کودکان کار در حاشیه آمارها
سازمان بهزیستی آمار دقیقی از کودکان زبالهگرد ندارد و همین خلأ، برنامهریزی برای حمایت موثر از آنان را دشوار میکند
هفت صبح، شهلا رضایی| اولین سوال درباره کودکان زبالهگرد، سادهترین و در عین حال بیجوابترین سوال است: اینکه چند نفرند؟ فاطمه سلطانی، سرپرست مرکز اورژانس اجتماعی، پیشگیری از آسیبها و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی کشور صریح پاسخ میدهد که هیچکس آمار دقیقی ندارد. تاکنون از هیچ مرجعی آمار رسمی درباره تعداد کودکان زبالهگرد دریافت نشده است و همین ندانستن، خودش بخشی از مسئله است.
نمیشود برای پدیدهای که اندازهاش را نمیدانیم، نسخه دقیق پیچید. سلطانی در این باره میان دو گروه تفاوت قائل میشود: کودکان کار و کودکان زبالهگرد. آماری که در دست است، مربوط به گروه اول است؛ سال گذشته حدود ۹۰۰۰ نفر از کودکان کار و خیابان خدمات روزانه و ۳۰۰۰ نفر خدمات شبانهروزی از مراکز سازمان بهزیستی دریافت کردهاند. اما کودکان زبالهگرد، همانهایی که در تاریکی و حاشیه شهر مشغولاند، در آمارها جای مشخصی ندارند.
نبودن در چهارراه، یعنی نبودن؟
خطرناکترین سوءتفاهم در این حوزه، همینجاست. وقتی حضور کودکان در چهارراهها کم میشود، خیلیها خیالشان راحت میشود که پدیده کودک کار هم کم شده است. سلطانی ولی با رد این فرضیه هشدار میدهد که کاهش حضور کودکان کار در چهارراهها لزوماً به معنای کاهش این پدیده نیست. با توجه به شرایط اقتصادی کشور، نباید از این بابت خیالمان راحت باشد که چون کودکان را در چهارراهها نمیبینیم، پس دیگر کودک کار در موقعیت خیابان وجود ندارد.
تجربه نشان میدهد وقتی طرحهای موسوم به «جمعآوری» زیاد میشود، طبیعی است که کودکان کمتر در خیابان حاضر شوند و به سمت کارگاههای زیرزمینی یا فضاهای بیدفاع شهری بروند؛ مکانهایی که کنترل چندانی بر آنها نداریم. یعنی کودک از دید ما پاک نمیشود؛ فقط از دید ما پنهان میشود. و پنهان شدن، همیشه بدتر از دیده شدن است.
کودکی که در چهارراه است، حداقل در معرض نگاه شهر و مددکار و مدرسه قرار دارد؛ اما کودکی که در انبار یا کارگاه زیرزمینی کار میکند، از همه این شبکههای حمایتی بیرون افتاده است. طرحی که میخواهد آسیب را کم کند، اگر با اشتغال جایگزین و حمایت واقعی همراه نباشد، میتواند آسیب را جابهجا کند، نه حذف.
آنچه تا امروز انجام شده
با این حال، سلطانی از حرکتهای انجامشده هم میگوید. حساسیت سازمانها نسبت به کودکان زبالهگرد افزایش پیدا کرده است. در مقطعی، شهردار وقت بخشنامهای به پیمانکاران ابلاغ کرده بود که از کودکان استفاده نکنند و این موضوع پیگیری میشد و گزارش آن نیز دریافت میشد. در تهران، ورود شهرداری موجب شد گروههایی تشکیل شوند و اقدامات لازم انجام شود.
همچنان قوه قضائیه، سازمان بهزیستی و وزارت کشور پای کار هستند. نتیجه این هماهنگی، کاهش نسبی حضور کودکان در چهارراهها بود؛ اقدامی که به گفته سلطانی خوب است اما کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، ساختن الگویی برای شناسایی و جذب به موقع، حمایت به موقع و ارجاع به موقع کودکان کار و خیابان است تا دستکم آثار منفی حضور آنها در خیابان کاهش پیدا کند. حمایت به موقع، کلیدواژهای است که نشان میدهد مسئله فقط پاکسازی منظره شهر نیست؛ سرنوشت یک کودک است.
داستان باندهای کودکان زباله گرد
در این میان درباره کودکان عضو باندهای سازمانیافته هم آمار دقیقی وجود ندارد. سلطانی وجود بهرهکشی از کودکان در قالب باند را نفی نمیکند، اما تأکید میکند که اغلب کودکان کار و خیابان در حال حاضر برای تأمین معاش خانوادههایشان کار میکنند. بیشتر آنها با خانوادههای خود ارتباط دارند و نهادهای انتظامی و امنیتی کشور در این زمینه اشراف خوبی دارند.
نکتهای که او بر آن پافشاری میکند، اصلاح نگاه اجتماعی است: نباید اینگونه نگاه کنیم که همه این کودکان مجرم هستند یا با قانون تعارض دارند. حتی برخی از کارهایی که انجام میدهند، ماهیت جرم ندارد. این جمله، خط بطلانی است بر عادتی که در نگاه خیابانی ما ریشه دوانده است؛ کودک پشت چراغ قرمز، پیش از آنکه متهم باشد، کودک است.
قانون چه میگوید؟
سلطانی به مقررات مرتبط با کار کودکان هم اشاره میکند. طبق ماده ۷۹ قانون کار، اشتغال افراد زیر ۱۵ سال ممنوع شده است و پیماننامه حقوق کودک نیز محدودیتهایی را در این زمینه در نظر گرفته است. در ماده ۸۰ قانون کار، افراد ۱۵ تا ۱۸ سال به عنوان کارگر نوجوان شناخته شدهاند. ماده ۸۳ برای ساعات کار نوجوانان محدودیتهایی در نظر گرفته و بر اساس ماده ۸۴، کار نوجوان نباید به جسم و روح او آسیب برساند. این افراد همچنین مشمول بیمه تأمین اجتماعی میشوند.
از سوی دیگر، بر اساس پیماننامه حقوق کودک و مقاولهنامه ۱۸۲ سازمان بینالمللی کار، کشورها موظف شدهاند مشاغلی را که کودکان نباید در آنها فعالیت کنند، مشخص کنند. یعنی قانون کم نیست؛ آنچه کم است، اجرای دقیق و آمار شفاف است. بنابراین تا وقتی عدد دقیقی از کودکان زبالهگرد در دست نیست و تا وقتی جمعآوری، بدون جایگزین انجام میشود، این کودکان از چهارراهها به تاریکی میروند و ما فقط خیال میکنیم که مسئله حل شده است.