
هفت صبح| شاخص کل بورس در سال جاری پس از سقوط تاریخی سال گذشته، حدود ۴۰ درصد رشد کرده است که در نگاه اول امیدوارکننده به نظر میرسد، اما وقتی آن را با تورم ۸۰ درصدی و بازدهی دیگر بازارها مقایسه میکنیم، بورس نه تنها از تورم عقب مانده، بلکه سرمایهگذاران خرد نیز به دلیل خاطره تلخ سال ۹۹، با ترس و تردید به این بازار نگاه میکنند. در این میان، نوسانگیری حرفهای که از ناآرامیهای بازار سود میبرند، همچنان فعال هستند و پیشبینیهای جسورانهای مانند اهداف ۸ میلیون و ۱۲ هزار واحدی را مطرح میکنند. اما آیا بورس میتواند بار دیگر به مقصدی امن برای سرمایههای سرگردان تبدیل شود؟
شاخص کل بورس تهران پس از افت شدید در بهمن و ابتدای اسفند در سال جاری حدود ۴۰ درصد افزایش یافته، هرچند بهبود قابلتوجهی محسوب میشود، اما از زاویه دیگری باید به آن نگاه کرد؛ تورم نقطه به نقطه در همین بازه زمانی به حدود ۸۰ درصد رسیده است، یعنی سرمایهگذاری که یک سال پیش در بورس سرمایهگذاری کرده، با وجود رشد ۴۰ درصدی، قدرت خرید خود را تقریباً نصف کرده است. بورس نه تنها از تورم عقب مانده، بلکه بازدهی واقعی آن منفی است.
اما آنچه بیش از هر چیز، مانع از ورود سرمایههای جدید به بورس شده، خاطره تلخ سال ۱۳۹۹ است. آن سال، بورس با شور و شوقی کمسابقه همراه شد و شاخص کل تا مرز دو میلیون واحد پیش رفت، اما ناگهان با یک ریزش تاریخی، میلیونها سرمایهگذار خرد را در زیان سنگین فرو برد. بسیاری از خانوادهها که با امید به سودآوری وارد بازار شده بودند، ناگهان خود را در میان سقوطی دیدند که تا امروز نیز آثار آن در حافظه جمعی مانده است. به همین دلیل، مردم امروز به شدت از سهامداری میترسند و ترجیح میدهند سرمایه خود را در بازارهایی با ریسک کمتر وارد کنند.
این ترس و تردید، فضای معاملاتی بورس را به میدان نوسانگیری حرفهای تبدیل کرده است. نوسانگیرها که با تحلیلهای تکنیکال و اخبار لحظهای، از هر نوسان قیمتی برای کسب سود استفاده میکنند، در غیاب سرمایهگذاران خرد، بازیگران اصلی بازار شدهاند. حضور پررنگ این گروه، رفتار بازار را دچار تغییرات سریع و گاه غیرمنتظره میکند و این موضوع به خودی خود، برای سرمایهگذاران تازهوارد که به دنبال ثبات هستند، بازدارنده محسوب میشود.
اهداف بدون تغییر رویه بورس دور از دسترس هستند
با وجود این واقعیتها، برخی از فعالان بازار سرمایه از اهداف جسورانهای برای شاخص کل سخن میگویند؛ اعدادی مانند ۸ میلیون واحد در یکسال و ۱۲ میلیون واحد در چند سال. این اهداف، با فاصله عظیمی که با وضعیت فعلی دارند، بیشتر به وعدههایی شبیه هستند که شاید درصورت تغییرات بنیادی در اقتصاد در بلندمدت قابل دستیابی باشند، اما در شرایط فعلی، با توجه به رشد نقدینگی، تورم بالا و تعلل سرمایهگذاران خرد، تحقق آنها دور از انتظار به نظر میرسد، مگر اینکه روند صعودی همچنان ادامهدار شود و سرمایهگذاران نسبت به تغییر رویه بورس مطمئن شوند.
واقعیت این است که بورس تهران در مقطع کنونی، در نقطهای حساس قرار دارد. از یک سو، جذابیت نسبی قیمتها در برخی نمادها و حمایتهای دولتی، میتواند زمینهساز رشد مجدد باشد؛ از سوی دیگر، ترس تاریخی سرمایهگذاران، تورم بــــالای ۸۰ درصد و ناتوانی بازار در حفظ بازدهی مثبت، همچنان موانع جدی بر سر راه هستند. آنچه مسلم است، بورس برای جلب اعتماد عمومی و خروج از این وضعیت، نیازمند شفافیت بیشتر، کاهش نوسانات و ارائه بازدهی واقعی است؛ در غیر این صورت، همچنان در سایه تورم و ترس، اسیر وعدههای بیسرانجام باقی خواهد ماند.
پیشبینی روند آتی بورس
بورس تهران پس از بهاری پرشور، هفته نخست تابستانی را نوسانی سپری کرد و حالا خود را آماده میکند که که بین روند صعودی و اصلاح زمانی یکی را انتخاب کند. آمار ۱۸ سال گذشته نشان میدهد تابستان بهطور میانگین با بازدهی ۱۲.۲ درصدی همراه بوده و تیرماه در ۱۳ سال از ۱۸ سال با رشد شاخص به پایان رسیده است. اما همین آمار، پراکندگی قابلتوجهی هم دارد؛ از جهش بیش از ۵۰ درصدی تابستان ۱۳۹۹ تا آفتهای دو رقمی در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴.
