کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۵۵۳۲
تاریخ خبر:
گزارشی از کوچ اجباری موسیقی زنده از برج میلاد به بازار خودرو

کنسرت در میان شاسی‌بلندها!

کنسرت در میان شاسی‌بلندها!

وقتی ویترین رسمی موسیقی در پایتخت تعطیل می‌شود، مراکز خرید خودرو با اجرای دوآهنگه خوانندگان برای خودشان جمعیت جمع می‌کنند

هفت صبح| چه کسی فکرش را می‌کرد روزی برسد که مخاطب موسیقی در تهران، برای شنیدن صدای خواننده محبوبش نه به برج میلاد و سالن وزارت کشور، که به یک بازار خودرو پناه ببرد؟ در روزهایی که سایت‌های بلیت‌فروشی یکی از راکدترین دوران خود را سپری می‌کنند و خبری از اجراهای منظم ستاره‌های موسیقی نیست، افتتاحیه هفت‌شبه یک مجموعه خودرویی بهانه‌ای شد تا هزاران نفر ساعت‌ها سرپا بایستند تا شاید ساعت ۱۱ شب، فقط دو قطعه از رضا صادقی را زنده بشنوند و به جز رضا صادقی تاکنون اشوان و امیدحاجیلی نیز در مجموعه اجرا کردند.

 

موسیقی، آواز و زیر لب زمزمه کردن ترانه‌ها با صدای خواننده محبوب، فقط یک تفریح ساده نیست؛ بخشی از زیست روزمره ما ایرانی‌هاست. موسیقی با روح و روان ما عجین شده است. در اوج اندوه، در میانه شادی، در کسالت عصرهای جمعه و در تمام لحظاتی که احساسات انسانی به غلیان درمی‌آید، این موسیقی است که اولین پناهگاه ماست. برای میلیون‌ها شهروند، گوش دادن به آهنگ در ترافیک کلافه‌کننده بزرگراه‌ها یا گذاشتن هدفون در گوش هنگام کار و در مسیر بازگشت به خانه، راهی برای دوام آوردن است.

 

اما موسیقی یک روی دیگر هم دارد؛ جادوی اجرای زنده. خیلی‌ها دوست دارند فراتر از فایل‌های ضبط‌شده، در یک سالن استاندارد بنشینند و هم‌زمان با خواننده، ترانه‌ای را که با آن خاطره دارند فریاد بزنند. دوست دارند وقتی خواننده در قطعه محبوبشان اوج می‌گیرد، لرزش صدا و انرژی صحنه را از نزدیک و بدون واسطه لمس کنند. این یک نیاز طبیعی، فرهنگی و عاطفی در هر شهری است. با این حال، مدت‌هاست که در کشور ما تقریبا هیچ‌چیز سر جای خودش قرار ندارد و این بی‌سروسامانی، حالا بیش از هر زمان دیگری گریبان صحنه موسیقی و کنسرت‌ها را گرفته است.

 

تهرانی که دیگر نمی‌خواند

اگر به چند ماه اخیر برگردیم، متوجه می‌شویم که نبض موسیقی زنده در کشور چقدر کند و نامنظم زده است. بی‌برنامگی و لغوهای دقیقه نودی پیش از این هم کم‌وبیش وجود داشت، اما روزهایی که پشت سر گذاشتیم و سایه جنگ، این آشفتگی را دوچندان کرد. ابتدا تقارن شرایط جنگی با ماه رمضان باعث شد پرونده کنسرت‌ها به شکل طبیعی بسته بماند. پس از آن هم نوبت به ایام سوگواری ماه‌های محرم و صفر رسید که طبق روال هر سال، سالن‌ها در خاموشی فرو رفتند.

