هفت صبح| ‌روز نخست؛ حملات آمریکا و پاسخ سخت ایران : تنش‌ها در نخستین روز با موج تازه‌ای از حملات هوایی آمریکا علیه اهدافی در داخل ایران آغاز شد. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) این عملیات را «اقدامی دفاعی» توصیف کرد، اما گزارش‌های میدانی از وقوع انفجارها در مناطق مختلف کشور، تصویری متفاوت ارائه می‌داد. بر اساس گزارش‌ها، شهرها و استان‌های متعددی از جمله بندرعباس، میناب، سیریک، جزیره کیش، اصفهان، کرج و مناطقی در غرب تهران هدف حملات قرار گرفتند.

 

برخی گزارش‌ها از وقوع دو تا سه موج جداگانه حمله در فاصله چند ساعت خبر می‌دادند؛ موضوعی که نشان می‌داد واشنگتن در حال اجرای یکی از گسترده‌ترین عملیات‌های خود علیه ایران از زمان آغاز درگیری‌هاست. اما مهم‌ترین تحول روز نخست، تصمیم تهران برای بستن کامل تنگه هرمز بود؛ آبراهی که نزدیک به یک‌پنجم تجارت انرژی جهان از آن عبور می‌کند. ستاد فرماندهی نیروهای مسلح ایران اعلام کرد هر شناوری که بدون مجوز قصد عبور از این مسیر را داشته باشد، هدف قرار خواهد گرفت. در ادامه، سپاه پاسداران از هدف قرار دادن دو شناور در محدوده تنگه خبر داد و ساعاتی بعد نیز عملیات تلافی‌جویانه گسترده‌ای علیه تأسیسات و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه آغاز شد.

 

 پاسخ موشکی ایران؛ از بحرین تا اردن


سپاه پاسداران اعلام کرد در پاسخ به حملات آمریکا، مجموعه‌ای از عملیات‌های موشکی و پهپادی را علیه ۱۸هدف مختلف در منطقه اجرا کرده است. براساس بیانیه سپاه، پایگاه هوایی الازرق در اردن یکی از اهداف اصلی عملیات بود. در این حمله از ۱۲ موشک بالستیک استفاده شد و ادعا شد شماری از جنگنده‌های آمریکایی مستقر در این پایگاه، از جمله اف-۱۵، اف-۱۶ و اف-۳۵، آسیب دیده یا منهدم شده‌اند. همچنین اهدافی در بحرین، کویت و مقر ناوگان پنجم آمریکا مورد حمله قرار گرفتند. اگرچه واشنگتن درباره میزان خسارت‌ها سکوت کرده است، اما این حملات نشان داد تهران همچنان توانایی اجرای عملیات‌های گسترده منطقه‌ای را حفظ کرده است.

 

حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی؛ جنجالی تازه


یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های حملات آمریکا، هدف قرار گرفتن تأسیسات آب‌رسانی در استان هرمزگان بود. بر اساس گزارش رسانه‌های ایرانی، دو مخزن بزرگ ذخیره آب در منطقه سیریک آسیب دیدند و هزاران نفر با اختلال در دسترسی به آب آشامیدنی مواجه شدند. هرچند مسئولان محلی اعلام کردند خدمات آب‌رسانی در کمتر از ۱۲ ساعت احیا شد، اما این حادثه موجی از انتقادها را برانگیخت. کارشناسان حقوق بین‌الملل بار دیگر یادآوری کردند که زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی، از جمله شبکه‌های آب‌رسانی، طبق قوانین جنگ جزو اهداف مشروع نظامی محسوب نمی‌شوند و مصداق جنایت جنگی است.

 

 هشدار انصارالله؛ پیامدهای جهانی جنگ


همزمان با گسترش درگیری‌ها، دولت نجات ملی یمن و جنبش انصارالله نسبت به پیامدهای ادامه حملات آمریکا هشدار دادند. وزارت خارجه دولت صنعا اعلام کرد فشار نظامی بر ایران نه‌تنها موجب تسلیم تهران نخواهد شد، بلکه آمریکا را بیش از پیش در بحران منطقه‌ای فرو خواهد برد. این بیانیه همچنین نسبت به آثار مخرب جنگ بر زنجیره تأمین جهانی، تجارت بین‌المللی و بازار انرژی هشدار داد.

