
هفت صبح| در روزگاری که آنتن تلویزیون و پرده سینما بیش از هر زمان دیگری تشنه «قصه» و «اصالت» است، تولید اثر هنری که هم بتواند استانداردهای کیفی را حفظ کند و هم نبض مخاطب عام را در دست بگیرد، شبیه بندبازی بر روی طناب نازک است. از یکسو، سایه سنگین پلتفرمهای نمایش خانگی با زرقوبرقهای بصریشان بر سر رسانه ملی سنگینی میکند و از سوی دیگر، شرایط اقتصادی و اجتماعی، ذائقه مخاطب را به سمتوسویی برده که خنداندن یا حتی سرگرمکردن او، دیگر با فرمولهای دهه هشتاد امکانپذیر نیست.
در این میان، مجموعه تلویزیونی «بهار شیراز» که این شبها روی آنتن است، توانسته با فاصلهگیری از فضای پایتختزده و پناه بردن به اتمسفر گرم و صمیمی جنوب، توجهها را به خود جلب کند. اما این تنها نیمی از ماجراست؛ ابوالفضل صفری، تهیهکننده این سریال که آثاری چون «خانه امن» و «عاشورا» را در کارنامه دارد، امسال با فیلم سینمایی «رقص باد» نیز در جشنواره فیلم فجر حضور دارد؛ حضوری که به گفته خودش، بازگشتی است به سینمای مستقل.
برای واکاوی فرآیند تولید این آثار، چالشهای تهیهکنندگی در اقتصاد متلاطم هنر و البته پاسخ به سوالات درباره ریزش یا رویش مخاطب رسانه، به سراغ ابوالفضل صفری رفتیم. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی است از متن و حاشیه تولیدات اخیر او و تحلیلهایی درباره وضعیت امروز تصویر در ایران.
«بهار شیراز» چگونه متولد شد؟
گفتوگو را با سریال در حال پخش «بهار شیراز» آغاز میکنیم؛ اثری که صفری آن را هم موفقترین سریال سال، هم به لحاظ کیفی، متفاوتترین اثر در کارنامه خود میداند. او حتی پا را فراتر میگذارد و معتقد است که کیفیت فنی و هنری این کار، از پروژههای سنگینی چون «عاشورا» و «خانه امن» نیز پیشی گرفته است. اما این پروژه چگونه شکل گرفت؟
صفری درباره نطفه اولیه این سریال توضیح میدهد که ماجرا از یک طرح ساده شروع شد: «ایده اولیه سریال، طرحی بود به نام «پیشخوانی» که آقای وارسته زحمت آن را کشیده بودند. یک کار با پروداکشن بسیار ساده، چیزی شبیه سیتکامهای قدیمی مثل «نیمکت»که در یک لوکیشن ثابت و با تکموقعیتهای محدود میگذشت. وقتی طرح به من ارائه شد، احساس کردم که این مدل، حداقل با سلیقه و استاندارد مورد نظر من همخوانی ندارد. من معتقد بودم برای اینکه کار دیده شود، باید دو اتفاق بزرگ رخ دهد.»
او ادامه میدهد: «اولین شرط این بود که ما از فضای محدود و بسته خارج شویم و کار را در مدیومی نزدیک به یک سریال کامل و استاندارد برگزار کنیم؛ یعنی مخاطب باید تنوع بصری ببیند، سکانسهای خارجی متعدد داشته باشیم و زندگی جریان داشته باشد. نکته دوم و مهمتر، تغییر جغرافیای کار بود. به دلیل آشنایی و اشراف بنده به فضای جنوب کشور، تصمیم گرفتیم قصه را از تهران برداریم و به شیراز ببریم. اینگونه بود که «پیشخوانی» تبدیل شد به «بهار شیراز»؛ سریالی درباره چند خانواده و کاراکتر اصیل شیرازی.»
