هفت صبح | بحران خرابی پله‌برقی‌های پایتخت که حالا به یک «کلاف سردرگم» در مدیریت شهری تبدیل شده، در روزهای اخیر با افزایش گلایه‌های مردمی و انتقادات تند اعضای شورای شهر وارد فاز جدیدی شده است. در حالی که تهران با بیش از ۵۰۰ دستگاه پله‌برقی در پل‌های عابر پیاده و صدها دستگاه در ایستگاه‌های مترو، یکی از پرتجهیزات‌ترین شهرهای منطقه محسوب می‌شود، اما آمارهای غیررسمی نشان می‌دهد که در هر لحظه، بخش قابل توجهی از این پله‌ها به دلیل «فرسودگی»، «کمبود قطعه» یا «سرقت»، خارج از سرویس هستند. مسئله‌ای که باعث شده تا بسیاری از سالمندان و معلولان قید تردد با مترو یا استفاده از پله‌های برقی را بزنند!  

 

  از «تجمل» تا «اجبار»


در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، وقتی نخستین پله‌برقی‌های پل‌های عابر پیاده در تهران نصب شدند، بسیاری آن را نشانه‌ای از مدرنیته و تکریم شهروند می‌دانستند. در دوران مدیریت محمدباقر قالیباف، نهضتِ جایگزینی پله‌های سنگی با پله‌های برقی شتاب گرفت. هدف این بود که پایتخت به شهری «پیاده‌محور» تبدیل شود اما یک نکته بزرگ نادیده گرفته شد: «هزینه نگهداری». پله‌برقی برخلاف پله سنگی، یک موجود زنده مکانیکی است که نیاز به روغن‌کاری، قطعه و مراقبت دائم دارد.  طولی نکشید که این ابزارهای رفاهی، به دلیل قرار گرفتن در معرض باران، برف و آفتاب (بدون سقف و حفاظ کافی) شروع به مستهلک شدن کردند. آنچه قرار بود باری از دوش مردم بردارد، خود به باری بر دوش بودجه شهرداری تبدیل شد.

 

پرونده‌ای به وسعت دو دهه؛ مسئولان چه گفتند؟


بحران پله‌برقی‌ها در هر دوره از مدیریت شهری، رنگ و بوی خاصی داشته است. در دوران پیروز حناچی، بحث «تحریم‌ها» و نبودِ قطعات یدکی پله‌های خارجی (که عمدتاً آلمانی یا چینی بودند) به میان آمد. در آن زمان، بسیاری از پله‌ها به دلیل نبودِ یک «برُد الکترونیکی» یا «زنجیر گام» ماه‌ها خاموش می‌ماندند. با روی کار آمدن مدیریت جدید در دهه ۱۴۰۰، علیرضا زاکانی، شهردار تهران، بارها وعده داد که «نهضت تعمیر پله‌برقی‌ها» آغاز شده است. اما واقعیتِ کفِ خیابان با آمارهای رسمی روی کاغذ تفاوت داشت.

 

در حالی که شهرداری از بازسازی ۸۰ درصدی سخن می‌گفت، اعضای شورای شهر زبان به انتقاد گشودند. ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، در یکی از جلسات جنجالی شورا گفت: «مردم از ما نمی‌پذیرند که بگوییم قطعه نداریم. پیرزنی که نمی‌تواند از پل عابر بالا برود، تحریم را نمی‌شناسد؛ او شهرداری را می‌شناسد که مسئول رفاه اوست.»مهدی چمران، رئیس شورای شهر نیز بارها از «فرسودگی شدید» و «سرقت قطعات» به عنوان دو عامل اصلی خاموشی پله‌ها یاد کرده است. او در اظهارنظری صریح گفته بود: «پله‌برقی‌هایی که در فضای باز نصب شده‌اند، اساساً اشتباه مهندسی بودند.»

 

وقتی پله‌ها «خون» می‌طلبند


خاموشی، تنها مشکل پله‌های تهران نیست؛ «ناایمنی» غول پنهانی است که گاه و بیگاه فاجعه می‌آفریند. حادثه تلخ قطع عضو دختربچه‌ای در یکی از پله‌برقی‌های منطقه ۱۶ در سال‌های گذشته، هنوز از یاد مردم نرفته است. این اتفاق باعث شد تا موجی از ترس میان خانواده‌ها شکل بگیرد.کارشناسان معتقدند وقتی تعمیر و نگهداری به پیمانکارانی واگذار می‌شود که تخصص کافی ندارند یا برای سود بیشتر از قطعات غیراستاندارد استفاده می‌کنند، پله‌برقی تبدیل به یک چرخ‌گوشت بزرگ می‌شود. بر اساس آمارهای غیررسمی، بخش بزرگی از پله‌برقی‌های تهران فاقد «تأییدیه استاندارد» معتبر هستند و تنها با «نگهداری اضطراری» سرپا نگه داشته شده‌اند.

 

شهرِ «نامهربان» با ناتوانان


بحران پله‌برقی، فقط یک بحث فنی نیست؛ یک بحران حقوق شهروندی است. تهران با پله‌های خراب، عملاً پیامی تند به سه گروه صادر می‌کند: سالمندان، معلولان و زنان باردار. 
وقتی پله‌برقی ایستگاه مترو یا پل عابر پیاده خراب است، یعنی این افراد «حق تردد» دربخش‌های زیادی از شهر را ندارند. این موضوع منجر به انزوای اجتماعی و خانه‌نشینی اجباری قشر بزرگی از جامعه می‌شود. مادری که کالسکه نوزادش را به دوش می‌کشد تا از پله‌های خاموش بالا برود، یا جوانی که با عصای زیر بغل مقابل پله‌های ساکن درمانده شده، تصویری از بی‌عدالتی شهری را به نمایش می‌گذارند.

