رسیدگی به این پرونده جنجالی، به تابستان سال ۱۴۰۱ بازمیگردد، زمانی که یک دختر نوجوان با حضور در اداره شانزدهم پلیس آگاهی، پرده از راز تلخی برداشت که ذهن هر خوانندهای را به چالش میکشد. این دختر که تازه ۱۵ سال داشت، ماجرا را اینگونه روایت کرد که به دلیل علاقه وافر به هنر هفتم، در یک آموزشگاه بازیگری ثبتنام کرده بود. اما پس از چند جلسه، مربی زن آن آموزشگاه که با او طرح دوستی ریخته بود، او را به سمت کارگردانی سینمایی هدایت کرد که به گفته این مربی، ارتباطات گستردهای در سینما داشت و میتوانست زمینهساز پیشرفت و ورود او به پروژههای سینمایی شود. این زن حتی ادعای عجیبتری را هم مطرح کرد و به آن دختر نوجوان گفت که این کارگردان از قدرتهای ماورایی برخوردار است و میتواند در زمینه پاکسازی روحی به او کمک کند تا در مسیر بازیگری به موفقیت برسد.

شاکی جوان ادامه داد که این حرفها چنان در ذهنش تأثیر گذاشته که همراه با آن زن راهی خانه کارگردان شده؛ اما در آنجا، مربی به بهانهای او را با کارگردان تنها گذاشته و در همان موقعیت، مرد میانسال دست به آزار و تعرض به او زده است.

با طرح این شکایت اولیه، تیمی از مأموران پلیس وارد عمل شدند و در ادامه، سه شاکی دیگر نیز با مراجعه به پلیس، شکایتهای مشابهی را علیه آن کارگردان مطرح کردند. تحقیقات تکمیلی نشان داد که این کارگردان ۵۰ ساله، در خانه ویلایی خود در شمال شهر، این جنایات را مرتکب شده و نهایتاً با دستور قضایی، وی بازداشت گردید.

مراحل قضایی و احکام صادره

پس از این مرحله، پرونده برای کارگردان متهم به اتهام «زنای به عنف» و برای آن زن مربی به اتهام «معاونت در زنای به عنف»، منجر به صدور کیفرخواست شد. هر دو متهم در شعبه ۶ دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شده و پای میز محاکمه نشستند. قضات پس از استماع اظهارات طرفین و بررسی مستندات موجود، رأی خود را صادر کردند؛ بر این اساس، کارگردان به مجازات اعدام و ۹۹ ضربه شلاق محکوم شد و همدستش نیز به ۱۵ سال حبس و ۳۰ ضربه شلاق تنبیه گردید.

اما این پایان ماجرا نبود و متهمان به رأی صادره اعتراض کردند. در جریان دومین جلسه محاکمه در شعبه همعرض، کارگردان میانسال در جایگاه ویژه دادگاه قرار گرفت. او ضمن پذیرش ارتباط با این دختران، مدعی شد که به دلیل سفرهای مکرر همسرش، مجبور به انجام چنین اقداماتی شده است. با این حال، قضات دادگاه کیفری برای دومین بار نیز او را به اعدام و ۹۹ ضربه شلاق محکوم کردند و مجازات زن مربی را به ۲۰ سال حبس افزایش دادند.

تلاش برای فرار از چوبه دار

در شرایطی که به نظر میرسید پرونده به مرحله اجرا نزدیک شده، کارگردان دست به دامن «اعاده دادرسی» شد و این درخواست، باعث نقض دوباره حکم اعدام گردید. پرونده برای سومین بار به شعبه همعرض دیگری ارجاع شد، اما سرنوشت برای متهم تغییری نداشت و قضات دادگاه کیفری، بار دیگر رأی به اعدام وی صادر کردند. نهایتاً این حکم در دیوان عالی کشور تأیید شد و پرونده همراه با پرونده همدستش، برای طی تشریفات اجرایی به دادسرای امور جنایی تهران ارسال گردید و نام این کارگردان در فهرست محکومین به اعدام قرار گرفت.

پاسخ به پرسشهای حقوقی و کارشناسی پرونده

در خصوص مجازات زنای به عنف بر اساس قانون مجازات اسلامی باید گفت که ماده ۲۲۴ این قانون، زنای به عنف را که همراه با زور، تهدید یا اکراه باشد، از جرایم سنگین تلقی کرده است. مجازات اصلی برای زانی محصنه (متأهل) اعدام تعیین شده. در این ماجرا، کارگردان که متأهل بوده، با استفاده از فریب و وعدههای توخالی نظیر پیشرفت در بازیگری و قدرتهای ماورایی، به دختران تعرض کرده و به همین دلیل دادگاه او را به اعدام محکوم کرده است. افزون بر این، ۹۹ ضربه شلاق نیز به عنوان مجازات تعزیری برای او در نظر گرفته شده است.

اما اینکه آیا اعاده دادرسی مکرر میتواند او را نجات دهد؟ باید اشاره کرد که اعاده دادرسی، راهی فوقالعاده برای نقض احکام قطعی محسوب میشود که تنها در موارد استثنایی همچون ارائه دلایل تازه، اثبات جعلی بودن مدارک یا احراز عدم صلاحیت قاضی امکانپذیر است. در این پرونده خاص، متهم پیش از این دو بار از این ابزار حقوقی استفاده کرده و حکمش نقض شده بود، اما دادگاههای همعرض پس از رسیدگی مجدد، رأی به اعدام دادند. با تأیید نهایی دیوان عالی کشور، به نظر نمیرسد که درخواست جدیدی برای اعاده دادرسی مورد پذیرش واقع شود و به نظر میرسد اجرای حکم نزدیک است.

در پاسخ به این سوال که چرا پلیس موفق به دستگیری سریع این کارگردان شد، باید به عوامل متعددی اشاره کرد: از جمله شکایت مستند و با جزئیات اولین شاکی ۱۵ ساله، وجود مدارک و شواهد کافی در خانه ویلایی متهم، شناسایی و بازجویی از زن مربی که نقش واسطه را ایفا میکرد، تکمیل پرونده با شکایت سه قربانی دیگر و نهایتاً هماهنگی کامل با دادسرا برای اخذ دستورات قضایی لازم.

همچنین درباره نقش زن مربی و دلیل مجازات کمتر او، کارشناسان معتقدند که او به عنوان «معاون» در جرم شناخته شده نه شریک اصلی. این زن با فریب دختران و وعدههای دروغین درباره تواناییهای کارگردان، آنها را به دام میانداخته و با تنها گذاشتنشان با متهم، زمینه را برای وقوع جرم فراهم میکرده است. قانون مجازات اسلامی برای معاون جرم، مجازاتی سبکتر از مباشر اصلی در نظر گرفته و به همین دلیل دادگاه او را به ۲۰ سال حبس و ۳۰ ضربه شلاق محکوم کرده است؛ هرچند این مجازات نیز بسیار سنگین به نظر میرسد.

و در نهایت، ادعای کارگردان مبنی بر اینکه سفرهای همسرش او را به این اعمال واداشته، از منظر حقوقی کاملاً بیاساس بوده و دادگاه نیز این بهانه را نپذیرفته است. قانون، تنهایی یا نبود همسر را هرگز به عنوان عذر و توجیهی برای ارتکاب جنایتی چون زنای به عنف نمیپذیرد و این ادعا تنها تلاشی برای القای حس همدردی و فرار از مجازات بوده که در برابر قضات کارایی نداشته است.