 

اما پرسش بزرگ اینجاست: بعد از پایان این ایام چه اتفاقی افتاد؟ چرا با گذشت این همه وقت، هنوز چرخ اجرای کنسرت‌ها روی ریل نظم و ثبات نیفتاده است؟ در ماه‌های گذشته، شمار خوانندگانی که موفق به برگزاری کنسرت شده‌اند به عدد انگشتان دست هم نمی‌رسد. مهم‌تر از آن، چهره‌های پرطرفدار و ستاره‌هایی که مخاطبان ماه‌ها منتظر بازگشتشان به صحنه بودند، هنوز به سالن‌های اجرا برنگشته‌اند؛ به‌ویژه در تهران.

 

تهران همیشه ویترین و پیشران موسیقی پاپ و سنتی کشور بود. پایتختی که در فصل‌های عادی، هر شب میزبان چندین سانس کنسرت در نقاط مختلف شهر بود، حالا یکی از تاریخی‌ترین دوران بی‌نظمی و رکود خود را در عرصه موسیقی تجربه می‌کند. کافی است همین حالا سری به سایت‌های رسمی بلیت‌فروشی بزنید؛ صفحاتی که برای خرید بلیت در آنها باید در صف‌های مجازی چندده‌هزار نفری انتظار می‌کشیدید، حالا به طرز عجیبی خالی و سوت‌وکور هستند. جز یکی دو نام محدود، هیچ خواننده شاخصی در تهران روی صحنه نیست. نه تقویمی مشخص است، نه برنامه‌ریزی معینی وجود دارد و نه کسی به مخاطبان توضیح می‌دهد که چرا سالن‌های تخصصی موسیقی در پایتخت به حالت نیمه‌تعطیل درآمده‌اند.

 

مقصد تازه:  شوروم خودرو!

درست در میانه همین برهوت کنسرت و عطش پنهان جامعه برای شنیدن موسیقی زنده، یک اتفاق عجیب در پایتخت افتاد که تناقض‌های موجود را به تصویر کشید: مراسم افتتاحیه یک مجموعه خودرویی.این مجموعه خودرویی که پیش‌تر در یک رویداد رسانه‌ای به فعالان بازار ماشین معرفی شده بود، از چهارشنبه ۱۳ آبان فعالیت رسمی خود را با یک افتتاحیه هفت‌شبه آغاز کرد. 

 

تا اینجای کار، با یک پروژه تجاری و اقتصادی در حوزه خودرو روبه‌رو هستیم. اما برگ برنده و بخش اصلی برنامه‌های افتتاحیه این مرکز تجاری در هر هفت شب چه بود؟ «اجرای زنده موسیقی و کنسرت!» برگزارکنندگان اتوپلازا به خوبی نبض جامعه را می‌شناختند. آ‌نها می‌دانستند در شهری که ماه‌هاست رنگ کنسرت درست و حسابی را به خود ندیده، آوردن خوانندگان مطرح به یک نمایشگاه خودرو می‌تواند رویداد معرفی یک مرکز تجاری را به اتفاقی پرجمعیت تبدیل کند.

 

همین اتفاق هم افتاد. سیل جمعیت به سمت این مرکز روانه شد؛ جمعیتی که بخش بزرگی از آن‌ها نه به قصد خرید خودرو یا مقایسه آپشن‌های شاسی‌بلندهای جدید، بلکه به خاطر موسیقی زنده و دیدن خواننده محبوبشان به آنجا رفته بودند.

 

ساعت ۱۱ شب، دو آهنگ و تمام

همین حضور پرشمار مردم، روی دیگر سکه را در فضای مجازی نمایان کرد. اگر نگاهی به بخش نظرات در زیر پست‌های تبلیغاتی و ویدیوهای منتشرشده از رویداد این مجموعه بیندازید، با موجی از گلایه‌ها، خستگی‌ها و پرسش‌های منطقی مردم روبه‌رو می‌شوید. بسیاری از مخاطبان از این گلایه داشتند که چرا وضعیت موسیقی در پایتخت باید به جایی برسد که برای شنیدن صدای خواننده‌ای مثل «رضا صادقی»، مردم مجبور باشند ساعت‌ها در فضای یک بازار خودرو سرپا معطل بمانند؟ طبق روایت حاضران در کامنت‌ها، جمعیت زیادی از ساعت‌ها قبل در محل تجمع کرده بودند، در حالی که خواننده حوالی ساعت ۱۱ شب روی صحنه آمده، تنها دو قطعه اجرا کرده و صحنه را ترک کرده است!

