هفت صبح| بازار لوازم خانگی این روزها با سرعتی غیرقابل‌توجیه بالا می‌روند، اما تقاضا تقریباً به صفر نزدیک شده است. خانواده‌ها برای خرید لوازم خانگی پیش‌تر حساب و کتاب می‌کردند اما حالا عملاً از بازار خارج شده‌اند و تنها راهشان «تعمیر» لوازم قدیمی است، چون توان خرید کالای جدید ندارند. همین رفتار مصرف‌کننده نشان می‌دهد رکود نه یک احتمال، بلکه واقعیتی است که بازار را دربر گرفته و افزایش قیمت تازه، که حدود 70 درصد برآورد می‌شود به این رکود دامن زده است.

 

واقعیت بازار این است که برخی تولیدکنندگان لوازم خانگی طی هفته‌های اخیر قیمت‌ها را به صورت مرحله‌ای بالا برده‌اند و همه این افزایش‌ها را به سیاست «ارز تک‌نرخی» نسبت داده‌اند. واقعیت بازار این است که‌ بسیاری از کارخانه‌ها مواد اولیه خود را ابتدای سال با دلار ۷۰ هزار تومانی خریده‌اند، اما حالا محصولاتشان را با نرخ 130 هزار تومانی قیمت‌گذاری می‌کنند. این فاصله عجیب میان هزینه واقعی تولید و قیمت نهایی، نه‌تنها اعتماد بازار را از بین برده، بلکه شبکه فروش را هم در وضعیت سردرگمی قرار داده است. فروشندگان می‌گویند قیمت‌ها آن‌قدر سریع تغییر می‌کند که حتی نمی‌توانند برای یک روز قیمت قطعی اعلام کنند.

 

تاثیر عرضه قطره‌چکانی و فروش سبدی


در کنار این آشفتگی، برخی تولیدکنندگان با عرضه قطره‌چکانی و فروش سبدی عملاً بازار را گروگان گرفته‌اند. فروشنده برای دریافت یک کالای پرفروش مجبور است چند کالای کم‌تقاضا را هم بخرد؛ کالاهایی که در انبار می‌مانند، سرمایه را قفل می‌کنند و در نهایت فروشنده را در معرض اتهام احتکار قرار می‌دهند. این رفتارها نه‌تنها غیرشفاف است، بلکه فشار مضاعفی بر واحدهای صنفی کوچک وارد می‌کند؛ واحدهایی که همین حالا هم با کمبود نقدینگی و نبود مشتری دست‌وپنجه نرم می‌کنند.


افزایش‌های ۶۰ تا ۱۰۰ درصدی قیمت‌ها نه‌تنها منطقی نیست، بلکه ضربه نهایی را به بازاری می‌زند که مدت‌هاست در مرز فروپاشی قرار دارد. وقتی مردم توان خرید ندارند، هر موج گرانی تازه فقط یک نتیجه دارد؛ رکود بیشتر، تعطیلی واحدهای کوچک و خروج تدریجی تولیدکنندگان خرد از چرخه رقابت. این همان خطری است که کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند. درواقع اگر بازار همچنان محدود بماند و واردات نشود و از طرف دیگر تولیدکنندگان کوچک حذف شوند فشار بر بازار بیشتر می‌شود. از این رو می‌توان ادعا کرد که وقتی بازار لوازم خانگی به یک میدان انحصاری تبدیل شود تنها چند شرکت بزرگ در آن باقی می‌مانند و مصرف‌کننده هیچ انتخابی جز پذیرش قیمت‌های نجومی نخواهد داشت.


از این رو در بررسی وضعیت بازار مسئله اصلی فقط گرانی نیست، بلکه بی‌اعتمادی است. وقتی قیمت‌گذاری شفاف نیست، نظارت موثر وجود ندارد و سیاست‌ها مدام تغییر می‌کنند، بازار به‌جای حرکت به سمت ثبات، وارد چرخه‌ای از آشفتگی می‌شود که خروج از آن بسیار دشوار خواهد بود. امروز مردم خرید را کنار گذاشته‌اند، فردا نوبت تولیدکنندگان کوچک است که از بازار کنار گذاشته شوند. اگر سیاست‌گذار به این چرخه توجه نکند، رکود فعلی می‌تواند به بحرانی عمیق‌تر تبدیل شود.

 

خرید سبد کامل لوازم خانگی رویا شد


هرچه تعداد تولیدکنندگان کمتر شود، رقابت کاهش می‌یابد و قیمت‌ها بیشتر از کنترل خارج می‌شود. از این رو، مصرف‌کننده بازنده اصلی می‌شود و بازاری می‌ماند با چند برند محدود، قیمت‌های نجومی و کیفیتی که هیچ نظارتی آن را تضمین نمی‌کند. اگر سیاست‌گذار در این مقطع حساس وارد عمل نشود، بهمن ۱۴۰۴ می‌تواند نقطه‌ای باشد که بازار لوازم خانگی از رکود ساده عبور کرده و وارد بحران ساختاری شود که بازگشت از آن بسیار دشوار خواهد بود.


بازار لوازم خانگی ایران در سال‌های اخیر مسیری را پشت سر گذاشته که به‌سختی می‌توان نامی جز تورم انباشته بر آن گذاشت. اگر روند قیمت‌ها را از سال ۱۳۹۸ تا بهمن ۱۴۰۴ مرور کنیم، تقریباً همه گروه‌های کالایی بین پنج تا ده برابر گران‌تر شده‌اند که نه با رشد درآمد مردم تناسب دارد و نه با کیفیت و فناوری محصولات داخلی قابل توجیه است. امروز خرید یک سبد کامل لوازم خانگی که شش سال پیش با 25تا 40میلیون تومان ممکن بود، حالا به 350 تا 600میلیون تومان رسیده که برای بخش بزرگی از جامعه دست‌نیافتنی است، در حالی که درآمد خانوارها حتی دو برابر هم نشده است. همین شکاف عمیق، بازار لوازم خانگی را عملاً از دسترس مردم خارج کرده است.