 

معمای پیمانکاران چرا پله‌ها درست نمی‌شوند؟


یکی از نقاط تاریک این پرونده، ساختار پیچیده قراردادهای پیمانکاری در شهرداری تهران است. جعفر تشکری هاشمی، رئیس کمیسیون عمران و حمل‌ونقل شورای شهر، بارها در صحن علنی تذکر داده است که «عدم نظارت بر عملکرد پیمانکاران» عامل اصلی خاموشی‌های مکرر است. در بسیاری از موارد، پیمانکاران مبلغ قرارداد را دریافت می‌کنند اما به جای تعویض قطعات مستهلک با نمونه‌های استاندارد، صرفاً به «وصله‌پینه کردن» سیستم بسنده می‌کنند. این موضوع باعث ایجاد یک چرخه باطل شده است: پله‌برقی تعمیر می‌شود، دو هفته کار می‌کند و دوباره از کار می‌افتد. شهروندان تهرانی به شوخی تلخی می‌گویند: «پله‌برقی‌های تهران مثل چراغ چشمک‌زن هستند؛ یک روز روشن، ده روز خاموش!» این بی‌انضباطی در نگهداری، نه‌تنها اعتماد عمومی را سلب کرده، بلکه باعث هدررفت میلیاردها تومان از بودجه بیت‌المال شده است.

 

 دزدانی که پله را فلج می‌کنند


در سال‌های اخیر، چالش جدیدی به نام «سرقت قطعات مسی و بردی» اضافه شده است. مدیران شهری مدعی هستند که بخش بزرگی از خاموشی‌ها ناشی از دستبرد سارقان به تجهیزات گران‌قیمت پله‌هاست. از کابل‌های برق گرفته تا قطعات حساس الکترونیکی، همگی در معرض سرقت قرار دارند. اگرچه شهرداری تلاش کرده با نصب حفاظ‌های آهنی و قفل‌های پیچیده از این تجهیزات محافظت کند، اما کارشناسان اجتماعی معتقدند که این توجیه نباید به بهانه‌ای برای فرار از مسئولیت تبدیل شود. سوال اصلی اینجاست: «چرا در شهرهای بزرگ دنیا با نرخ جرم مشابه، پله‌برقی‌ها بدون وقفه کار می‌کنند اما در تهران، سرقت به عامل اصلی ایستایی تبدیل شده است؟»

 

  از «پله‌های سنگی» تا «آسانسورهای شیشه‌ای»


در ماه‌های نه چندان دور، پیشنهادی در راهروهای شورای شهر مطرح شده که هم منطقی به نظر می‌رسد و هم تلخ: «جمع‌آوری پله‌های برقی و بازگشت به پله‌های ثابت یا نصب آسانسور.»
برخی کارشناسان معتقدند با توجه به هزینه سرسام‌آور برق، قطعات یدکی و خرابی‌های مداوم، شهرداری باید به جای پله‌برقی، در نقاط حساس شهر از «آسانسورهای عمومی» استفاده کند. آسانسورها هم فضای کمتری اشغال می‌کنند و هم برای معلولان و سالمندان با ضریب ایمنی بسیار بالاتری همراه هستند.  همچنین، ایده «رمپ‌های مکانیزه» یا سطوح شیب‌دار برقی که در فرودگاه‌ها استفاده می‌شود، به عنوان جایگزینی برای پله‌های فعلی مطرح شده است. این سطوح استهلاک کمتری دارند و احتمال بروز حادثه (مانند گیر کردن لباس یا پا در میان پله‌ها) در آن‌ها به حداقل می‌رسد.

 

  پله‌برقی؛ آزمونی برای کارآمدی


تهرانِ ۱۴۰۴، با تمام ادعاهای هوشمندسازی و پیشرفت، هنوز در پله اولِ رفاه شهری در مانده است. بحران پله‌برقی‌ها دیگر یک موضوع فنی ساده نیست؛ این مسئله به نمادی از «نحوه مدیریت منابع» در پایتخت تبدیل شده است. مسئولان شهری باید بدانند که رضایت شهروندان از لابه‌لای پروژه‌های بزرگ بزرگراهی به دست نمی‌آید، بلکه در جزئیاتِ زندگی روزمره پنهان است. وقتی یک شهروندِ خسته پس از ۱۰ ساعت کار، به ایستگاه مترو می‌رسد و با پله‌برقی خاموش مواجه می‌شود، تمام خدمات دیگر شهرداری در نظرش رنگ می‌بازد.  

 

زمان آن رسیده است که شورای شهر و شهرداری تهران، یک بار برای همیشه تکلیف این «غول‌های ساکن» را روشن کنند. یا باید با یک مدیریت جهادی و نظارت سخت‌گیرانه، تمام پله‌ها را به حرکت درآورند، یا با شجاعت اعلام کنند که توان نگهداری این سیستم را ندارند و به دنبال راه‌های جایگزین عادلانه‌تری باشند. تا آن روز، تهران همچنان شهری خواهد بود که برای صعود از آن، باید زانوهایی از فولاد داشت.