تهیهکننده «بهار شیراز» تاکید میکند که این تغییر، صرفا یک تغییر لوکیشن ساده نبود و نیازمند بازنویسی کامل فیلمنامه و خلق کاراکترهای جدید بود: «ماهها وقت صرف شد تا بازیگران بومی شیرازی پیدا شوند. ما نمیخواستیم لهجهها کاریکاتوری باشد. پروسه «متناسبسازی» و «همگنسازی» بازیگران بسیار زمانبر بود. اگر دقت کنید، روابط بین خانوادهها، دوستان و همکاران در سریال کاملا جا افتاده و طبیعی به نظر میرسد. این حاصل ماهها تمرین و روتوش است تا مخاطب شیرازی و غیرشیرازی، این آدمها را به عنوان نمایندگان واقعی یک فرهنگ بپذیرد.»
هر قشر نمایندهای در سریال دارد
یکی از ویژگیهای بارز «بهار شیراز»، لحن کمیک و فضای مفرح آن است. از صفری میپرسیم که آیا انتخاب این ژانر، پاسخی به نیاز روز جامعه بوده است؟ او با تایید این موضوع، تحلیلی جامعهشناختی از وضعیت مخاطب ارائه میدهد.
صفری میگوید: «خدا را شکر سریال در نقطه زمانی و مکانی خوبی قرار گرفته است. دلیل اولش هم همین کمدی بودن است. مردم، بهویژه با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فعلی، واقعا حال و حوصله پیچیدگیهای بیهوده یا قصههایی را که بیجهت کش داده میشوند، ندارند. مخاطب امروز به دنبال یک «فراغت» است. او میخواهد ساعتی را فارغ از هیاهوی بیرون، استراحت کند.» او معتقد است که رمز موفقیت سریال، همذاتپنداری اقشار مختلف با کاراکترهاست: «ما در این سریال طیف متنوعی از آدمها را داریم. معلم خودش را میبیند، زن خانهدار خودش را پیدا میکند، جوان نسل Z نمایندهای در سریال دارد و حتی پدربزرگها و مادربزرگها هم تصویر خودشان را میبینند. این «سمپاتی» باعث شده که مخاطب با کار همراه شود. ضمن اینکه نوید میدهم از قسمت ۳۰ به بعد، روند سریال کاملا افزایشی و صعودی خواهد بود. ما سکانسهایی با حضور ۶۰ بازیگر داریم؛ یعنی مخاطب با یک سریال کاملا شلوغ، پرانرژی و خوشریتم مواجه است، نه یک کار خلوت و آپارتمانی.»
تلویزیون قافیه را نباخته مشکل، کیفیت محتواست
بحث به سمت یکی از کلیدواژههای پرتکرار این سالهای رسانه میرود: «قهر مخاطب با تلویزیون». آیا مخاطبی که سالهاست آنتن را ترک کرده، با یک سریال بازمیگردد؟ یا اینکه تلویزیون قافیه را به پلتفرمها باخته است؟ ابوالفضل صفری نگاهی متفاوت و شاید کمی ساختارشکنانه به این موضوع دارد، او واژههای «قهر» و «آشتی» را نادرست میداند و میگوید: «مخاطب با هیچ رسانهای عهد اخوت نبسته و با هیچ رسانهای هم قهر ابدی نکرده است. فرمول بسیار ساده است شما کار خوب بساز، مخاطب خودش پیدایش میکند و میبیند. این تصور که مردم قهر کردهاند و حالا باید آشتی کنند، غلط است.
اگر امروز سریال خوبی در تلویزیون باشد، مردم برمیگردند. نمونهاش سریال «پایتخت» یا همین «بهار شیراز». محتوا روی بام هر رسانهای بنشیند، مخاطب همانجا جمع میشود.» صفری با نقد کیفیت آثار اخیر، چه در تلویزیون و چه در شبکه نمایش خانگی، ادامه میدهد: «متاسفانه تولیدات باکیفیت افت محسوسی داشتهاند. تلویزیون هم در این وضعیت بیتقصیر نبوده و کارها یکی در میان یا چند تا در میان مخاطب را درگیر میکنند.
