هفت صبح| اضافه شدن «سریال‌های کوتاه اینستاگرامی» به سبد یک پلتفرم وی‌اودی، در نگاه اول شاید یک تغییر ساده در چینش محتوا به نظر برسد؛ چند اپیزود چند دقیقه‌ای برای مخاطبی که حوصله‌اش کم شده و زمانش فشرده است. اما پشت این تصمیم، یک جابه‌جایی جدی در عادت تماشای جهان خوابیده؛ جایی که موبایل، قاب اصلی قصه‌ها شده و انگشت شست، کارگردان نامرئی ریتم دیدن است.

 

قصه‌هایی به اندازه یک اسکرول


در سال‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی از محل اشتراک عکس و ویدیو عبور کرده‌اند و به زمین تازه‌ای برای داستان‌گویی بدل شده‌اند. در این فضا، روایت‌ها کوتاه، تند و ضرب‌آهنگ‌ دارند. شخصیت‌ها سریع معرفی می‌شوند، گره زود شکل می‌گیرد و هر قسمت با تعلیقی تمام می‌شود که مخاطب را وادار به دیدن قسمت بعدی می‌کند؛ درست شبیه همان کششی که کاربر را به اسکرول بعدی می‌برد.
در شرق آسیا، به‌ویژه چین و کره‌جنوبی، «مینی‌دراماهای عمودی» حالا یک صنعت مستقل‌اند؛ سریال‌هایی با قاب عمودی، زمان محدود و تولید کم‌هزینه که میلیون‌ها بیننده دارند. در آمریکا و اروپا هم برندها و پلتفرم‌ها سراغ همین الگو رفته‌اند؛ داستان‌هایی مناسب تماشا در مترو، صف انتظار یا بین دو قرار کاری. این شکل تازه، زبان تصویر را با ریتم زندگی دیجیتال هماهنگ کرده است.

 

وی‌اودی‌ها در تعقیب مخاطب سیال


ورود این مدل به پلتفرم‌های وی‌اودی نشانه‌ای روشن از یک واقعیت است: رقابت دیگر فقط بین شبکه‌های نمایش خانگی نیست، رقابت اصلی با زمان پراکنده مخاطب در شبکه‌های اجتماعی است. وقتی کاربر عادت کرده محتوا را در بازه‌های چند دقیقه‌ای مصرف کند، پلتفرم‌ها هم ناچارند خود را با این عادت هماهنگ کنند. سریال کوتاه اینستاگرامی برای وی‌اودی یک مزیت دوگانه دارد؛ هم تولید سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر است، هم امکان آزمون ایده‌های تازه را فراهم می‌کند. یک قصه می‌تواند در چند قسمت کوتاه سنجیده شود، بازخورد بگیرد و در صورت موفقیت، به پروژه‌ای بزرگ‌تر تبدیل شود. این یعنی آزمایشگاه داستان‌سازی در دل پلتفرم.برای مخاطب ایرانی، که سال‌هاست میان تلویزیون، شبکه نمایش خانگی و شبکه‌های اجتماعی در رفت‌وآمد است، این فرمت می‌تواند پلی میان عادت‌های قدیمی و سبک مصرف جدید باشد. قصه همچنان وجود دارد، اما در بسته‌ای کوچک‌تر و قابل‌حمل‌تر.

 

 آینده ایرانی در سایه اینترنت ناپایدار


با این حال، آینده این جریان در ایران یک متغیر تعیین‌کننده دارد: کیفیت و ثبات دسترسی به اینترنت. در یک ماه اخیر، اختلال‌های پی‌درپی و محدودیت دسترسی به شبکه‌های اجتماعی از جمله اینستاگرام، تجربه کاربر را پرهزینه و پراسترس کرده است. در شرایطی که اینترنت با فیلترینگ گسترده، اختلال‌های طولانی و حتی قطعی کامل همراه بوده، تماشای ویدیو از یک عادت روزمره به تجربه‌ای پرتنش تبدیل شده است. مخاطب امروز بیشتر از لذت دیدن یک قسمت کوتاه، درگیر این پرسش است که اصلاً فردا هم دسترسی خواهد داشت یا نه؛ تردیدی که رابطه پایدار میان کاربر و محتوای آنلاین را سست می‌کند.سریال‌های کوتاه، بیش از هر نوع محتوای دیگری به «دسترسی سریع و بی‌دردسر» وابسته‌اند.

 

مخاطب قرار نیست برای یک قسمت سه دقیقه‌ای برنامه‌ریزی مفصل کند؛ او در لحظه تصمیم می‌گیرد ببیند یا رد شود. هر مانع فنی، این تصمیم لحظه‌ای را به نفع بی‌خیالی تغییر می‌دهد. اگر زیرساخت ارتباطی باثبات شود و سیاست‌گذاری‌ها مسیر دسترسی را هموارتر کنند، این مدل می‌تواند در ایران هم به یک جریان جدی بدل شود؛ فرصتی برای فیلمسازان جوان، بازیگران تازه‌نفس و ایده‌هایی که در قالب‌های بزرگ‌تر مجال تولید پیدا نمی‌کنند. در غیر این صورت، فاصله میان آنچه در جهان به سرعت در حال رشد است و آنچه مخاطب ایرانی عملاً می‌تواند تجربه کند، هر روز بیشتر خواهد شد. سریال کوتاه اینستاگرامی، شکل تازه‌ای از قصه‌گویی است که با ریتم زندگی امروز تنظیم شده. حالا توپ در زمین زیرساخت و سیاست ارتباطی است؛ جایی که مشخص می‌شود این موج، در ایران به جریان تبدیل می‌شود یا در حد یک تجربه مقطعی باقی می‌ماند.