوت، تاریکی و خاکستر فرو رفته است. هیچ درختی سبز نیست هیچ چراغی روشن نیست. سایههایی در خیابانها پرسه میزنند که نمیتوانند کلامی به زبان بیاورند. غریبههایی که از بیرون به شهر نگاه کنند فکر میکنند حادثهای در آن رخداده است اما آنهایی که آشنایی در بین ساکنان شهر داشتند، میدانند که این اتفاق فقط یک حادثه ساده نبوده است. یک فرقه شیطانی شهر را تسخیر کرده و آدمها را به کشتن داده است. «بازگشت به سایلنت هیل» Return to Silent Hill 2026 قسمت سوم مجموعه فیلمهای «تپه خاموش» نتوانست موفقیت فیلم اول «سایلنت هیل» Silent Hill 2006 یا حتی فیلم دوم «سایلنت هیل: مکاشفات» Silent Hill: Revelation 2012 را تکرار کند. فیلم اول را «کریستوفر گانس» ساخت.
فیلم دوم که داستان اولی را ادامه میداد اثر موفقی نبود. حالا که سرمایهگذاران تصمیم گرفتند دوباره یک سایلنت هیل پرفروش بسازند، سراغ کریستوفر گانس رفتند تا از روی داستان یکی از بازی قدیمی مربوط به سال 2001 یک فیلم امروزی تولید کند. هانا امیلی اندرسون در نقش «مری» بازیگر فیلمهای وحشت است و قبلا در قسمتهایی از «اره» و «پاکسازی» بازی کرده است. جرمی ایروین در نقش «جیمز ساندرلند» پرکارتر است اما در کارنامه او فقط چند فیلم ترسناک دیده میشود. در این فیلم ایوی تمپلتون را هم در نقش بچهای به نام لورا میبینم. این بازیگر در فصل دوم سریال «ونزدی» نقش دختری را داشت که نامرئی میشد. آهنگسازی فیلم سوم هم مانند فیلم اول هم به عهده آکیرا یامائوکا سازنده موسیقی متن بازیها گذاشته شده است.
شهر خاکستری
اولین نسخه بازی سایلنت هیل در سال 1999 از سوی شرکت ژاپنی کونامی عرضه شد و هر چند وقت یک بار نسخه جدیدی از آن به بازار میآید. سایلنت هیل در میان بازیهای ژانر ترس و بقا شهرت زیادی به دست آورد اما ظاهرا در دنیای سینما موفق نبوده است. فیلم بازگشت به سایلنت هیل آنقدر بد بود که نمیتوان آن را با فیلم اول مقایسه کرد. بیشتر انتقاداتی که به این فیلم میشود درباره داستان آن است. طرفداران بازی و دنبالکنندگان فیلمها، موضوع ترسناک اصلی را فضای شهر میدانند که ترسهای هر شخص را به صورت موجوداتی در میآورد و در مقابل آنها قرار میدهد. وقتی که فیلم از صحنههای کوتاه شوکآور برای ترساندن استفاده میکند هواداران احساس میکنند پایه ایجاد ترس یعنی فضای شهر، فراموش شده است.
شهر سایلنت هیل و منطقه اطراف آن سه لایه دارد. لایه اول که برای همه قابل مشاهده است شهر متروک مهآلود با غباری از خاکستر است که آتشسوزی معادن زیرزمینی، باعث شده ساکنانش آن را ترک کنند. لایه دوم برای کسانی است که وارد شهر میشوند و گمشده خود را جست و جو میکنند. آنها انسانهای عادی با رفتار عجیب را میبینند و ساختمانهایی که هنوز نشانههایی از زندگی قبل از فاجعه را دارند. لایه سوم و عمیقترین لایه به کسانی نشان داده میشود که در این شهر با گذشته خود و ترسهایشان روبهرو میشوند. اینجاست که موجودات شیطانی خودشان را نشان میدهند. پرستارهای بدون صورت چاقو به دست با لباسهای کوتاه کثیف و یک جلاد قد بلند که کلاهی فلزی به شکل هرم روی سر گذاشته و چاقوی خیلی بزرگی را به دنبال خود روی زمین میکشد. تعداد زیادی موجود مسخ شده دیگر هم در شهر هستند که از زندگی و احساسات انسانها ساخته شدهاند.
گمشدگان
فیلم اول داستان روان و قدرتمندی داشت که یکی از دلایل اصلی موفقیت آن به شمار میرود. مادری در جستوجوی دختر گمشدهاش وارد شهر میشود و گیر میافتد. اینجا موضوع ترسناک فضای کلی شهر و فرقه مذهبی مردم آن است. فیلم دوم داستان دختر بچه گمشده است که حالا با پدرش در جای دیگری زندگی میکند. او برای پیدا کردن مادرش به شهر میرود در حالی که همزمان پدرش هم ناپدید میشود. ساینت هیل: مکاشفات در ابتدا شبیه ترکیب فیلمهای ترسناک مدرسهای و عناصر اسلشر از مجموعه برپاخیزان جهنم Hellraiser به نظر میآید و پایانبندی آن هم جذابیتی ندارد. فیلم بازگشت به سایلنت هیل ارتباط داستانی با دو فیلم قبلی و شخصیتهای آن ندارد و بازی عرضه شده در سال 2001 را مبنا قرار داده است.
جیمز ساندرلند نامهای از همسر مرده خود دریافت میکند و به شهری میرود که محل آشنایی آنها بود. به تدریج متوجه میشویم که رابطه جیمز و مری یک قهر و مرگ ساده نبوده و اتفاقات دیگری هم باعث این جدایی شده است. انگارههای مذهبی در هر سه فیلم اهمیت زیادی دارد. در فیلم اول یک فرقه مسیحی متعصب و دورافتاده را میبینیم که عقاید و مراسم خطرناکی دارند و به یک موجود پلید خدمت میکنند. در فیلم دوم فرقهای شیطانی با طلسم و ماموران نقابدار حضور دارند. در فیلم سوم باز هم یک فرقه دینی شبیه محفلهای جدید مذهبی دیده میشوند. همان گروهی که شهر را به ویرانی کشیدند و همچنان در پی قربانی کردن آدمها هستند.