اما این قاعده در مورد سینما و پلتفرم هم صدق میکند. مثلا آقای مدیری اخیرا یک کمدی ساختند. چرا مخاطب آنطور که باید استقبال نکرد؟ چون مخاطب، کمدی، قصه و آدمهای آن فیلم را از جنس خودش ندید. صرف داشتن رزومه یا انبوهی از بازیگر، تضمینکننده نیست. مخاطب هوشمند است؛ اگر المانهای زندگی خودش را در اثر نبیند، آن را پس میزند. برعکس، اثری مثل الگوریتم با اینکه شاید شبیه زندگی روزمره مردم نبود، اما چون دست روی مسائل مردم (فساد اقتصادی، جرایم نوین) گذاشته بود، دیده شد.»
تلویزیون و پلتفرم رقابت در دو لیگ متفاوت
در ادامه از او میپرسیم که آیا تلویزیون مرجعیت خود را به پلتفرمها واگذار کرده است؟ صفری با رد این فرضیه، معتقد است که مقایسه این دو مدیوم از اساس اشتباه است: «من معتقد نیستم که پلتفرمها به معنای واقعی رقیب تلویزیون باشند. بیایید با اعداد و ارقام واقعی صحبت کنیم، نه فضاسازیهای ژورنالیستی. سقف سابسکرایب (مشترکین) هر کدام از این پلتفرمها نهایتا یک تا یکمیلیون و دویست هزار نفر است. اگر فرض کنیم با هر اکانت ۴ نفر هم فیلم ببینند – که نمیبینند – کل مخاطبانشان میشود ۴ میلیون نفر. اما تلویزیون یک رسانه فراگیر و «Mass Media» است.
کف مخاطب تلویزیون در بدترین حالت، از سقف مخاطب پلتفرمها بیشتر است.» او ادامه میدهد: «این دو رسانه در دو لیگ متفاوت بازی میکنند. تلویزیون ویژگیهــــــای منحصربهفردی مثل پخش زنده ورزشی دارد که پلتفرمها ندارند. قبول دارم که ریزش مخاطب در تلویزیون اتفاق افتاده، اما اینکه بگوییم «واگذار کرده»، نه. هنوز هم کمترین میزان ارجاع به سریالهای تلویزیونی در جامعه، از بیشترین میزان ارجاع به سریالهای پلتفرمی بالاتر است. ضمن اینکه اینترنت و اشتراک پلتفرمها برای بخش بزرگی از جامعه هزینه دارد و گران محسوب میشود، در حالی که تلویزیون همچنان رسانه رایگان و در دسترس عموم است.»
«رقص باد»؛ بازگشت به سینمای مستقل و خیالانگیز
بخش دوم گفتوگوی ما به حضور ابوالفضل صفری در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر اختصاص داشت؛ جایی که او با فیلم سینمایی «رقص باد» حضور دارد. صفری این فیلم را یک اثر کاملا متفاوت در کارنامه خود و حتی در سینمای ایران توصیف میکند و درباره فضای این فیلم میگوید: «رقص باد یک عاشقانه متفاوت است؛ اثری خیالانگیز و رویاگونه. نمیتوانم جزئیات زیادی از داستان را لو بدهم، اما قول میدهم که مخاطب با یک تفاوت فاحش تصویری و روایی مواجه خواهد شد. این فیلمی است که استانداردهای بصری و قصهگوییاش با جریان غالب متفاوت است.»
نکته مهمی که صفری بر آن تاکید دارد، «استقلال» این فیلم است. در روزگاری که بسیاری از آثار با برچسب «ارگانی» شناخته میشوند، او اصرار دارد که «رقص باد» راه دیگری را رفته است: «قرار ما با دوستان، حتی بازیگران شاخصی که در کار حضور دارند، این بود که کمک کنیم تا به معنای واقعی کلمه به سینمای «مستقل» برگردیم. وقتی میگویم مستقل، منظورم استقلال از سفارش است. فیلم ارگانی یا سفارشی، ناخواسته «جهت» پیدا میکند و این جهتگیری، مسائل فنی و هنری اثر را زیر سوال میبرد. «رقص باد» فیلمی است که حرفهای بسیار مهمی میزند، اما لکنت ندارد و اسیر سفارش نشده است. معتقدم جنبههای آرتیستیک و هنری کار به قدری بالاست که به چشم مخاطب و منتقدان خواهد آمد.