این یعنی تقویم به تنهایی نمیتواند تضمین کننده باشد؛ مهمترین متغیر، فضای سیاسی و اقتصادی هر دوره است. از این رو بازار در تابستان ۱۴۰۵، از فضای رشدهای هیجانی و یکدست فاصله خواهد گرفت و وارد فازی تازه میشود که در آن کیفیت سودآوری شرکتها، گزارشهای مالی و چشمانداز صنایع، نقش پررنگتری در تصمیمگیری ایفا میکند. به زبان سادهتر، رالی بازار ادامه دارد، اما این بار همه سهمها با هم و به یک اندازه رشد نخواهند کرد.
سه سناریو برای تابستان پیشرو
بر اساس تحلیلها، آینده بازار را میتوان در سه سناریوی اصلی بررسی کرد: سناریوی اول تداوم رالی صعودی با کیفیت بالاتر است، اگر روند کاهش تنشهای سیاسی ادامه یابد و مذاکرات به نتایج ملموسی برسد و همزمان تصمیمات اقتصادی در جهت بهبود فضای کسبوکار اتخاذ شود، بورس میتواند تابستان مثبتی را تجربه کند. در این سناریو، بازار از رشدهای هیجانی فاصله گرفته و سرمایهها به سمت شرکتهایی میروند که از پشتوانه بنیادی مناسب برخوردارند. در چنین شرایطی، بازار دیگر میدان تک تک سهمها نیست؛ بلکه میدان سهمهای باکیفیت خواهد بود.
سناریوی دوم: دوره تثبیت و استراحت پس از رشد است، بازار پس از ثبت بازدهی قابلتوجه، اکنون به سطحی از تعادل قیمتی رسیده است. این توقف، یک اتفاق منفی نیست؛ میتواند زمینه را برای ورود سرمایهگذاران جدید و شکلگیری موج بعدی رشد فراهم کند. در این سناریو، بازار نفس تازهای میگیرد تا بتواند گامهای بعدی را محکمتر بردارد.
سناریوی سوم: بازگشت ریسک و توقف رشد است که احتمال آن خیلی کم خواهد بود، در صورت بازگشت تنشهای سیاسی یا تعلل در اصلاحات اقتصادی، بازار سرمایه برای تکرار بازدهی خیرهکنند تابستان با موانع جدی مواجه خواهد شد. در این شرایط، سرمایهگذاران محتاطتر عمل کرده و بخشی از رشد اخیر ممکن است با موجی از شناسایی سود مواجه شود. این سناریو، هشداری است برای آنهایی که تصور میکنند رشد بهار، تا ابد ادامه خواهد داشت.
کدام گروهها پتانسیل رشد دارند؟
در میان صنایع مختلف، کارشناسان نگاه مثبتی به چند گروه خاص دارند که از منظر بنیادی وضعیت مناسبتری دارند و چشمانداز سودآوری آنها روشنتر است: بانکها به عنوان یکی از گروههای پیشرو در این دوره شناخته میشوند. این صنعت حتی در صورت پیشرفت مذاکرات سیاسی، از ظرفیت رشد مناسبی برخوردار خواهد بود، چراکه علاوه بر اثرپذیری از تحولات سیاسی، از منظر سودآوری و چشمانداز عملکرد نیز وضعیت مطلوبی دارد. نمادهایی مانند وبملت همچنان در کانون توجه معامله گران قرار دارند و به نظر میرسد این گروه بتواند در هر دو سناریوی خوشبینانه و محتاطانه، عملکرد قابل قبولی از خود نشان دهد.
همچنین صنایع غذایی با توجه به حذف ارز ترجیحی و افزایش درآمدهای فروش، عملکرد قابلتوجهی داشتهاند. این گروهها میتوانند در دوره گذار بازار نیز مورد توجه سرمایهگذاران باقی بمانند و بازدهی مناسبی را نصیب سهامداران کنند. در شرایطی که تورم همچنان بالاست و تقاضا برای کالاهای اساسی کاهش نمییابد، این گروهها میتوانند پناهگاه امنی برای سرمایههای کم ریسک باشند.
در ادامه با کاهش تنشهای سیاسی و احتمال برداشته شدن محاصره دریایی، صنایع پالایشی و پتروشیمی که سودآوری آنها به شدت به قیمتهای جهانی و هزینههای مواد اولیه وابسته است، میتوانند از بهبود شرایط بهره ببرند. این گروهها در صورت تحقق سناریوی اول، جهش قابلتوجهی را تجربه خواهند کرد و میتوانند یکی از محرکهای اصلی شاخص در تابستان باشند. هرچند برخی از صنایع در جنگ آسیب دیدهاند و خط تولید آنها مدتی متوقف بوده، اما سرمایهگذاران به آنها به عنوان برندهایی نگاه میکنند که در هر شرایطی تقاضا برای آنها وجود دارد. گروههایی مانند فولاد همچنان با وجود آسیبهای جنگ، در صف خرید دیده میشوند. این گروهها اگرچه ریسک بالاتری دارند، اما در صورت بازگشت آرامش، پتانسیل جبران بخشی از زیانهای گذشته را نیز خواهند داشت. هرچند نباید فراموش کرد رکود اقتصادی چین مهمترین ریسک برای معادن و فلزات محسوب میشود.
بنابراین تابستان ۱۴۰۵، برخلاف بهار پرشور، فصلی برای انتخابهای هوشمندانه خواهد بود. دیگر خبری از رشد یکدست و همگانی نیست؛ سرمایهگذاران باید با دقت بیشتری صورتهای مالی را بخوانند، به چشمانداز صنایع توجه کنند و تصمیمات خود را بر اساس واقعیتهای اقتصادی، نه هیجانات لحظهای، اتخاذ کنند. بورس تهران در این فصل، بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذارانی نیاز دارد که میان سهمهای باکیفیت و سهمهای حبابی، تمایز قائل شوند؛ سرمایهگذارانی که بدانند در بازار تورمی، تنها سود واقعی، سودی است که از تورم پیشی بگیرد.








