هفت صبح، مرتضی کلیلی| با قاب تاریخ به ایران قدیم سفر‌ و یادی ‌‌از ‌گذشته می‌کنیم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر کمتر دیده ‌شده‌ای استفاده شده که تماشای آنها خالی از لطف نیست.

 

تذکر پلیس به حجاب یک زن‌ جوان در تهرا‌ن - بهار سال ۱۳۸۵ ‌

 

‌ابتدا نیروی انتظامی در دهه ۶۰ و ۷۰ از پاترول‌های ویژه خود برای مبارزه با کم‌حجابان استفاده می‌کرد. این برخوردها در میانه دهه ۷۰ به اوج خود رسید و با روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد در سال 84 طرح حجاب و عفاف از سوی رئیس‌جمهور ابلاغ شد که ابتدا در ‌‌تابستان 85 با حضور ون‌های معروف سبزرنگ گشت ارشاد در خیابان‌ها طرح ارتقای امنیت اجتماعی کلید خورد و در سال 86 نیروی انتظامی این طرح را رسما در برخورد با چکمه‌پوشان آغاز کرد.

البته در زمستان 87 ‌احمدی‌نژاد انتقاداتی را از نحوه اجرای این طرح مطرح کرد و در سال 88 به خاطر انتخابات حساس ریاست‌جمهوری این طرح تقریبا کمرنگ شد. بعدها دولت احمدی‌نژاد‌ خود را از این طرح کنار کشید و درنهایت فشار افکار عمومی ‌‌سبب شد ‌‌این طرح از سال 1401 تقریبا متوقف شود.

 

داستان هلن آدامز کلر‌، نویسنده و فعال ‌‌آمریکایی

 

او که به دلیل ‌ بیماری تب مخملک در 19ماهگی شنوایی و بینایی خود را از دست داد‌ اما ‌‌ناامید نشد. هلن به کمک یک معلم خصوصی‌ ‌توانست تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ادامه دهد و جزو یکی از سخنرانان و نویسندگان مشهور دنیا شود. اینگونه که هلن در ‌شش سالگی توسط الکساندر گراهام بل معاینه شد. درنتیجه، او یک معلم ۲۰ ساله به نام آن سالیوان (میسی) را از موسسه نابینایان پرکینز در بوستون‌ که داماد بل آن را اداره می‌کرد، نزد کلر فرستاد.‌‌

در طول سال‌های ۱۸۸۸ تا ۱۸۹۰، او زمستان‌ها را در مؤسسه پرکینز به یادگیری خط بریل گذراند. هلن سپس‌ فرآیند آهسته‌ای از یادگیری صحبت کردن را زیر نظر سارا فولر از مدرسه ناشنوایان هوراس مان‌ که آن هم در بوستون بود، آغاز کرد. هلن همچنین لب‌خوانی را با قرار دادن انگشتانش روی لب‌ها و گلوی گوینده در حالی که کلمات به طور همزمان برای او هجی می‌شدند، آموخت. هلن در ۱۴ سالگی، ‌در مدرسه ناشنوایان رایت-هوماسون در شهر نیویورک ثبت‌نام کرد و در ۱۶ سالگی وارد مدرسه کمبریج ‌‌ ماساچوست بانوان شد.

 

او ‌ سال ۱۹۰۰ در کالج رادکلیف پذیرفته ‌و در سال ۱۹۰۴ با رتبه عالی فارغ‌التحصیل شد. هلن ‌همچنین‌ چندین کتاب درباره زندگی خود نوشت: از جمله داستان زندگی من (۱۹۰۳)، خوش‌بینی (۱۹۰۳)، دنیایی که در آن زندگی می‌کنم (۱۹۰۸)، نور در تاریکی من و دین من (۱۹۲۷) و... هلن ‌ سال ۱۹۱۳، ‌سخنرانی (با کمک یک مترجم) را آغاز کرد‌ که عمدتا از طرف بنیاد آمریکایی نابینایان بود‌ که بعدا یک صندوق وقف ۲ میلیون دلاری برای آن تأسیس کرد و تورهای سخنرانی او چندین بار در سراسر جهان برگزار شد.هلن درنهایت سال 1936 به یک شهرک به نام ایستن، کنتیکت ‌رفت و تا پایان عمر در آنجا ساکن بود. او ‌ ‌‌ژوئن ۱۹۶۸ در سن ۸۷سالگی درگذشت.