
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به یک دختر بامزه و هنرمند اختصاص دادیم؛ مشهور نیست. اسمش ملودی حمدگذار است. این روزها به خاطر کمرونق شدن کنسرتها، خیابان و پیادهرو را برای سرگرم کردن و شادی مردم و همچنین به رخ کشیدن هنر خود انتخاب کرده.

از او چه میدانیم؟
اسمش ملودی است؛ ۱۰ساله است. میگوید نزدیک به ۵ سال است که ویولن میزند. از خودش هم تعریف میکند و میگوید: «خب طبیعتا در سطح حرفهای هستم و روزی ۳ ساعت هم تمرین کردم تا به اینجا رسیدم.» در پاسخ به این سوال که «غیر از ویولن، چه ساز دیگری میزنی؟» میگوید: «هنگدرام میزنم. پیانو هم کم و بیش میزنم.»
بازیگر برگزیده کودک
به گفته خودش، بازیگر برگزیده کودک در نمایش مترسک ۱ شده است. در این نمایش نقش راوی و نوازنده را داشته... ملودی، ویولن را از 6 سالگی شروع کرده. میگوید: «خیلی خوشحالم چنین سازی (ویولن) را انتخاب کردم؛ چون ساز مادر است. من دو تا استاد دارم؛ یکی که به من ساز ایرانی درس میدهد و دیگری کلاسیک... خب من با اینها خیلی ساز زدن را خوب یاد گرفتم.

ساز ویولن برای من یک پوئن خیلی بزرگی در موسیقی است.» در پاسخ به این سوال که «موسیقی چه حسی به تو میدهد؟» میگوید: «خب من وقتی ساز میزنم، احساس خیلی خوبی دارم؛ خیلی لذت میبرم از اینکه چنین سازی را بلدم و میتوانم در این سن قطعههای مختلفی را بنوازم.»
کنسرت در خیابان
در پاسخ به این سوال که «چه شد تصمیم گرفتی در خیابان ساز بزنی؟» میگوید: «خب بعضی از مردم شرایط مالی مناسبی ندارند که بروند کنسرت ببینند. من در خیابان تصمیم گرفتم که این فرصت را به آنها بدهم که همانطور من از ساز زدنم لذت میبرم، دوست دارم مردم هم از ساز زدنم لذت ببرند.»

بازیگری در کنار موسیقی
ملودی غیر از موسیقی، در سینما هم فعالیت میکند. کجا بازی کرده؟ خودش اینطوری ماجرا را توضیح میدهد: «من بازیگر هستم و در سریال جیران نقش خواهرزاده ملکزاده را داشتم. در سریالی بیگناه، نقش مقابل آتیلا پسیانی و خواهرزاده شهرام حقیقتدوست در سریال...» در مورد دیگر فعالیتهایش در این روزهای جنگ و آتشبس میگوید قرار بود برای اجرای تئاتر مترسک، تمریناتش شروع شود اما خب به خاطر جنگ کنسل شد و در حال حاضر استندبای است. سریال گلوریا هم که قرار بود عید اکران شود اما متاسفانه جنگ شد و نشد!
حال و هوای ملودی در جنگ
از ملودی درباره جنگ و این وضعیت آتشبس و همه این اتفاقات اخیر پرسیدیم که چه تاثیری روی او گذاشته؟ در پاسخ به این سوال میگوید: «خب من در جنگ نمیتوانستم بیرون بروم و بیشتر در خانه بودم و حوصلهام خیلی سر میرفت ولی با ساز خودم را سرگرم میکردم. انواع قطعهها را مینواختم و همین برای من فرصتی شد که بتوانم قطعههای قبلی را تمرین کنم.»
درباره لغو یا تعویق پروژهها از او سوال میکنیم که به لحاظ روانی روی یک کودک 10ساله چه تاثیری گذاشته. خب پاسخش روشن است دیگر؛ میگوید: «احساس خیلی خوبی نداشتم...»
کنسرت در اتریش؛ اسکار در فرانسه
از آرزوهای ملودی در آینده میپرسیم. اینکه چه چشماندازی را برای زندگیاش میبیند؟ او میگوید: «دوست دارم وقتی بزرگ شدم به فرانسه بروم و از طریقی یک فیلمی بسازم که کارگردانش باشم و جایزه اسکار بگیرد. از طریق سازم دوست دارم به اتریش سفر و آنجا هم کنسرت برگزار کنم.»
همیشه یک امیدی هست
ملودی در آخر این گفتوگو، از امید حرف میزند. اینکه این شرایط، او را ناامید و خسته نمیکند. میگوید: «همیشه یک امیدی هست؛ برای هر کاری یک راهکاری هست.» ملودی آرزویی هم برای مردم ایران دارد؛ اینکه دوست دارد ایرانمان همیشه آزاد و آباد و همیشه در صلح باشد.








