
هفت صبح| تهران به مرز یک بحران بیسابقه رسیده است؛ بحرانی که نه با تانکر آب حل میشود و نه با ساختن بزرگراه. پایتخت ایران در آستانه تمام شدن «جا برای مردگان» است. در حالی که طی دهههای گذشته، بهشتزهرا به عنوان تنها مقصد ابدی تهرانیها شناخته میشد، حالا عالیترین مقامات شهری هشدار میدهند که این سازمان دیگر توان میزبانی از درگذشتگان جدید را ندارد. اما گره کار کجاست؟ چرا با وجود هشدارهای مکرر، هنوز زمینی برای تدفین تهرانیها آماده نشده است؟
فرصت چند ماهه!
جواد تاجیک، مدیرعامل سازمان بهشتزهرا، در یکی از تازهترین و صریحترین اظهارنظرهای خود، با اشاره به آمار روزانه تدفین در تهران اعلام کرد: «ظرفیت بهشتزهرا به زودی و نهایتا تا اوایل سال ۱۴۰۵ به اتمام میرسد.» تاجیک به صراحت هشدار داده است که اگر همین امروز فکری برای مکانهای جدید نشود، پایتخت در ماههای آینده با یک بحران اجتماعی و بهداشتی عظیم و جدی روبهرو خواهد شد.
به گفته تاجیک، این سازمان در حال حاضر تمام ظرفیتهای پنهان و قطعات قدیمی را هم فعال کرده است تا بتواند پاسخگوی نیاز فعلی باشد، اما اینها همگی «مسکنهای موقت» هستند. او بر این باور است که تهران دیگر نمیتواند به یک آرامستان متمرکز تکیه کند و راهبرد شهرداری، ایجاد آرامستانهای توزیع شده در چهار گوشه شهر است؛ راهبردی که البته در لایههای اداری و دولتی به بنبست خورده است.
نقد تند رئیس شورای شهر به استانداری
اما داغترین بخش این ماجرا، اظهارات امروز مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران است. چمران که معمولا با احتیاط صحبت میکند، روز گذشته با لحنی گلایهآمیز به سراغ گره اصلی رفت: «زمین». او صراحتا اعلام کرد که شهرداری مکانهایی را برای آرامستانهای جدید شناسایی کرده، اما همکاری لازم از سوی نهادهای بالادستی و استانداری صورت نمیگیرد.
چمران در حاشیه جلسه سهشنبه شورا گفت: «استانداری باید هماهنگیهای لازم را برای واگذاری زمینها به عمل آورد. هر زمینی که ما دست روی آن میگذاریم، یا معارض دارد، یا نیروهای مسلح روی آن ادعا دارند و یا با مخالفت سازمان منابع طبیعی روبهرو میشود.» رئیس شورای شهر تهران معتقد است که مدیریت بحران آرامستان، دیگر از توان شهرداری به تنهایی خارج است و نیاز به یک «عزم حاکمیتی» دارد. او هشدار داد که اگر استانداری و وزارت کشور به سرعت وارد میدان نشوند، تهران به زودی برای دفن شهروندانش با بنبست مطلق روبهرو میشود.
معمای آرامستانهای چهارگانه
طبق طرح جامع آرامستانهای تهران، قرار بود ۴ نقطه در شمال شرق، جنوب شرق، شمال غرب و جنوب غرب برای ایجاد آرامستانهای جدید تملک شوند. ناصر امانی، عضو شورای شهر، در این باره میگوید: «هدف ما این بود که ترافیک سنگین جاده قم را به داخل شهر پخش نکنیم و هر شهروند در نزدیکی منطقه سکونت خود به خاک سپرده شود.»
اما واقعیت میدانی متفاوت است. در شرق تهران، اراضی مورد نظر با مخالفت شدید سازمان محیط زیست و نهادهای محلی روبهرو شده است. در غرب نیز، اراضی وسیعی که پتانسیل تبدیل شدن به آرامستان را دارند، در اختیار نهادهای دولتی و نظامی هستند که حاضر به واگذاری ارزانقیمت آنها به شهرداری نیستند. اینجاست که پای «استانداری تهران» وسط میآید؛ نهادی که وظیفه میانجیگری بین شهرداری و سایر دستگاههای دولتی را دارد، اما به عقیده اعضای شورا، تا به امروز در این نقش موفق عمل نکرده است.
