
هفت صبح| وقتی خورشید تهران از پشت لایههای خاکستری دود و غبار بالا میآید، شهرهم با تمام هیاهوی همیشگیاش بیدار میشود. برای میلیونها نفر، این شهر یعنی فرصت، شغل و زندگی؛ اما برای گروهی دیگر، تهران یک میدان جنگ است. جنگی که نه با تفنگ و گلوله، بلکه با یک پله بتنی، یک رمپ بیش از حد شیبدار یا یک سطل زباله سرگردان در دل پیادهرو شروع میشود. برای بسیاری از ما، عبور از یک خیابان ساده، یک عمل غریزی و سریع است؛ اما برای کسی که روی ویلچر است، همین عبور ساده تبدیل به یک عملیات پیچیده و پر استرس میشود.
سعید، مرد 43 سالهای است که زندگیاش را روی ویلچر سپری میکند. او به دلیل ضعف و آسیب شدید مچ پا، هر روز با شهری میجنگد که انگار او را نمیبیند. سعید وقتی از تجربه خروج از خانه میگوید، بغض در صدایش است. او میگوید: «برای شما شاید خروج از خانه چند ثانیه زمان ببرد، اما برای من، این یک مسیر رنجآلود است.
از لحظهای که باید با کمک اعضای خانوادهام بلند شوم و روی ویلچر بنشینم تا وقتی با آسانسور از طبقه سوم پایین بیایم، حدود یک ربع زمان میبرد.» این دقایق برای سعید، فقط زمان نیست؛ بلکه تلاشی است برای رسیدن به دنیای بیرون، دنیایی که در آن هر لبه پیادهرو، یک دیوار است. گرچه تازه این اول راه است. او باید برای رسیدن به مقصد از چندین و چند سد خیابانی که شاید برای من و شما ساده باشد، بگذرد تا به مقصد برسد. این یعنی یک کابوس واقعی.
وقتی ثانیهها، مرگبار میشوند
دشواری تردد در تهران، زمانی از یک مشکل شهری به یک بحران حیاتی تبدیل میشود که شهر با اتفاقات پیشبینی نشدهای مثل زلزله، جنگ یا حتی خاموشیهای گسترده برق مواجه شود. در لحظاتی که هر ثانیه قیمت دارد و هر کس برای نجات جانش میدود، خروج از خانه برای کسی که ویلچر میراند، به یک ریسک جدی و گاه مرگبار تبدیل میشود.
منصور هم که یکی دیگر از ویلچرنشینهای پایتخت است روزهای جنگ را با اضطرابی عمیق به یاد میآورد. او از شبی میگوید که صدای انفجار، او و همسرش را از خواب پرانده است: «آن لحظه فقط یک فکر در سرم بود؛ اینکه چطور باید از این خانه بیرون بروم؟ صدا به قدری بلند بود که فکر کردم موشک به دیوار بغلی خورده است.» او با تلخی میگوید که در آن روزهای سخت، حتی نتوانست تهران را ترک کند چون بقیه شهرها برای او وضعیتشان بدتر بود. برای سعید، تنش ناشی از بحران فقط یک فشار روحی نیست؛
او توضیح میدهد که استرس شدید برای بیماری وی بسیار مضر است، باعث افت شدید قند خون میشود و شوکهای عصبی را تشدید میکند، تا جایی که حتی توانایی حرکت دادن ویلچر را هم از دست میدهد. در شهری مثل تهران، جایی که حتی حرکت عادی در خیابان با مانع همراه است، خروج از خانه در شرایط بحران برای افرادی مثل منصور و سعید، مسیری دشوار و گاه ناممکن است.
دیوارهای نامرئی در دل خیابانها
داستان اما فقط محدود به لحظات بحرانی نیست. زندگی روزمره در تهران برای معلولان، سالمندان و حتی والدینی که با کالسکه تردد میکنند، پر از «دیوارهای نامرئی» است. مادری که با کالسکه فرزندش در یکی از خیابانهای مرکزی تهران است، با بغض میگوید: «برای عبور از بعضی جاها مجبورم از وسط خیابان رد شوم چون پیادهرو راه ندارد یا آنقدر باریک است که کالسکه جا نمیشود. این یعنی هر روز با جان فرزندم بازی میکنم تا فقط به مقصد برسم.»
