حامد شایگان؛ هفت صبح| یک روز بعد از آغاز مذاکرات ایران و آمریکا در عمان، بازار ارز واکنشی نشان داد که نه می‌توان آن را نشانه امید دانست و نه نشانه نگرانی. دلار تنها حدود دو درصد عقب نشست و ۱۵۵ هزار تومان شده است کاهش کوچکی که بیشتر از آنکه معنای تغییر مسیر داشته باشد، شبیه یک مکث کوتاه است. این رفتار محتاطانه نشان می‌دهد بازار هنوز از مذاکرات سیگنال قوی دریافت نکرده و ترجیح می‌دهد صبر کند تا ببیند این گفت‌وگوها قرار است به کدام سمت حرکت کند.

اگر مذاکرات پیام روشنی به سرمایه گذاران نداد، اگر مثبت می بود بازار ارز معمولاً واکنش بزرگ‌تری نشان می‌داد. اما این کاهش دو درصدی یعنی معامله‌گران نه خوش‌بین شده‌اند و نه نگران؛ فقط دست نگه داشته‌اند. این همان وضعیتی است که اقتصاددان‌ها آن را «بازار در حالت انتظار» می‌نامند که نه می‌خواهد جلوتر از خبرها حرکت کند و نه حاضر است ریسک اضافه‌ای بپذیرد.

در بورس اما داستان کمی متفاوت است. بازار سهام در چنین مقاطعی معمولاً چند روزی هیجان‌زده می‌شود. گروهی از معامله‌گران کوتاه‌مدت وارد می‌شوند، نوسان می‌گیرند و بعد دوباره بازار را به حال خودش رها می‌کنند. همین رفتار باعث می‌شود شاخص برای چند روز سبز شود، اما خیلی زود به وضعیت قبلی برگردد. دلیلش روشن است چون بورس برای حرکت پایدار به قطعیت نیاز دارد، نه خبرهای نیمه‌کاره و مبهم.

در چنین موقعیتی، سرمایه‌گذاران واقعی کسانی که به دنبال تصمیم‌های بلندمدت هستند بیش از همیشه باید به ریسک‌های سیستماتیک توجه کنند، ریسک‌هایی مثل نامشخص بودن نتیجه مذاکرات، نوسان‌های سیاست خارجی، تغییرات احتمالی در سیاست‌های ارزی و نبود چشم‌انداز روشن در اقتصاد داخلی. این عوامل می‌توانند مسیر هر بازاری را در چند روز تغییر دهند و تصمیم‌گیری عجولانه در چنین شرایطی می‌تواند هزینه‌ساز باشد.

 

چرا سرمایه گذار منتظر سیگنال‌های قوی‌تر می‌ماند؟

وضعیت کنونی نشان می‌دهد که بازار هنوز قانع نشده و منتظر سیگنال‌های قوی‌تر می‌ماند.  تا زمانی که این سیگنال‌ها نرسند، نه ارز مسیر مشخصی پیدا می‌کند، نه بورس، و نه هیچ بازار دیگری. برای سرمایه‌گذاران، این روزها زمان احتیاط است، نه شتاب. اما مساله مهم اینجاست که آیا همه معامله‌گران در این فضای آرام و کم‌رمق فقط منتظر می‌مانند؟

واقعیت این است که نه. همیشه گروهی هستند که از همین روزهای نیمه‌مثبت استفاده می‌کنند تا  پولشان را از بورس خارج کنند. آن‌ها می‌دانند این سبزی‌های چندروزه بیشتر حاصل هیجان کوتاه‌مدت است تا یک روند پایدار. برای همین، ترجیح می‌دهند قبل از اینکه بازار دوباره به حالت عادی برگردد، نقد شوند و سرمایه‌شان را به جایی ببرند که در شرایط فعلی اقتصاد ایران امن‌تر، قابل پیش‌بینی‌تر و حتی سودده‌تر باشد. چون اقتصاد ایران در مقطع کنونی ترکیبی از تورم بالا، نااطمینانی سیاسی، نوسان‌های ارزی و نبود چشم‌انداز روشن است. در چنین فضایی، طبیعی است که بخشی از سرمایه‌گذاران به دنبال بازارهایی بروند که کمتر تحت تأثیر سیاست‌های داخلی قرار می‌گیرند و بیشتر با ریسک‌های جهانی حرکت می‌کنند. بازارهایی مثل طلا، نقره و حتی دلار.

این بازارها، برخلاف بورس، منتظر بودجه، بخشنامه، نرخ خوراک یا تصمیمات ناگهانی نیستند. آن‌ها با ریسک‌های کلان جهانی حرکت می‌کنند؛ ریسک‌هایی که اگرچه خطرناک‌اند، اما حداقل قابل فهم‌تر از تصمیمات غیرمنتظره داخلی هستند. به همین دلیل، در دوره‌های مبهم، سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند بخشی از دارایی‌شان را به این بازارها منتقل کنند؛ جایی که هم نقدشوندگی بالاست و هم در برابر تورم داخلی سپر بهتری دارند.

از طرف دیگر، تجربه سال‌های اخیر نشان داده هر زمان فضای سیاسی یا اقتصادی ایران پیچیده می‌شود، طلا و دلار معمولاً واکنش سریع‌تری نشان می‌دهند و رشد می‌کنند. همین سابقه باعث می‌شود سرمایه‌گذاران محتاط، بورس را برای روزهای آرام‌تر بگذارند و فعلاً سراغ بازارهایی بروند که در برابر تحریم‌ها و ریسک‌های داخلی مقاوم‌ترند. بنابراین بازارها هنوز وارد فاز اطمینان نشده‌اند. ارز با کاهش یک‌درصدی فقط مکث کرده، بورس چند روزی نوسان می‌دهد و بعد آرام می‌شود، و سرمایه‌ها آرام‌آرام به سمت دارایی‌هایی می‌روند که در این شرایط پیچیده، پناهگاه مطمئن‌تری به نظر می‌رسند. این یعنی هر تصمیم سرمایه‌گذاری در این مقطع باید با درک کامل ریسک‌های سیستماتیک معامله کند.