 

کامنت‌های مردم زیر این پست‌ها، فراتر از یک غرولند ساده، نقدی جدی به مدیریت فرهنگی کشور است. کاربران می‌پرسند: «چرا رضا صادقی و خوانندگان دیگر نباید در حالت عادی و در یک سالن استاندارد کنسرت داشته باشند که ما مجبور نشویم برای شنیدن دو قطعه از صدای او، ساعت‌ها در یک مرکز خرید خودرو سرگردان شویم؟»این وضعیت، شان مخاطب و شان هنرمند را هم‌زمان نشانه می‌گیرد. مخاطبی که حاضر است بلیت بخرد، روی صندلی مشخص بنشیند و دو ساعت تمام باکیفیت‌ترین صدا را در سالنی مثل اسپیناس، میلاد یا وزارت کشور بشنود، حالا به دلیل قفل بودن درِ سالن‌ها، به یک مینی‌اجرای تبلیغاتی در دل یک نمایشگاه تجاری قناعت می‌کند و در نهایت هم با خستگی و دلخوری به خانه برمی‌گردد.

 

بلیت ۵ برابری در بازاری که اصلا وجود ندارد!

این کلاف سردرگم زمانی طنزآمیزتر می‌شود که اظهارنظرهای اخیر مسئولان را هم کنار این پازل بگذاریم. همه ما می‌دانیم که برگزاری کنسرت، شریان اصلی اقتصاد هنر و موسیقی در ایران است. در نبود کپی‌رایت و فروش فیزیکی آلبوم، این اجرای زنده است که چرخ زندگی خواننده، نوازنده، صدابردار، عوامل صحنه و تهیه‌کنندگان را می‌چرخاند. جالب اینجاست که اخیرا، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اظهارنظری عجیب اعلام کرده بود که برای صرفه اقتصادی، «قیمت بلیت کنسرت‌ها باید ۵ برابر شود!» سوال اینجاست که آقایان از کدام کنسرت و کدام بازار صحبت می‌کنند؟

 

وقتی همین حالا با قیمت‌های فعلی و قدیم هم کنسرتی در تهران برگزار نمی‌شود و سایت‌های بلیت‌فروشی خاک می‌خورند، ۵ برابر شدن قیمت بلیت قرار است چه دردی را دوا کند؟ قبل از آنکه چرتکه بیندازید و قیمت بلیت را روی کاغذ چند برابر کنید، آیا بهتر نیست توضیح دهید چرا چرخه صدور مجوزها و برگزاری کنسرت‌ها در پایتخت تا این اندازه مختل و بی‌نظم شده است؟ در شرایطی که اقتصاد موسیقی در کماست، خوانندگان بلاتکلیف‌اند، نوازندگان بیکار شده‌اند و طرفداران موسیقی در حسرت یک اجرای استاندارد مانده‌اند، تبدیل شدن نمایشگاه‌های خودرو به جایگزین سالن‌های کنسرت، یک زنگ خطر جدی است. موسیقی در ایران نیازمند ویترین‌های تجاری و اجراهای دوآهنگه در ساعت ۱۱ شب نیست؛ موسیقی فقط یک چیز می‌خواهد: اینکه همه‌چیز به جای اصلی خودش برگردد؛ خواننده به روی استیج استاندارد و مخاطب به روی صندلی سالن کنسرت. آیا این خواسته زیادی است؟

 

 

کدخبر: ۶۰۱۷۵۵۳۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر