
هفت صبح| در ادامه گزارشهای تصویریمان از این شبهای همبستگی ملی، امروز به دو سوژه منتخب دیگر از انبوهی از واکنشهای وطندوستان میپردازیم. دختر خانم برازنده چادری و آن یکی که در میان بمباران ائتلاف آمریکایی-صهیونی، در کف خیابان تولد گرفته. بریم سر اصل مطلب...

تا آخرین قطره خونی که در بدن داریم
روبهروی خبرنگار تو بگو نشسته و میگوید بگذارید به انگلیسی بگویم. انصافا هم انگلیسی را خوب صحبت میکند. نه از روی کاغذ و اینها... میگوید: اگر بشنون اونایی که دلشون نمیخواد بشنون... ببین ما مثل یک خانواده هستیم. پشت سر منو نگاه کنید؛ این مردمی که ایستادن، با وجود تمام بمبارانهایی که اطراف ماست، ما اهمیتی نمیدیم.

چون این سرزمین ماست. این خونه ماست. شما نمیتونید مارو بیرون کنید. این شما هستید که باید برید. ما میخوایم اینجا زندگی کنیم. مهم نیست شما چه کار میکنید. ترامپ یا اسرائیل... نمیدونم؛ یا هر کشور دیگه که شاید فکر میکنن میتونن بیان و سهمی از این کیک بردارن. شاید فکر میکنن ایران یه کیکه. نه اینطور نیست. این ایرانه...کشوری قدرتمند...

ما مردم ایران هستیم و ما شکست خواهیم داد تا آخرین خونی که در بدن داریم... چون اینجا خانه ماست... ما مطمئن هستیم. زندهباد ایران...
تولد در میان بمباران و جنگ
این یکی اسمش ستاره است؛ فرد خاصی نیست. نه سلبریتی است و نه ورزشکار. یکی دیگر از دختران شجاع وطن است که ترسی از اینکه وطنپرستیاش را جار بزند ندارد.

میگوید تولدش وسط جنگ افتاده. کیکی با ماکت چند هواپیمای جنگنده و نقشه ایران در دست دارد که روی آن نوشته شده وطن... «تولدت مبارک خانم ستاره؛ دختر شجاع وطن...»