شکاف میان شهرداری و استانداری
در لایههای پنهان این پرونده، یک تقابل فرسایشی بین شهرداری تهران و استانداری دیده میشود. در حالی که مدیران شهری معتقدند استانداری در معرفی زمینهای «بدون معارض» قصور کرده، برخی منابع در استانداری مدعی هستند که شهرداری به دنبال زمینهایی در محدوده حریم شهر است که بار حقوقی و زیستمحیطی سنگینی دارند.
این در حالی است که مهدی عباسی، رئیس کمیسیون شهرسازی شورای شهر، به این نکته اشاره میکند که تهران سالانه به دستکم ۱۰ هکتار زمین جدید برای تدفین نیاز دارد. او میگوید: «استانداری نمیتواند نسبت به این نیاز بیتفاوت باشد. جانمایی آرامستان یک موضوع فانتزی نیست، بلکه با امنیت روانی مردم گره خورده است.»
قیمتهای نجومی
وقتی مسئولان در کشمکشهای اداری برای واگذاری زمین هستند، در بازار سیاه بهشتزهرا اتفاقات عجیبی میافتد. کمبود فضا باعث شده قیمت قبور در قطعات قدیمی که دسترسی بهتری دارند، به ارقامی برسد که با قیمت یک واحد آپارتمان در مناطق متوسط تهران پهلو میزند. اگرچه مدیران بهشتزهرا وجود بازار سیاه رسمی را رد میکنند، اما دلالانی که در حاشیه این سازمان فعالیت میکنند، از فروش قبور با قیمتهای ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومانی خبر میدهند. این نتیجه مستقیم تعلل در افتتاح آرامستانهای جدید است؛ جایی که مرگ هم برای تهرانیها طبقاتی شده است. به طوری که انگار حتی در آستانه آخرت هم، موجودی حساب بانکی تعیین میکند که فرد در کدام قطعه و با چه کیفیتی آرام بگیرد. این همان موضوعی است که ناصر امانی، عضو شورای شهر، بارها نسبت به آن تذکر داده و معتقد است «عدالت در مرگ» با وضعیت فعلی بهشتزهرا به کلی زیر سوال رفته است.
از آرامستانهای محلی تا بازگشت به امامزادهها
در میانه این بنبست تملک زمین توسط استانداری، ایدههای دیگری هم مطرح شده است. برخی از اعضای شورای شهر پیشنهاد دادهاند که از ظرفیت آرامستانهای قدیمی و متروکه داخل شهر یا صحن امامزادهها استفاده بیشتری شود. اما جواد تاجیک دراینباره معتقد است که ظرفیت این مکانها بسیار محدود است و نمیتواند فشار کلانشهری مثل تهران را تحمل کند. او تاکید دارد که تهران به «آرامستانهای بزرگمقیاس» نیاز دارد و راهکارهای خرد، تنها صورتمسئله را پاک میکنند.
تهران در انتظار یک تصمیم شجاعانه
آنچه از اظهارات اخیر مهدی چمران و هشدارهای هفتههای اخیر مدیرعامل بهشتزهرا برمیآید، این است که زمان تعارفات اداری به پایان رسیده است. اگر استانداری تهران و نهادهای دولتی در روزهای باقیمانده از سال ۱۴۰۴، گره تملک زمینهای چهارگانه را باز نکنند، سال ۱۴۰۵ برای تهران سال بحران تدفین خواهد بود. سکوت استانداری در برابر مطالبات شهرداری و وجود معارضان حقوقی در زمینهای پیشنهادی، پایتخت را به سمتی میبرد که شاید به زودی شاهد پدیده «تدفین در حاشیه» یا انتقال اجباری پیکر درگذشتگان به شهرهای دورتر باشیم؛ اتفاقی که هزینههای روانی و اقتصادی سنگینی را به خانوادههای عزادار تحمیل خواهد کرد. تهران، شهری که در زمین برای زندگانش جای سوزن انداختن ندارد، حالا در آزمونی سخت قرار گرفته تا ثابت کند آیا میتواند برای ساکنانش، حداقل یک «خانه ابدی» آبرومند فراهم کند یا خیر؟