 

روز دوم؛ ادعای جنجالی ترامپ درباره هرمز


در حالی که تنگه هرمز همچنان در وضعیت بحرانی قرار داشت، دونالد ترامپ ادعایی مطرح کرد که بلافاصله به یکی از مهم‌ترین موضوعات رسانه‌ای جهان تبدیل شد. رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شد ارتش این کشور موفق شده است به‌صورت مخفیانه بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز عبور دهد؛ آن هم بدون آنکه ایران متوجه شود. ترامپ گفت بیش از ۲۰۰ کشتی تجاری تحت حفاظت نیروهای آمریکایی از این آبراه عبور کرده‌اند و همین موضوع باعث شده قیمت نفت برخلاف پیش‌بینی‌ها از مرز ۱۰۰ دلار فراتر نرود. او حتی پا را فراتر گذاشت و مدعی شد آمریکا اکنون کنترل واقعی تنگه هرمز را در اختیار دارد و نه ایران.

 

  آیا ادعای ترامپ صحت داشت؟


بررسی داده‌های کشتیرانی جهانی نشان داد ادعای ترامپ با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد. پیش از آغاز جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد. انتقال ۱۰۰ میلیون بشکه نفت به معنای عبور حجم عظیمی از کشتی‌ها در مدت زمانی کوتاه است؛ رقمی که با داده‌های شرکت‌های رهگیری دریایی مطابقت ندارد. حتی خوش‌بینانه‌ترین برآوردها نیز نشان می‌دهد تعداد کشتی‌هایی که در هفته‌های اخیر موفق به عبور از تنگه شده‌اند بسیار کمتر از میزانی است که بتواند ادعای ترامپ را تأیید کند.نکته مهم‌تر آن بود که حتی کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا نیز اعلام کرد از چنین عملیات عظیمی اطلاعی ندارد و تنها تأیید کرد که ارتش آمریکا به عبور محدود برخی کشتی‌ها کمک کرده است.

 

نبرد بر سر کنترل هرمز


در حالی که واشنگتن از «آزادی کشتیرانی» سخن می‌گوید، واقعیت میدانی نشان می‌دهد ایران همچنان بازیگر اصلی این آبراه راهبردی است. در ماه‌های اخیر برخی کشورها از جمله هند، پاکستان و روسیه با مذاکره مستقیم با تهران موفق شده‌اند برای کشتی‌های خود مجوز عبور دریافت کنند. ایران همچنین سازوکاری شبیه بیمه یا عوارض عبور ایجاد کرده که از نگاه تهران راهی برای مدیریت ترافیک دریایی در شرایط جنگی است.

 

 روز سوم؛ تهدید خارگ و عقب‌نشینی ناگهانی ترامپ


سومین روز بحران با تهدیدهای تازه کاخ سفید آغاز شد. ترامپ هشدار داد ایران به‌زودی هدف حملات «بسیار سختی» قرار خواهد گرفت و حتی از احتمال هدف قرار دادن جزیره خارگ و دیگر تأسیسات نفتی ایران سخن گفت؛ تهدیدی که می‌توانست اقتصاد ایران و بازار جهانی نفت را وارد مرحله‌ای تازه از بحران کند. اما تنها چند ساعت بعد، ورق برگشت. رئیس‌جمهور آمریکا برای بار چندم و به صورت ناگهانی اعلام کرد دستور حملات برنامه‌ریزی‌شده را لغو کرده است؛ زیرا مذاکرات با ایران به مرحله حساسی رسیده و احتمال دستیابی به توافق وجود دارد.

 

  توافق در راه است؟


گزارش‌ها از تهران حاکی است که یک تفاهم‌نامه پیشنهادی آمریکا در سطوح عالی نظام در حال بررسی است. مقام‌های ایرانی تأکید می‌کنند که مقاومت ماه‌های گذشته بی‌نتیجه نبوده و کشور توانسته ضمن حفظ توان بازدارندگی خود، آمریکا را به سمت مذاکره سوق دهد. کارشناسان روابط بین‌الملل نیز معتقدند ترامپ از راهبرد «تشدید برای کاهش تنش» استفاده کرده است؛ یعنی ابتدا با تهدیدهای سنگین و حملات نظامی، فشار حداکثری ایجاد کرده و سپس از همان فشار برای کشاندن طرف مقابل به توافق بهره برده است.