نبود رمپ در بانکها، مطب پزشکان، وجود پلههای کمارتفاع در پیادهروها یا ارتفاع زیاد عابربانکها، نمونههای کوچکی از یک مشکل بزرگ است. حتی سیستم حمل و نقل عمومی که باید تسهیلکننده باشد، گاهی تبدیل به مانع میشود. سعید میگوید: «اتوبوسهای برقی جدید رمپ دارند و این خوب است، اما مشکل این است که خیلی از رانندهها رمپ را باز نمیکنند و توجیه میکنند که دستور داریم باز نکنیم! وقتی نتوانم از رمپ استفاده کنم، این اتوبوسها برای من هیچ فایدهای ندارند.» این وضعیت باعث میشود افرادی مثل سعید که سالها معلم بودهاند، به دلیل خستگی از جنگ با شهر، مجبور به خانه ماندن و انزوا شوند.
شهری که برای انسان طراحی نشده
اگر از متخصصان بپرسیم چرا تهران اینگونه است، پاسخهای تقریبا مشابهی میدهند. کیانوش ذاکرحقیقی، استاد شهرسازی به عنوان یکی از همین کارشناسان، معتقد است ما اساساً تهران و سایر شهرهایمان را برای «انسان پیاده» طراحی نکردهایم. او میگوید تهران حتی برای کودک و سالمند هم مناسب نیست. از درهای مغازههایی که به سمت بیرون باز میشوند و راه عابر را میبندند تا تجهیزات شهری که در نقاط نامناسب نصب شدهاند، همگی نشان میدهند که عابر پیاده در اولویتهای طراحی شهر نبوده است.
او اشاره میکند که در تقاطعها، همزمان با عبور عابر، گردش خودروها به راست و چپ عملا آزاد است؛ در حالی که در استانداردهای جهانی، باید زمان مشخصی برای عبور ایمن عابر در نظر گرفته شود. ذاکرحقیقی یادآور میکند که از سال ۱۳۸۱ در مقررات شهری (نشریه ۲۴۶) موضوع مناسبسازی لازمالاجرا شده است، اما فاصله بین قانون و اجرا بسیار زیاد است.
آمارهای قابل تامل و ضربه بالابرهای صوری
سوده نجفی، عضو هیئترئیسه شورای شهر بر این باور است که برخورداری از فضای مناسب، یک «حق» برای شهروندان است، نه یک لطف از سوی شهرداری. او آمارهای قابل تاملی را مطرح میکند که در نوع خودش تکاندهنده است: بیش از ۹۸ هزار معلول و ۶۰ هزار جانباز در تهران زندگی میکنند که برای تردد به فضاهای مناسب نیاز دارند. همچنین با توجه به سالمندی جمعیت، این نیاز هر روز بیشتر میشود.
او تاکید میکند که مناسبسازی نباید فقط در یک محله یا یک خیابان خاص باشد، بلکه باید در تمام سطح شهر اجرا شود. نجفی به یک موضوع تکاندهنده دیگرهم اشاره میکند: «بالابرهای صوری». او میگوید برخی سازندگان ساختمانها برای اینکه بتوانند پایانکار ساختمان را بگیرند، بالابرهای معلولان استاندارد را بهصورت نمایشی نصب میکنند و به محض اینکه مجوزها را گرفتند، تجهیزات را جمع میکنند! این یعنی یک معلول یا سالمند وقتی وارد خانه میشود، با یک دروغ ساختاری روبهرو شده و دوباره در خانه خودش زندانی میشود.
روایتِ آمار و ارقام
در مقابل انتقادهای مطرح شده در مورد عملکرد شهرداری در خصوص مناسب سازی، سید محمد آقامیری، نایبرئیس کمیسیون عمران شورای شهر، با ارائه آمارهایی، از پیشرفتهای این حوزه دفاع میکند. او در گفتوگو با «هفت صبح» از فلسفه مناسبسازی میگوید. فلسفهای که براساس آن یک معلول یا سالمند باید بتواند تمام مسیر مورد نظرش را با ویلچر یا واکر طی کند. آقامیری میگوید: «از شهریور ۱۴۰۰ تا آذر ۱۴۰۴، حدود ۱۹۲۷ پیادهرو بر اساس اصول مناسبسازی بازسازی یا احداث شدهاند.»
او به یک اقدام بسیار مهم دیگر اشاره میکند: «در سطح شهر تهران حدود ۱۸۵۰۰ کوچه و خیابان داریم و ما توانستهایم در طول این دوره ۶۲۱۵ کوچه را با اصلاح جویهای بتنی (کانیو) مناسبسازی کنیم؛ چون این جویهای عمیق، خودشان موانعی بزرگ برای معلولان بودند و بازسازی آنها یک گام بزرگ محسوب میشود.» آقامیری همچنین بر روی ایدهای به نام ایجاد «حلقه» مناسبسازی شهر تاکید میکند. او میگوید هدف این است که مسیرها به هم متصل باشند تا عابر در میانه راه با مانع روبهرو نشود و بتواند بدون وقفه از یک نقطه به نقطه دیگر برسد. او معتقد است که این رویکرد، مشکل «تکهتکه بودن» مناسبسازی در سالهای گذشته را حل میکند.
