هفت صبح | تنش‌ها در خاورمیانه افزایش یافته اما قیمت نفت تغییر نکرده است؛ آمریکا این روزها تلاش می‌کند با پایین نگه‌داشتن قیمت نفت، این پیام را به متحدانش بدهد که «حتی اگر به ایران حمله کنیم، بازار جهانی به‌هم نمی‌ریزد» اما واقعیت پشت پرده چیز دیگری است. این آرامشِ ظاهری بیشتر شبیه نگه‌داشتن توپ زیر آب است و تا زمانی دوام دارد که فشارها بالا نرود. قیمت نفت روز شنبه کمی عقب نشست، اما سایه تنش ایران و آمریکا همچنان روی بازار سنگینی می‌کند.

 

همه می‌دانند اگر درگیری جدی شود، اولین جایی که واکنش نشان می‌دهد بازار انرژی است. پیش‌تر گزارش‌ها درباره بررسی گزینه حمله نظامی، قیمت‌ها را تا بالاترین سطح چند ماه اخیر بالا برد و نشان داد بازار چقدر نسبت به ایران حساس است.واشنگتن با تزریق عرضه، تقویت حضور نظامی در منطقه و بازی با انتظارات، فعلاً موفق شده نوسان‌ها را مهار کند. اما این مهار کاملاً مصنوعی است. کافی است تنش‌ها یک پله بالاتر برود یا حتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز جدی شود؛ آن‌وقت تمام این کنترل‌ها فرو می‌ریزد و نفت می‌تواند در مدت کوتاهی جهش‌های سنگین را تجربه کند.

 

گلوگاه بازار نفت


بازار نفت یک واقعیت ساده دارد؛ تا زمانی که تنگه هرمز امن است، قیمت‌ها قابل مدیریت‌اند؛ اما اگر این گلوگاه به خطر بیفتد، هیچ ابزاری توان مهار بازار را نخواهد داشت. به همین دلیل، هرچند قیمت‌ها کمی تقریبا نوسان جزئی دارند اما این آرامش شکننده است و بیشتر شبیه سکوت قبل از طوفان است. در مقطع کنونی در ظاهر، آمریکا با تزریق عرضه اضافی نفت تلاش می‌کند قیمت را آرام نگه دارد و به شرکای خود نشان دهد که بازار نفت تحت کنترل است.

 

اما وقتی به داده‌های عرضه در دی‌ماه ۱۴۰۴ نگاه می‌کنیم، تصویر واقعی‌تر و البته پیچیده‌تری دیده می‌شود. در دی‌ماه، مجموع عرضه جهانی نفت حدود یک میلیون بشکه در روز بیشتر از آذر بوده است. بخش عمده این افزایش از سوی آمریکا، کانادا و برزیل تأمین شده که در ماه‌های اخیر با تمام ظرفیت تلاش کرده‌اند شکاف احتمالی ناشی از تنش‌های خاورمیانه را پر کنند. آمریکا به‌تنهایی حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز به تولید خود اضافه کرده و این افزایش، ستون اصلی مهار قیمت‌ها بوده است. کانادا نیز با رشد حدود ۲۵۰ هزار بشکه و برزیل با افزایشی نزدیک به ۲۰۰ هزار بشکه نقش مکمل داشته‌اند.


در مقابل، برخی تولیدکنندگان سنتی مانند عراق و نیجریه در دی‌ماه کاهش عرضه داشته‌اند و عربستان نیز همچنان به سیاست محدودیت داوطلبانه پایبند مانده است. به همین دلیل، افزایش عرضه جهانی بیشتر از سمت تولیدکنندگان غیراوپک بوده؛ همان کشورهایی که آمریکا روی آن‌ها حساب باز کرده تا پیام «ثبات مصنوعی» بازار را تقویت کند.

 

تعادل بازار نفت شکننده است


اما این افزایش عرضه یک واقعیت مهم را پنهان نمی‌کند؛ این تعادل کاملاً شکننده است. اگر تنش‌ها در منطقه بالا برود یا حتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز جدی شود، تمام این افزایش عرضه در برابر شوک روانی بازار هیچ وزنی نخواهد داشت. بازار نفت بارها ثابت کرده که نسبت به امنیت هرمز حساس‌تر از هر شاخص اقتصادی دیگری است. کافی است چند روز صادرات ایران، عراق یا قطر مختل شود تا قیمت‌ها با سرعتی غیرقابل‌مهار به سمت اوج حرکت کنند.