 

از سوی دیگر، نقل قول‌ها حاکی از آن است که ترامپ پس از تکرار زیاده‌خواهی‌های خود، با پاسخ سرد ایران مواجه شد و سعی کرد با فشار نظامی ایران را مجبور به پذیرش شرایط خود کند. اما در نهایت با زد و خوردهای دو روزه و آمادگی نیروهای مسلح ایران، مشخص شد تهران تن به زیاده‌خواهی‌های آمریکا نمی‌دهد و تنها توافقی را می‌پذیرد که شرایط طرفین را به صورت منصفانه و منطقی تأمین کند. در نهایت گزارش‌ها حاکی از آن است که ترامپ، زیر فشار ایران، دو شرط آخر خود را حذف کرده و پیش‌نویس ارائه شده توسط ایران را پذیرفته است.

 

نگرانی واشنگتن از اقدامات اسرائیل


یکی از نکات مهم روز سوم، گزارش‌هایی بود که از اختلاف‌نظرهای فزاینده میان دولت ترامپ و دولت اسرائیل حکایت داشت. بر اساس این گزارش‌ها، کاخ سفید نگران است اقدامات نظامی بیشتر اسرائیل روند مذاکرات را تخریب کند. به همین دلیل ترامپ در هفته‌های اخیر تلاش کرده است از گسترش جنگ جلوگیری کرده و به دیپلماسی فرصت بیشتری بدهد.


‌ چشم‌انداز پیش رو


پس از ۱۰۵ روز جنگ، اکنون منطقه در نقطه‌ای حساس ایستاده است. از یک سو، حملات متقابل ایران و آمریکا نشان داده هر دو طرف همچنان توانایی افزایش سطح درگیری را دارند. از سوی دیگر، نشانه‌های تازه‌ای از بازگشت مذاکره مشاهده می‌شود. بسته ماندن تنگه هرمز، آسیب‌پذیری بازار جهانی انرژی، تهدید تأسیسات نفتی و حضور گسترده نیروهای نظامی در خلیج فارس، همچنان عواملی هستند که می‌توانند هر لحظه بحران را از مسیر دیپلماسی خارج کنند.

 

چرا آمریکا عقب نشست؟


بسیاری از ناظران معتقدند تهدید ایران به گسترش دامنه جنگ و به‌ویژه خطر اختلال طولانی‌مدت در صادرات انرژی از خلیج فارس، یکی از عوامل اصلی تغییر موضع واشنگتن بوده است. هدف قرار گرفتن احتمالی جزیره خارگ یا تشدید درگیری در تنگه هرمز می‌توانست قیمت نفت را به سطوح بی‌سابقه‌ای برساند و اقتصاد جهانی را با شوکی تازه روبه‌رو کند. در آستانه انتخابات و در شرایطی که اقتصاد آمریکا همچنان با فشارهای تورمی دست‌وپنجه نرم می‌کند، چنین سناریویی برای کاخ سفید بسیار پرهزینه بود.

 

از نگاه منتقدان سیاست خارجی آمریکا، آنچه در سه روز گذشته رخ داد نمونه‌ای دیگر از مداخله‌گری پرهزینه واشنگتن در خاورمیانه بود. آمریکا با حمله به خاک ایران و هدف قرار دادن زیرساخت‌هایی که برخی از آنها ماهیتی غیرنظامی داشتند، آتش بحرانی را شعله‌ور کرد که می‌توانست کل منطقه را درگیر جنگی گسترده کند. در این روایت، واکنش ایران نه آغازگر جنگ، بلکه پاسخی به حملات خارجی تلقی می‌شود. حامیان این دیدگاه معتقدند تهران با وجود فشارهای سنگین نظامی و اقتصادی، توانست توازن بازدارندگی خود را حفظ کند و مانع از آن شود که آمریکا اهدافش را از طریق زور نظامی به دست آورد.


آنها همچنین ادعاهای ترامپ درباره کنترل تنگه هرمز و عبور مخفیانه میلیون‌ها بشکه نفت را بخشی از جنگ روانی واشنگتن می‌دانند؛ ادعاهایی که حتی برخی مقام‌های آمریکایی نیز نتوانستند آنها را تأیید کنند. در این چارچوب، عقب‌نشینی ترامپ از حمله به جزیره خارگ نه نشانه قدرت آمریکا، بلکه نتیجه هزینه‌های سنگین رویارویی با ایران و نگرانی از پیامدهای اقتصادی و سیاسی یک جنگ طولانی ارزیابی می‌شود. از این منظر، مقاومت ایران توانسته واشنگتن را از مسیر تشدید جنگ به سمت مذاکره سوق دهد؛ هرچند سرنوشت نهایی این مذاکرات هنوز روشن نیست.