کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۳۳۸۵
تاریخ خبر:
همسایگی دشوار هند و بنگلادش؛ از پرونده شیخ حسینه تا اختلاف بر سر آب و مرزهای مشترک

‌دهلی هنوز بنگلادش را نشناخته است

‌دهلی هنوز بنگلادش را نشناخته است

بنگلادش در سیاست داخلی هند به یک «دیگری» انتخاباتی بدل شده است

هفت صبح| دهلی هنوز باور نکرده که بنگلادش عوض شده است. اگر بخواهم کل ماجرای این دو سال را در یک جمله خلاصه کنم، همین است. بیشتر تحلیل‌ها گره رابطه را در شیخ حسینه، مرز یا آب گنگ می‌بینند؛ اما به گمان من اینها نشانه‌اند، نه خود بیماری. بیماری اصلی، ذهنیتی است که در دهلی است که سال‌ها بنگلادش را حقیرتر از یک همسایه و در واقع، امتداد امنیتی و سیاسی خود دیده است. این ذهنیت حالا با کشوری روبه‌روست که دیگر حاضر نیست نقش پیرامون را بازی کند.

 

پانزده سال، سیاست هند در قبال بنگلادش عملاً در نام خانم شیخ حسینه خلاصه می‌شد. دهلی از ثبات او سود برد و در عوض از کنار انتخابات بحث‌برانگیز و سرکوب مخالفان گذشت. وقتی خیزش دانشجویی تابستان ۲۰۲۴ فرزند کهنسال شیخ مجیب‌الرحمان موسس بنگلادش را برانداخت، معلوم شد هند در داکا تقریباً هیچ سرمایه‌ای جز همان یک نفر نداشت.

 

اشتباه بزرگ‌تر اما بعد از آن رخ داد. هند می‌توانست میزبانی از حسینه را یک ملاحظه انسانی موقت جلوه دهد؛ ولی او از خاک هند همچنان سیاست‌ورزی می‌کند. داکا از دسامبر ۲۰۲۴ و بر پایه معاهده استرداد ۲۰۱۳ خواستار تحویل اوست و پاسخ دهلی، پس از نزدیک به دو سال، همان عبارت همیشگی است: «در دست بررسی». تصور کنید دادگاهی در کشور، رهبر سابق را به اتهام کشتار معترضان به اعدام محکوم کرده باشد و او هر از گاهی از پایتخت همسایه برای هوادارانش پیام بفرستد. آیا این را بی‌طرفی می‌نامید؟

 

نشست خبری حسینه در تابستان امسال، درست همان هفته‌هایی که مقدمات نخستین سفر طارق رحمان به دهلی چیده می‌شد، این پرسش را برای بنگالی‌ها بی‌پاسخ نگذاشت. واکنش داکا هم قابل پیش‌بینی بود و با صراحتی عجیب گفتند که سفر نخست‌وزیر، تا روشن‌شدن تکلیف حسینه معلق ماند. این را باید منصفانه گفت که پس از انتخابات ۱۲ فوریه، داکا دست دوستی به سوی همسایه بزرگ‌تر خود دراز کرد.

 

حزب ملی‌گرای بنگلادش که هند همیشه با بدگمانی به آن نگریسته، با دولتی برآمده از رأی مردم سر کار آمد و نخستین وزیر خارجه‌اش، در آوریل راهی دهلی شد. مودی هم سریع تبریک گفت. این شرایط، بهترین لحظه‌ای بود برای آنکه هند نشان دهد با «بنگلادش» کار دارد، نه با «حزب محبوبش». اما دهلی در عمل، همان مسیر قدیم را رفت و بر تعلل در پرونده حسینه، سکوت در برابر اخراج‌های مرزی و دست‌دست کردن در مذاکره آب، پافشاری کرد.

