
هفت صبح| سهشنبه بود که خبر آمد الناز شاکردوست دارنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر از سینمای ایران خداحافظی یا کنارهگیری کرده؛ الناز با انتشار متنی در اینستاگرامش رسما کنارهگیریاش از سینمای ایران را اعلام کرد و نوشت حاضر نیست بهازای پذیرفتن سیمرغ فجر در این مراسم حضور پیدا کند. در بخشی از متن نسبتا بلند او آمده است: «تب دارم... ناگهان زنگ تلفن... صدایی از آن سوی خط «سیمرغ برای توست، بازیات درخشان بوده!» فریاد میزنم من عزادار عزیزانم هستم... کدام جشنواره، کدام جشن؟...»

الناز شاکردوست با فیلم «عروس چشمه» به کارگردانی فریدون نجفی در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و با انتشار این متن، باید کار او در سینمای ایران را پایانیافته تلقی کنیم. اما چهلوچهارمین جشنواره فجر تاکنون کم حاشیه نداشته؛ از حرفهای تند محمدحسین مهدویان در نشست خبری فیلم «نیمشب» نسبت به عدم حضور ستارههای سینما در فیلمش و پاسخ تند و عجیب به تبسم کشاورز، خبرنگاری که نیت فیلمسازی او را اکران آسان خواند... تا نشست خبری فیلم سینمایی «خیابان جمهوری» و حرفهای تلخ الناز ملک بازیگر این فیلم و گفتههای جالب توجه بابک خواجهپاشا کارگردان فیلم «سرزمین فرشتهها» درباره حوادث اخیر: «گول دو تا کانال را نخورید و فضا را دوقطبی نکنید... در سینما دو الناز داریم یکی (شاکردوست) میگوید دیگر به سینما نمیآیم و دیگری (ملک) میآید و از فیلمش دفاع میکند و فحش هم میخورد.»

قاب امروز 2
گرگ ایرانی و قهرمان مسترالمپیا بالاخره سکوتش را شکست. هادی چوپان در واکنش به انتقادها و فشارهای اخیر جامعه در پی انتشار ویدیویی از حضورش به عنوان داور در برنامه «کاپیتان» و رقص با شرکتکنندگان، با انتشار دو پست در اینستاگرامش واکنش نشان داد و نوشت:« بهتر است زمان سکوتم را بشکنم. در روزهای اخیر برداشتهایی شکل گرفته که سناریوی تخریب من به دست کسانی اتفاق افتاده و برچسبهایی که لایق خودشان است، به من متحمل میکنند که لازم میدانم توضیح دهم.

من صدها بار گفتهام وابسته به هیچ نهاد حکومتی نبودم و نیستم. همیشه خود را سرباز خطاب کردم... اگر سکوتی بوده نه از سر بیتفاوتی بوده، نه از سر ترس یا همراهی، بلکه از درک شرایطی بوده که همه رنجیده و دل شکسته بودند که هر سخن میتواند به سوءبرداشت منجر شود. و من خارجنشین نیستم که به شکم خوابیده در منفعت و در مجازی عزیزانم را به جان هم بیندازم. پای کشورم، پای مردمم، پای شهرم، پای پرچمم ماندم و تن جان سپر هر دشمنی برابر مردم و کشورم میکنم و کردم.
تصاویری که اخیرا از رسانه رسمی پخش شده مربوط به زمان حال نبوده و ماهها پیش ضبط شده. اگر تصمیم انتشار این برنامه با من بود، در چنین شرایطی اولویت من نه پخش چنین محتوایی بلکه احترام به حال جامعه و همراهی با خانوادههای داغدار بود و بنده از این بابت پخش در روز نامناسب و دردآور دخیل نبودم و اطلاعی نداشتم.»
قاب امروز 3
کملطفی دوستان عزیزم در تحریریه ورزش را مجبورم اینجا جبران کنم. بیمعرفتها بازی مهم صنعتنفت آبادان و نساجی قائمشهر دو مدعی اصلی صعود به لیگبرتر برایشان اصلا اهمیتی نداشت. بگذریم... ستاره این بازی بیشک «ابو طاها» بود. طالب ریکانی کاپیتان برزیلیهای آبادان هرکاری دلش خواست در این بازی کرد؛ یک کاشته دیدنی با پای چپ که کلمه «آر.پی.جی» را روی آن تتو کرده... جایی زد که باید میرفت... با این شلیک دیدنی، غم آن پنالتی اردیبهشت پارسال را از دلمان درآوردی.