مناسب سازی 1/5 میلیون متری
حمیدرضا صارمی، معاون اسبق شهرسازی و معماری شهرداری تهران سال گذشته با تاکید بر اجرای طرحهای مناسبسازی فضاهای شهری برای افراد دارای محدودیتهای جسمی و حرکتی گفته بود: از سال ۱۴۰۰ تا پایان سال ۱۴۰۴، درمجموع یکمیلیون و ۵۸۵ هزار و ۷۶۷ متر طول معبر جهت مناسبسازی به مناطق مختلف شهر تهران ابلاغ شده است که از این میزان، تاکنون یکمیلیون و ۲۵ هزار و ۵۶۱ متر طول معابر بهصورت کامل مناسبسازی شدهاند.
به گفته وی در سال ۱۴۰۰ برای جانبازان و معلولان ۳۰ ساختمان و ۲۲ بوستان مناسبسازی شدند. در سال ۱۴۰۱ نیز ۵۲ ساختمان به فهرست فضاهای مناسبسازیشده اضافه شد. در سال ۱۴۰۲ هم ۴۷ ساختمان و ۵۸ بوستان برای استفاده آسانتر شهروندان دارای معلولیت و سالمندان آماده شد. در سال ۱۴۰۳ این عدد به ۴۱ ساختمان و ۳۵ بوستان بهسازی شده رسید.
به گفته صارمی، در سال جاری نیز ۲۸۸ هزار و ۵۴۰ متر طول معابر برای مناسبسازی ابلاغ شده که تاکنون ۱۵۴ هزار و ۲۴۱ متر طول آن اجرا شده است. در این دوره ۴۳ ساختمان و ۵۸ بوستان نیز بهطور کامل مناسبسازی شدهاند.
تقابل ادعاها با واقعیتهای عینی
با این وجود صدای منتقدان بلند است تا شکاف میان آمارها و واقعیت را نشان دهند. زهرا نژادبهرام، رئیس کمیته شهرسازی شورای شهرپنجم، در گفتوگو با «هفت صبح» صراحتاً ادعاهای مدیریت شهری دوره ششم در مورد مناسب سازی معابر را نقد میکند. او میگوید: «در دوره ششم ادعاها زیاد بوده اما آنچه در سطح شهر دیده میشود کمتر است. ما همچنان با موانع بسیار زیادی برای تردد معلولان، سالمندان و زنان باردار مواجه هستیم.»
نژادبهرام به دستاوردهای مدیریت شهری در دوره خودش – شورای پنجم شورا- اشاره میکند و میگوید که در دوره پنجم، مدیریت شهری به گونهای بود که ۸۰ درصد اقدامات در برخی حوزهها به نتیجه رسیده بود و تلاش شد تا مناسبسازی به یک استاندارد تبدیل شود. وی در این زمینه میگوید: در دوره مدیریت شهری قبل از ما اقداماتی در حوزه مناسبسازی برخی معابر صورت گرفته بود اما هیچگاه به طور جدی دنبال نشده بود. ستاد مناسبسازی به مدت دو سال تعطیل بود و کار نمیکرد اما با پیگیریهایی که در شورای پنجم انجام گرفت بعد از یک سال توانستیم ستاد را فعال کنیم و مصوبات خوبی هم داشته باشیم.
ستاد در این دوره توانست چارچوب عملیاتی برای مناسبسازی معابر و ساختمانهای شهر تدوین و عملیاتی کند و مصوبات را به اجرا بگذارد. در سال اول دو بوستان و دو ساختمان و در سال دوم نیز دو بوستان در هر منطقه و چهار ساختمان مناسبسازی شد. اما در سال سوم تا پایان سال ۹۹، ۵۰۰ کیلومتر از پیادهراههای تهران مناسبسازی و موانع آنها رفع شد. او به یک نقطه قوت در دوره پنجم اشاره میکند که در دوره ششم حذف شده است: «در دوره پنجم، مشاورانی از میان خودِ معلولان در معاونتهای مختلف شهرداری فعال بودند و بر پروژهها نظارت میکردند تا مطمئن شوند پروژه واقعاً قابل استفاده است. متأسفانه در دوره ششم این موضوع مورد توجه قرار نگرفته و این مشاوران در معاونتهای اصلی حضور ندارند.»