با توجه به این وضعیت در بهمن ۱۴۰۴ رفتار مصرف‌کننده به‌طور کامل تغییر کرده است. مردم خرید را کنار گذاشته‌اند و تعمیرکاران با موجی از مراجعه روبه‌رو هستند. قطعات یدکی کمیاب شده و هزینه تعمیرات بالا رفته، اما خانواده‌ها چاره‌ای جز افزایش عمر وسایل قدیمی ندارند. خرید لوازم خانگی جدید برای بسیاری از مردم به آخرین گزینه تبدیل شده است. بازار امروز مشتری ندارد، اما قیمت‌ها همچنان بالا می‌رود.


از سال ۱۳۹۷ واردات لوازم خانگی تقریباً متوقف شد و بازار داخلی در خلأ رقابت رها شد. قیمت‌گذاری نیز کاملاً غیرشفاف است؛ تولیدکنندگان هر زمان بخواهند قیمت‌ها را بالا می‌برند و هیچ سازوکار نظارتی موثری وجود ندارد. تورم عمومی و جهش نرخ ارز نیز فشار مضاعفی بر بازار ایجاد کرده است. نکته مهم این است که افزایش قیمت لوازم خانگی بسیار بیشتر از نرخ تورم رسمی بوده و همین موضوع نشان می‌دهد مشکل فقط اقتصادی نیست، ساختاری است.


بنابراین تنها راه نجات بازار، آزادسازی واقعی واردات است. واردات می‌تواند انحصار را بشکند و قیمت‌ها را به واقعیت نزدیک کند. وقتی کالاهای خارجی به بازار بیایند، مردم برای اولین بار معیار واقعی کیفیت و قیمت را خواهند دید و قیمت‌های غیرمنطقی داخلی آشکار می‌شود. در یک بازار رقابتی، تولیدکنندگان کوچک نیز شانس بقا پیدا می‌کنند؛ اما در بازار انحصاری، آن‌ها اولین قربانی هستند. با منطقی شدن قیمت‌ها، تقاضا دوباره به بازار برمی‌گردد و رکود کاهش می‌یابد. مهم‌تر از همه، اعتماد عمومی که امروز به‌شدت آسیب دیده، دوباره احیا می‌شود؛ اعتمادی که نبود آن، بازار را به مرز فروپاشی رسانده است.


در مجموع، بازار لوازم خانگی نه‌تنها با گرانی شدید مواجه شده، بلکه در رکودی عمیق فرو رفته که هر روز سنگین‌تر می‌شود. مردم توان خرید ندارند، تولیدکنندگان کوچک در حال حذف شدن‌اند و قیمت‌ها بدون هیچ منطقی بالا می‌روند. اگر سیاست‌گذار همچنان بر مسیر فعلی اصرار کند، این بازار با رکود بیشتر مواجه خواهد شد. از این رو آزادسازی واقعی واردات می‌تواند رقابت ایجاد کند و قیمت‌ها را به زمین واقعیت برگرداند.

 

جهش قیمت لوازم خانگی در 6 ماه


در بهمن ۱۴۰۴، بازار لوازم خانگی بیش از هر زمان دیگری زیر فشار گرانی قرار گرفته است. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد بیشترین افزایش قیمت در یخچال و فریزر، ماشین لباسشویی، کولرهای گازی، اجاق‌گاز و تلویزیون رخ داده که محصولات اصلی سبد لوازم خانگی هر خانواده‌ای هستند. در برخی مدل‌ها، قیمت‌ها نسبت به پاییز امسال تا 100 درصد بالا رفته و همین جهش، بازار را عملاً از حرکت انداخته است. فروشندگان  خرده فروشی می‌گویند حتی کالاهای کوچک‌تر مثل جاروبرقی، غذاساز و مایکروویو هم از موج گرانی در امان نمانده‌اند و افزایش‌های  تا ۵۰ درصدی را تجربه کرده‌اند.

 

در شرایطی که درآمدها ثابت مانده و هزینه‌ها هر روز بالا می‌رود، مردم دیگر خرید لوازم خانگی را در اولویت نمی‌بینند. بسیاری از خانواده‌ها خرید را کنار گذاشته‌اند و تنها راهشان تعمیر لوازم قدیمی است. تعمیرکاران می‌گویند حجم مراجعه مردم در ماه‌های اخیر چند برابر شده؛ از تعمیر موتور یخچال گرفته تا تعویض قطعات لباسشویی و بازسازی کولرهای قدیمی.

 

درواقع مردم ترجیح می‌دهند با هزینه‌ای کمتر، عمر وسایلشان را چند سال دیگر تمدید کنند تا اینکه وارد بازار بی‌ثبات و گران امروز شوند. نتیجه این رفتار رکود کامل است. وقتی مردم توان خرید ندارند، هر موج گرانی تازه فقط یک کاهش تقاضا می‌شود. در چنین فضایی، شرکت‌های بزرگ که پشتوانه مالی و شبکه فروش گسترده دارند دوام می‌آورند، اما تولیدکنندگان کوچک عملاً از میدان خارج می‌شوند. آن‌ها نه توان رقابت قیمتی دارند، نه می‌توانند با سیاست‌های عرضه قطره‌چکانی یا فروش سبدی کنار بیایند. هزینه تولید برایشان بالا رفته، نقدینگی ندارند و بازار هم مشتری ندارد. نتیجه روشن است: حذف تدریجی تولیدکنندگان کوچک و انحصاری‌تر شدن بازار.