
به گزارش هفت صبح در روزهایی که اختلال و قطعی اینترنت به یک وضعیت فرسایشی بدل شده، گزارش تازه بار دیگر توجهها را به ابعاد این بحران جلب کرده است. این وبسایت بینالمللی پایش اینترنت اعلام کرده که تنها حدود ۴۰ درصد از دسترسی اینترنت بینالملل در ایران برقرار است؛ آماری که با تصاویر و ویدیوهای وایرالشده از تجربه کاربران همخوانی دارد. با این حال، وضعیت موجود پرسشهای متعددی را پیش روی افکار عمومی قرار داده؛ پرسشهایی که پاسخ روشن و شفافی برای آنها ارائه نشده است.
۱. آیا اینترنت طبقاتی شده است؟
در این روزها، تجربه کاربران از اینترنت بهشدت ناهمگون است. برخی بدون محدودیت به تمام شبکههای اجتماعی دسترسی دارند، گروهی فقط به یک پلتفرم خاص مانند اینستاگرام متصل میشوند و عدهای دیگر حتی از همین حداقل هم محروماند. این تفاوت سطح دسترسی، گمانه «طبقاتیشدن اینترنت» را تقویت کرده است؛ اینکه آیا برای گروههای مختلف، سطوح متفاوتی از اتصال تعریف شده یا این وضعیت صرفاً نتیجه ناپایداری فنی شبکه است؟ پرسشی که تاکنون پاسخ رسمی و روشنی برای آن داده نشده است.
۲. غبار در اطلاعرسانی؛ ماجرا چیست؟
قطعی اینترنت وارد هجدهمین روز خود شده؛ ۱۸ روز وعده و وعید، تاریخهای متناقض و اظهارنظرهای پراکنده. از نمایندگان مجلس گرفته تا مسئولان نهادهای دولتی و حاکمیتی، هرکدام روایت و زمانبندی خاص خود را برای اتصال کامل اینترنت بینالملل مطرح کردهاند. با این حال، آنچه در عمل رخ داده، اتصال ناقص و ناپایدار برای بخشی از کاربران بوده است؛ اتصالی که نه فراگیر است و نه قابل اتکا. همین شکاف میان وعده و واقعیت، فضای اطلاعرسانی را بیش از پیش مبهم کرده است.
۳. اتصالهای موقتی از کجا میآیند؟
یکی از عجیبترین تجربههای این روزها، اتصالهای مقطعی و کوتاهمدت است. کاربران متعددی گزارش دادهاند که برای نیم ساعت یا یک ساعت، بدون فیلتر به اینترنت و برخی اپلیکیشنها دسترسی پیدا کردهاند و بلافاصله دوباره همهچیز قطع شده است. این اتصالهای نیمبند، امیدی کوتاه در دل کاربران ایجاد میکند و همانقدر سریع هم از بین میرود. پرسش اینجاست: در پشت پرده شبکه و سرورها چه میگذرد که چنین نوسانهایی رخ میدهد؟ آیا این آزمایشهای فنی است یا تصمیمی آگاهانه برای مدیریت دسترسی؟
۴. سلطنت ایتا، روبیکا و بله؟
با مسدودشدن یا اختلال شدید در شبکههایی مانند تلگرام، اینستاگرام و توییتر، کاربران ناچار به سمت پیامرسانها و سکوهای داخلی همچون ایتا، روبیکا و بله سوق داده شدهاند. در این میان، گمانهزنیهایی مطرح است مبنی بر اینکه اتصال پایدار به شبکههای اجتماعی خارجی، حتی در میانمدت نیز ممکن نباشد. اگر این فرض درست باشد، آیا باید منتظر تثبیت انحصار سکوهای داخلی بود؟ و آیا این مهاجرت اجباری، میتواند نیازهای ارتباطی، رسانهای و اقتصادی کاربران را پاسخ دهد؟
۵. سلام به اینترنت سراسر ملی؟
راهاندازی سامانههایی مانند IRAN.IR و تمرکز بر وبسایتهای مورد تأیید وزارت ارتباطات، این گمان را تقویت کرده که شاید مسیر آینده اینترنت در ایران، بهطور کامل به سمت یک شبکه بسته و ملی سوق داده شود. آیا حتی همان دسترسیهای محدود به وبسایتهای خارجی نیز قرار است به تاریخ بپیوندد؟ آیا این وضعیت، پایان رسمی اینترنت بینالملل برای کاربران ایرانی است یا صرفاً یک مقطع بحرانی گذرا؟ پرسشی که پاسخ آن، نهفقط آینده ارتباطات، بلکه زیست دیجیتال میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار خواهد داد.






