
هفت صبح| به رسم و روال هر روزمان در هفت صبح، باز هم به کف خیابان میرویم و گوشهای از همبستگی ملی در خیابانهای ایران را به تصویر میکشیم. اینجا درباره آدمهای خاص مینویسیم...
قاب امروز 1
کوبندهتر از فتاح و خیبر... اول به مشهد میرویم و بعد به تهران. دختر اول که تیپ اسپرت زده و کلاه سفید جردن به سر گذاشته؛ با لباس ورزشی در خیابانهای مشهد حضور پیدا کرده. میگوید با شنیدن نام تنگه هرمز این چیزها به ذهنش میآید؛ محل دفن شیطان... گورستان ناوهای هواپیمابر پیشرفته آمریکا... کوبندهتر از فتاح و خیبر...

قاب امروز 2
گندهگویی هزینه دارد؛ دختر دیگر مشهدی که حجاب کاملی دارد و چفیه عربی را برای پوشش خود انتخاب کرده؛ میگوید با شنیدن نام تنگه هرمز یاد پول میافتد. ببینید با اینکه نوجوان است اما اهمیت این تنگه استراتژیک را به خوبی درک کرده. میگوید این تنگه میتواند برایمان پولساز باشد. میگوید میتوانیم از طریق این تنگه خسارتهایی که به ما در جنگ تحمیلی وارد کردند را جبران کنیم. و در انتها میگوید بالاخره گندهگویی هزینه دارد!

قاب امروز 3
دختر و پسر نداره که من جونمو برای رهبرم میدم ! حجابش خاص و کامل است. دو تا پیرسینگ بینی دارد. از این حلقههایی که این روزها مد شده. خب به شخصه هیچ وقت نتوانستم این را درک کنم که چطور میشود جایی از بدن را سوراخ و از آن چیزی آویزان کرد؛ با گوش کاری ندارم اما بعضی جاها واقعا دردناک است. بگذریم به ما چه...

دختر قصه امروز ما به خبرنگار همشهری میگوید « نهتنها مردامون شیر هستن بلکه زنانی داریم که از شیر و ببر و گرگ و هر چیزی که در دنیا هست، قویترن.» میگوید «با رهبرم عهد میبندم که تا آخر عمر پای این خاک و کشور هستم و خواهم ماند.» میگوید برای اینجا آمدن، دختر و پسر ندارد... میگوید «جانم برای رهبرم است... زندگیم برای رهبرم است...»