به بیان ساده، آمریکا فعلاً با تزریق عرضه و مدیریت انتظارات، قیمت‌ها را روی آب نگه داشته، اما اگر موجی از تنش‌های جدید برسد، این آرامش مصنوعی در یک چشم‌به‌هم‌زدن فرو می‌ریزد و نفت دوباره به یکی از مهم‌ترین متغیرهای ژئوپلیتیک جهان تبدیل می‌شود. اگر تنگه هرمز  این گلوگاه حیاتی انرژی جهان  حتی برای چند روز دچار اختلال شود، بازار نفت با مجموعه‌ای از واکنش‌ها روبه‌رو خواهد شد که هرکدام می‌تواند قیمت‌ها را به‌سرعت از کنترل خارج کند. نخستین واکنش، جهش فوری قیمت‌هاست. بازار جهانی نفت به تنش‌ها علیه ایران نیز حساس است و حتی خبر بسته شدن هرمز، بدون اینکه اختلال واقعی در عرضه رخ دهد، می‌تواند در چند ساعت قیمت‌ها را ۲۰ تا ۳۰ درصد بالا ببرد. این شوک روانی مثل کشیدن ترمز اضطراری روی اقتصاد جهانی عمل می‌کند.

 

اثر اختلال واقعی در عبور نفت


اما اگر اختلال واقعی در عبور نفت رخ دهد، ماجرا بسیار جدی‌تر می‌شود. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور می‌کند و کوچک‌ترین اختلال، صادرات ایران، عراق، کویت، قطر و امارات را کاهش می‌دهد و پالایشگاه‌های آسیایی را با کمبود فوری روبه‌رو می‌کند. در چنین شرایطی، قیمت نفت می‌تواند به محدوده ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار برسد؛

 

سناریویی که آمریکا و متحدانش بیش از هر چیز از آن هراس دارند. در چنین وضعیتی، آمریکا احتمالاً به‌سرعت وارد عمل می‌شود. آزادسازی ذخایر استراتژیک، فشار بر تولیدکنندگان شیل برای افزایش تولید و درخواست از کشورهایی مانند کانادا، برزیل و نروژ برای بالا بردن عرضه، بخشی از واکنش فوری واشنگتن خواهد بود. اما این اقدامات فقط می‌تواند چند هفته بازار را آرام نگه دارد و توان مهار بلندمدت ندارد.


حتی اگر تنگه هرمز بسته نشود و فقط ناامن شود، باز هم هزینه‌ها به‌شدت بالا می‌رود. بیمه نفتکش‌ها چند برابر می‌شود، مسیرهای جایگزین طولانی و پرهزینه‌اند و همین افزایش هزینه حمل‌ونقل، قیمت نهایی نفت را بالا می‌برد؛ بدون اینکه حتی یک بشکه نفت کمتر تولید شده باشد.
در چنین شرایطی، اوپک‌پلاس ناچار می‌شود نقش «آتش‌نشان» را بازی کند. این یعنی کنار گذاشتن محدودیت‌های تولید و افزایش عرضه برای جلوگیری از جهش افسارگسیخته قیمت‌ها. اما تجربه نشان داده که اوپک‌پلاس در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک بزرگ، توان کنترل کامل بازار را ندارد و معمولاً فقط می‌تواند شدت بحران را کمی کاهش دهد.


بنابراین بازار نفت امروز شاید آرام به‌نظر برسد، اما این آرامش بیشتر شبیه سکوت قبل از طوفان است. آمریکا با افزایش عرضه و مدیریت انتظارات تلاش می‌کند نشان دهد که «حمله به ایران قیمت نفت را تکان نمی‌دهد»، اما این کنترل کاملاً مصنوعی است. اگر تنش‌ها بالا برود یا حتی احتمال بسته شدن هرمز جدی شود، تمام این مهار قیمتی فرو می‌ریزد و نفت می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان به اوج‌های چندساله برسد.