 

اینجا به نکته‌ای می‌رسم که به نظرم کمتر دیده شده‌است. بنگلادش در سیاست داخلی هند به یک «دیگری» انتخاباتی بدل شده است. بی‌جی‌پی در انتخابات ماه مه بنگال غربی با شعار «شناسایی، حذف، اخراج» پیروز شد و سووندو آدیکاری، چهره اصلی این پیروزی، چند ماه پیش‌تر گفته بود باید به بنگلادش درسی «مثل درس اسرائیل به غزه» داد. وقتی مرزبانی هند ایده رها کردن تمساح و مار در رودهای مرزی را مطرح می‌کند، مسئله از مدیریت مرز فراتر می‌رود و با نمایش سیاسی سروکار داریم.

 

هزینه این گونه نمایش‌ها  را مردم می‌دهند. طبق گزارش پروتم آلو، از مه ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶ نزدیک به ۲۵۰۰ نفر به زور به خاک بنگلادش رانده شدند که ۱۲۰ نفرشان اصلاً شهروند خود هند بودند. یعنی معیار، نه مدرک که زبان و دین بوده است. نگرانی هند درباره اقلیت هندو در بنگلادش جدی و قابل‌فهم است. اما کشوری که خود شهروندان بنگالی‌زبانش را از مرز بیرون می‌اندازد، برای اخلاق‌محوری در این باب جای محکمی ندارد.

 

معاهده آب گنگ دسامبر امسال منقضی می‌شود. بنگلادش و هند ۵۴ رود مشترک دارند و جز گنگ، برای هیچ‌کدام توافق رسمی وجود ندارد. توافق تیستا هم بیش از یک دهه است بلاتکلیف مانده‌ است. داکا درخواست مذاکره داده و هیئت کارشناسی تشکیل داده، اما دهلی ماه‌ها دنبال «زمان مناسب» بود. برای کشوری در بالادست، زمان همیشه مناسب است. اما برای کشاورز پایین‌دست، هر ماه تأخیر یعنی یک فصل کشت و زرع، در هاله‌ای از ابهام بماند. به نظر من، اینجا روشن‌ترین تصویر از عدم توازن قدرت را می‌بینیم. یکی می‌تواند صبر کند، دیگری نه.

 

در رسانه‌های هندی رایج است که نزدیکی داکا به پکن را دلیل سردی روابط بدانند. طارق رحمان هم، برخلاف سنت، نخستین سفرهای خارجی‌اش را به مالزی و چین رفت. اما به گمانم رابطه علّی برعکس است. کشور کوچک‌تری که در پرونده‌های حیاتی‌اش پاسخی از همسایه بزرگ نمی‌گیرد، طبیعی است که گزینه‌های سیاست خارجی خود را متنوع کند. این تنوع‌بخشی، نه دشمنی با هند بلکه عقلانیت سیاست خارجی کشور مستقلی همچون بنگلادش است. با این همه، نمی‌خواهم این یادداشت را بدبینانه تمام کنم. معرفی سفیر تازه بنگلادش در دهلی، سخن سخنگوی وزارت خارجه هند از رابطه‌ای «مثبت و رو به آینده» و حضور بنگلادش در رزمایش هوایی ترنگ شکتی، همه نشان می‌دهد که درها بسته نیست.

 

اما رابطه‌ای «رو به آینده»، به صرف بیان جمله‌های دیپلماتیک ساخته نمی‌شود. داکا سه چیز می‌خواهد که هیچ‌کدام زیاده‌خواهی نیست. اینکه خاک هند سکوی سیاست‌ورزی حسینه نباشد، اینکه شهروندانش بی‌محاکمه از مرز رانده نشوند و اینکه سهمش از آب گنگ تضمین حقوقی پایداری داشته باشد. اگر دهلی واقعاً می‌خواهد «همسایگی نخست» شعار نماند، باید بپذیرد که بنگلادش ۱۷۰ میلیونی امروز، با دولتی برآمده از رأی مردم، همسایه‌ای هم‌تراز می‌خواهد، نه برادری بزرگ‌تر. همسایگی دشوار است، اما ناگزیر؛ و در این همسایگی، بار سنگین‌تر را طبیعتاً همسایه بزرگ‌تر باید بر دوش بکشد.

 

خبر ویژه
کدخبر: ۶۰۱۷۳۳۸۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر